زیارت عاشورا
اقلیمـ رهایے

آقای علی خوش‌لفظ، بسیجی جانباز دوران دفاع مقدّس و راوی کتاب «وقتی مهتاب گم شد» روز پنجشنبه 1395/10/16 با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی دیدار نمود.
فیلم و متن بخش‌هایی از این دیدار و گفت‌وگوی صمیمانه به مناسبت برگزاری ششمین پاسداشت ادبیات جهاد و مقاومت و رونمایی از تقریظ رهبر انقلاب بر کتاب «وقتی مهتاب گم شد» در روز چهارشنبه 1395/11/20 منتشر شد.

* خوش‌لفظ: فقط یک نکته بگویم؛ ببخشید من بسیجی آقای متوسّلیان بودم در دزلی و درگیری‌های اوّل جنگ، فقط میدانم اگر الان جاویدالاثر آقای متوسّلیان اینجا بودند، یک نکته میگفتند: اینکه آقا! شما خیلی دارید درد میکشید، زجر میکشید؛ به هر حال این بحث اختلاسها و حقوقهای نجومی را میگویید، اینها گوش نمیدهند. یک چیزی بگویید که ما آرام بشویم؛ ما همچنان فدائی شما هستیم؛ دوست داریم -مثل همین که آقای متوسّلیان (اگر بود میگفت)- شما بیشتر از این درد نکشید و این همه آزار نبینید؛ واقعاً گوش (نمیکنند)، نمیدانم؛ یعنی ما حاضریم فدائی بشویم و به‌هرحال بیفتیم جلو. یک نکته که آراممان کند (بگویید).
* معظّمٌ‌له: آرام باشید. این چیزهایی که شما می‌بینید، اینها حوادث طبیعی یک راه دشوار به سمت قلّه است؛ هیچ انتظار نباید داشت که اگر ما میخواهیم برویم به قلّه‌ی توچال یا قلّه‌ی دماوند، در راه چاله نباشد، سنگ نباشد، باد نباشد، دود نباشد، گاز نباشد؛ مگر میشود؟ امّا داریم میرویم، داریم میرویم، عمده این است. اصلاً نگران نباشید؛ این حوادث وجود دارد؛ اگر این حوادث نبود باید تعجّب میکردید. حالا به‌مناسبت حضور آقایان، من در این جلسه خیلی بنا ندارم حرف بزنم، بنا دارم حرف بشنوم، امّا حالا شما ما را به حرف گرفتید.

* خوش‌لفظ: ببخشید.
* معظّمٌ‌له: نه عیبی ندارد. یک لشکر فرهنگی، یک جبهه‌ی فرهنگی، حمله کرده به انقلاب و به نظام جمهوری اسلامی؛ یک عدّه هم جانانه دارند از آن دفاع میکنند، جانانه دفاع میکنند؛ همین کتابها، همین نوشته‌ها. علّت اینکه می‌بینید من این‌قدر به شاعر انقلاب و به نویسنده‌ی انقلاب ارادت دارم و قلباً علاقه دارم، علّتش این است؛ چون میبینم اینها دارند چه‌کار میکنند، چون میبینم در مقابلشان چه کسی ایستاده و چه کسانی ایستاده‌اند و چه‌کار دارند میکنند، این را من دارم میبینم؛ و میبینم که یک عدّه‌ای سینه‌چاک ایستاده‌اند. شما راه هم که میروید، دارید مبارزه میکنید؛ شما، امثال شما آقای خوش‌لفظ! خوش‌لفظ، خوش‌معنا، خوش‌خواب،

* یکی از حضّار: خوش‌رفیق!
* معظّمٌ‌له: خوش‌رفیق،

* یکی از حضّار: خوش‌زخم!
* معظّمٌ‌له: خوش‌زخم(1) -بله- یعنی شماها همین‌طور که دارید راه میروید، نفس میکشید، حرف میزنید، اظهار وجود میکنید، این خودش مبارزه است، این خودش دفاع است، یک دفاع فرهنگی است. این آقایان که شعر میگویند، کتاب مینویسند، کتاب منتشر میکنند، کارهای گوناگون فرهنگی میکنند -[مثل] تحقیقات فرهنگی- اینها همه سینه‌سپرکردن است. تقریباً چهل سال از انقلاب گذشته، توقّع بوده که دیگر اینها نباشند، امّا شما می‌بینید دارد رویِش پشت سرِ رویِش جلو می‌آید. اینها شوخی است؟

* خوش‌‌‌لفظ: با نفَس شما است آقا.
* معظّمٌ‌له: نه نفَس [ما نیست]، اراده‌ی الهی است؛ ما همه وسیله‌ایم؛ ما کسی [نیستیم]؛ بخصوص حالا بنده که هیچ ولی شماها چرا. ما کسی و چیزی نیستیم. امّا میخواهم بگویم اینکه شما میگویید «آرامش، آرامش»، من آرامش دارم. من هیچ ناراحت [نیستم]. بعضی‌ها می‌آیند میگویند «ما دلمان به حالتان خون است»؛ میگویم بیخود! من راحتم، من دارم حرکت میکنم، من دارم حرکت را میبینم، برای من روشن است که دارد چه اتّفاقی در کشور می‌افتد؛ بله البتّه، دشمنی هست، مخالفت هست، اگر نبود باید تعجّب میکردیم، گروه‌هایی هستند «سازمان‌یافته»، برای ضربه‌زدن از روزنه‌ی فرهنگ، از روزنه‌ی هنر؛ با هم ارتباط دارند، پول خرج میکنند، پول میگیرند، خیانت میکنند، خباثت میکنند، پست‌فطرتی نشان میدهند -از این کارها همه[شان] دارند میکنند- برای اینکه یک‌جوری، نگذارند این انقلاب حرکت بکند؛ انقلاب هم دارد حرکت میکند، سینه‌اش را سپر کرده؛ آمریکایی‌ها اقرار میکنند به شکست، صهیونیست‌ها اقرار میکنند به شکست، آنهایی هم که احمق‌تر از این هستند که اقرار کنند -مثل سعودی‌ها و مانند اینها، چون مغرورند، احمقند- اقرار نمیکنند، امّا در دلشان اقرار میکنند، این است قضیّه. نخیر، هیچ نگران نباشید!

* خوش‌‌‌لفظ: الحمدللّه؛ خدا سایه‌ی شما را ان‌شاءاللّه برای ما حفظ کند.
* معظّمٌ‌له: خدا ان‌شاءاللّه سایه‌ی شماها را کم نکند، سایه‌ی رزمندگان را کم نکند، سایه‌ی خانواده‌های شهدا را کم نکند. خانواده‌های شهدا گاهی می‌آیند اینجا پیش من؛ اصلاً زبان انسان قاصر است از اینکه این حالتی را که اینها دارند، توصیف کند. زن نسبتاً جوان که فرزند جوان‌تر از خودش رفته جبهه و در سوریه شهید شده، آمده و با یک شهامتی حرف میزند و با یک گذشتی حرف میزند! خب میدانید، حالا با وضع دوران دفاع مقدّس هم فرق دارد؛ آنجا صدای توپ دشمن را همه می‌شنفتند، اینجا صدای توپ را فقط گوشهای شنوا می‌شنوند، همه نمی‌شنوند، درعین‌حال در یک چنین شرایطی، این مادر، این همسر، این پدر [جوانشان را میفرستند]. چند روز پیش از این، یک عدّه‌ای از آنها اینجا بودند؛ من اسم یک خانواده‌ای را آوردم، پدر خانواده [آمد]، دیدم یک مردی آمد جوان -خودش جوان بود، شاید مثلاً چهل و چند سال یا چهل و دو سه سال- این جوانش را، پسرش را [فرستاده بود]. گفتم پسر بزرگت بود؟ گفت بله. پسر بزرگِ جوانِ مثل گل را فرستاده سوریه! اینها مهم است؛ چیزهای عجیبی است. این انقلاب یک چیز عجیبی است؛ حتّی شماها هم که رفته‌اید در دلش و آن‌جور کار کرده‌اید، هنوز به آن اعماق و ریزه‌کاری‌هایش نرسیده‌اید؛ ما که بیشتر از شما نرسیده‌ایم؛ خیلی این انقلاب چیز عجیبی است. این برای اربابهای دنیا، حالاحالاها دردسرها خواهد داشت؛ این اوّل کار است الان. زنده باشید.



      

به گزارش خبرنگار دفاعی خبرگزاری فارس، سردار امیرعلی حاجی‌زاده فرمانده نیروی هوا فضای سپاه با حضور در برنامه تلویزیونی ثریا به تشریح برخی نقاط قوت نیروهای مسلح در حوزه موشکی و پهپادی و برخی ناگفته‌ها در این حوزه پرداخت.

وی با بیان اینکه ما دقت در حوزه موشکی را مدیون رهبری هستیم به ماجرای سه عملیات موشکی علیه تروریست‌ها در خارج از کشور اشاره کرد و گفت: مطالبه اصلی رهبر انقلاب بر این بود که در این عملیات‌ها به مردم عادی و غیرنظامی آسیبی نرسد و ما توانستیم در این عملیات‌ها با استفاده از موشک‌های نقطه‌زن اهداف را به صورت دقیق مورد اصابت قرار دهیم.

فرمانده نیروی هوا فضای سپاه خاطرنشان کرد: در جریان این سه عملیات تنها دو موشک به دلیل مسائل فنی دچار مشکل شد و اقدام به خودکشی کرد.

حاجی‌زاده افزود: این موشک‌ها مجهز به سیستمی هستند که اگر از لحاظ برد، سمت و... دچار مشکل شوند این امکان را دارند که اقدام به خودکشی کنند.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با بیان اینکه پایگاه‌های آمریکایی اطراف ایران زیر برد موشک‌های ما بوده و به اصطلاح گوشت زیر دندان ما هستند، اظهار داشت: مثلاً برخی از این پایگاه‌ها در فاصله 300 تا 400 کیلومتری ما قرار دارند.

فرمانده نیروی هوا فضای سپاه برای مثال به پایگاه‌های آمریکایی العدیبه در قطر، پایگاه الظفر در امارات و قندهار در افغانستان اشاره کرد و گفت: ما حتی می‌دانیم که هواپیمای بدون سرنشین RQ170 آمریکایی در پایگاه قندهار در کدام آشیانه بوده است.

حاجی‌زاده خاطرنشان کرد: این پایگاه‌ها اگرچه زمانی برای ما تهدید بودند اما امروز برای ما فرصت هستند.

وی در حوزه تهدیدات دریایی و شناوری نیز گفت: شما موشک‌های 700 کیلومتری ما را دیده‌اید که نقطه‌زن و بالستیک هستند. ما از اینها نمی‌توانیم در خلیج فارس استفاده کنیم بلکه در دریای عمان به کار گرفته می‌شود و شما حساب کنید که ناو هواپیمابر آمریکایی با 40 تا 50 جنگنده و شش هزار نیرو یک سیبل برای ما است.

فرمانده نیروی هوا فضای سپاه ادامه داد: در حوزه پهپادی نیز ما امروز بزرگترین کلکسیون پهپادهای غنیمتی از آمریکا و رژیم صهیونیستی داریم که پهپادهای MQ1 و MQ9 و شدو و اسکن‌ایگل و RQ170 آمریکایی و هرمس رژیم صهیونیستی از جمله آنها است.

حاجی‌زاده تأکید کرد: در حوزه هواپیمایی بدون سرنشین در دنیا ما در بین 4 تا 5 کشور اول قرار داریم و در منطقه نیز نه تنها در این حوزه بلکه به لحاظ قدرت نیروهای مسلح اولیم.

وی گفت: فرمانده نیروی هوایی یکی از کشورهای قدرتمند که به ایران آمده بود وقتی دستاوردهای پهپادی ما را دید گفت ما در این حوزه غفلت کردیم و شما از ما جلوترید و من به شما تبریک می‌گویم.

فرمانده نیروی هوا فضای سپاه خاطرنشان کرد:‌ برای نمونه پهپاد شاهد 129 ما به صورت پرواز 24 ساعته در سوریه و عراق بالاسر تروریست‌ها حضور داشت و از خدمات آن نه فقط ما بلکه ارتش سوریه، روس‌ها، نیروهای حزب‌الله و بقیه نیز استفاده کردند.

حاجی‌زاده گفت: ما از این هواپیما و نیز مدل ساخته شده از روی RQ170 آمریکایی در جهت بمباران مواضع تروریست‌ها و داعش در سوریه و عراق استفاد کردیم.

وی در خصوص توانمندی در حوزه پدافند هوایی نیز گفت: فرماندهان سوری و عراقی که به ایران آمده بودند وقتی دستاوردهای ما را در حوزه پدافندی دیدند بسیار تعجب کردند. فرمانده عراقی که یک فرد متخصص و کارکشته بود می‌گفت من نمونه‌های فرانسوی، چینی و روسی را هم دیده‌ام می‌گویم تجهیزات شما از آنها بهتر است.

به گزارش فارس در برنامه ثریا برای اولین‌بار تصاویری از حملات موشکی به تروریست‌ها، استفاده از پهپادها در عملیات علیه داعش، تست پرواز پهپاد ایرانی ساخته شده از روی مدل RQ170 و نیز مکالمه ناو هواپیمابر آمریکایی به زبان فارسی با نیروهای سپاه در خلیج فارس منتشر شد.

 



      

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری فارس، حسین شریعتمداری، مدیر مسؤول روزنامه کیهان در یادداشتی با عنوان « آقای ظریف متوجه هستید که... ؟!» به مصاحبه اخیر وزیر امور خارجه کشورمان با یکی از پایگاههای خبری در دفاع از پیوستن ایران به گروه اقدام مالی FATF  اشاره کرد و در انتقاد از اظهارات محمد جواد ظریف در این مصاحبه نوشت:

 آقای ظریف در مصاحبه اخیر با یک سایت خبری و در دفاع از پیوستن ایران به گروه اقدام مالی FATF گفت: پولشویی در کشور ما یک واقعیت است و کسانی که هزاران میلیارد تومان پولشویی می‌کنند به راحتی ده‌ها میلیارد هم برای مخالفت با پولشویی هزینه می‌کنند! ایشان در بخش دیگری از مصاحبه خود بدون آنکه از هیچ شخصیت حقیقی یا حقوقی نام ببرد ادعا کرد که آنها فقط در یک قلم 30 هزار میلیارد تومان پولشویی کرده‌اند! اظهارات آقای ظریف بلافاصله با عنوان «در ایران پولشویی گسترده انجام می‌شود»! به تیتر اول خبرگزاری‌های آمریکایی و اروپایی و سایت‌های خبری ضدانقلاب تبدیل شد.

درباره اظهارات آقای ظریف ‌در این مصاحبه اشاره به چند نکته و مطالبه پاسخ ایشان ضروری است؛
1- جناب ظریف! چرا دقیقا هنگامی که آمریکا و اروپا برای تصویب لوایح چهارگانه FATF در کشورمان یقه چاک می‌دهند و فشار می‌آورند، جنابعالی ایران اسلامی را به پولشویی گسترده متهم می‌کنید؟! جنابعالی در حالی که آمریکا اصرار داشت با ترساندن ملت از سایه جنگ اهداف خود را به ایران تحمیل کند، فرموده بودید آمریکا با یک بمب می‌تواند تمام تاسیسات نظامی ما را نابود کند! و با این اظهار‌نظر خود، آن‌هم از جایگاه وزیر امور خارجه به کمک آمریکا در تهدید نظامی علیه مردم وطنتان رفته بودید و نمونه‌های دیگری از این دست که تاکنون از جانب شما بی‌پاسخ مانده است!

2- فرموده‌اید در ایران هزاران میلیارد تومان پولشویی می‌شود و کسانی یا کسی در یک قلم 30 هزار میلیارد تومان پولشویی کرده است! خب! چرا این پولشویان - به قول خودتان- صدها هزار میلیاردی را به مردم و مخصوصا به مراجع قضایی معرفی نمی‌کنید؟! اگر ادعایتان واقعیت دارد، خود‌داری شما از معرفی آنان خیانت به ملت و نظام و همدستی با پولشویان است! نیست؟! 

3- ممکن است بفرمایید که خودداری شما از معرفی کلان‌پولشویان به علت ترس از آنهاست! در این صورت وقتی جنابعالی از پولشویان در داخل کشور می‌ترسید چه تضمینی هست که در انجام ماموریت خود در وزارت خارجه از کمترین تهدید دشمنان وحشت نکنید و منافع ملت و کشورتان را در پی این وحشت و ترس، بر باد ندهید؟!

4- این چه دولتی است که در سیستم بانکی آن هزاران میلیارد پولشویی صورت می‌پذیرد و این سیستم بانکی توان کشف آن را ندارد و برای مقابله با آن باید به بیگانگان متوسل شود (پذیرش FATF)! آیا این اظهار‌نظر جنابعالی تخریب دولت و اعتراف به ناکارآمدی آن نیست؟! دولتی که خود یکی از اعضای اصلی آن هستید؟! 

5- آقای رئیس‌جمهور بارها اعلام کرده است که همه توان دولت را برای مقابله با مفسدان اقتصادی که پولشویی یکی از مصادیق آن است به کار می‌گیرد. آیا به رئیس‌جمهور اعتماد ندارید که عوامل هزاران میلیارد پولشویی را به ایشان معرفی نمی‌کنید؟! اگر به رئیس‌جمهور اعتماد ندارید در کابینه ایشان چه می‌کنید و اگر اعتماد دارید چرا پولشویان را معرفی نمی‌کنید؟!

6- از چهار لایحه FATF، لایحه موسوم به مقابله با تامین مالی تروریسم CFT که اصلی‌ترین آنهاست از سوی شورای نگهبان رد شده است. همان لایحه‌ای که جنابعالی اصرار فراوانی بر تصویب آن داشتید. اکنون جای این سؤال است که آیا اظهارات نسنجیده جنابعالی متهم کردن جمهوری اسلامی ایران به پولشویی برای تامین مالی تروریست‌ها نیست؟! یعنی دقیقا همان که آمریکا و اسرائیل و اروپا همه‌روزه ایران اسلامی را به آن متهم می‌کنند! بیهوده نیست که اظهارات جنابعالی بلافاصله به تیتر اول رسانه‌های دشمن تبدیل شده و برایتان کف و سوت می‌زنند؟!



      

در پی تدوین الگوی پایه‌ی اسلامی ایرانی پیشرفت که در آن، اهم مبانی و آرمان‌های پیشرفت و افق مطلوب کشور در پنج دهه‌ی آینده، ترسیم و تدابیر مؤثر برای دستیابی به آن طراحی شده است، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی، دستگاه‌ها، مراکز علمی، نخبگان و صاحب‌نظران را به بررسی عمیق ابعاد مختلف سند تدوین‌شده و ارائه‌ی نظرات مشورتی جهت تکمیل و ارتقای این سند بالادستی فراخواندند.
ایشان همچنین مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت را موظف کردند که با مشورت مراجع مندرج در ابلاغ، نظرات و پیشنهادهای تکمیلی را دقیقاً بررسی و بهره‌برداری کند و نسخه‌ی ارتقایافته‌ی الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت را حداکثر ظرف دو سال آینده برای تصویب و ابلاغ ارائه نماید، به‌طوری‌که از ابتدای قرن پانزده هجری شمسی اجرای این الگو با سرعت مطلوب، آغاز و امور کشور بر مدار آن قرار گیرد.



      

آقای جهانگیری میگویند پول باشد ننه جون منم میتونه مدیریت کنه!
این یعنی الان پول نیست؟ یا برخی مسئولان بی عرضه تر از ننه جان شما هستند؟



      

به نام خدا
از اول سال 97 شروع شد.. جنگ را میگویم پسرم ، حیدر جان
دوست دارم از حال و هوای این روزهای جنگ اقتصادی برایت بنویسم تا چهل سال بعد وقتی آبها از آسیاب افتاد جای شهید و جلاد را با هم عوض نکنند..
پسرم این نامه رنج نامه ی مردم این دیار است.. ایران ، کشوری که هشت سال با دست خالی جلوی دشمنان خارجی ایستاد ولی اینروزها همان ملت...
دستمان خالی بود ، دلمان خون بود اما روحیه ی مبارزه داشتیم ، این روزها دولتی که با نام صلح! با نام رونق اقتصادی ، با نام تدبیر و امید روی کار آمد و رای از مردم بیگناه و ساده ی ایران گرفت بیش از پیش ضعیف و ناتوان شده ، نمیخواستم بنویسم اما صندوق بین‌المللی پول ساعاتی پیش در جدیدترین گزارش چشم انداز اقتصادی جهان اعلام کرد رشد اقتصادی ایران در سال 2018 به منفی 1.3 درصد کاهش و نرخ بیکاری به 12.8 درصد افزایش و نرخ تورم به 29.6 درصد افزایش می‌یابد.
آه فرزندم ، تاریخ پر است از خیانت یا اظهار ضعف سیاستمداران و دولتمردان یا پادشاهان ؛ این روزهای سخت ایران عزیز را از چشم همان کسانی میبینم که سالهای پیشین در هر لباسی بوده اند خدمت نکرده اند... گذشته ای پر از ابهام دارند و این روزها ژست قهرمان به خود میگیرند که مثلا کشور را از جنگ نجات داده اند.. این روزها مردم حس میکنند تماشاچی اند.. تماشای یک غول وحشی که اوضاع اقتصادی کشور را هدف قرار داده و عده ای از داخل خودمان به این غول کمک میکنند ، هرچه ....  ناتمام



      

خوش به حال شهدا که پر کشیدن
خوش به حال شهدا بهشتو دیدن
خوش به حالشون که از دنیا بریدن
تو نمازاشون خدا خدا می کردن
شب حمله برا هم دعا می کردن
یه توسل به امام رضا می کردن
یاد شما دلامونو خدایی کرده
یاد شما ماهارو کربلایی کرده
شهدا شبای جمعه همه زائر حسینن
دیگه چی بهتر از اینه که مجاور حسینن

حسین وای
شهدا بعد شما کاری نکردم
پسر فاطمه رو یاری نکردم
برا رهبرم علمداری نکردم
حالا من موندم و این بار گناهم
حالا من همون که جامونده ی راهم
هنوزم تو حسرت یه نیم نگاهم
غرق غمم شبیه برگهای خزونم
خیسه چشام برا محشر دل نگرونم
با دعای خیر زهرا الهی که رو سپید شم
توی صحن زینبیه بمیرم یا که شهید شم
حسین وای

حالا که واشده باز راه شهادت
حیفه من جا بمونم ازین سعادت
آرزوم شهادته حین زیارت
مثل اون شهیدا که با قلب بی تاب
مثل شیروانیان و مسلم خیزاب
کاش منم فدات بشم خواهر ارباب
خوب میدونی زغمت بی تاب و تبم من
جار میزنم که فدایی زینبم من
برا اون لحظه ی مرگم عمریه دلهره دارم
دوست دارم مثل شهیدا سرمو رو پات بزارم
با دعای خیر زهرا الهی که رو سپید شم
توی صحن زینبیه بمیرم یا که شهید شم
حسین وای



      

برادر، اگر من از فیض شهادت در راه خدا برخوردار شدم و به صف اصحاب اباعبداللّه الحسین(ع) پیوستم، مبادا بگذاری که جای من در جبهه خالی بماند. باید بر آن عهد وفاداری که با اماممان بسته ایم استوار بمانیم و عباس گونه وجود خود را وقف استمرار و استقرار ولایت کنیم. برادر، هرگز اجازه نده که اسلحه من بر زمین بیفتد. همه آینده دنیای امروز، به ما و آنچه که می کنیم وابسته است. خداوند بر ما جوانان منّت نهاده و وظیفه تحوّل کره زمین را به سوی آینده روشن قسط و عدل بر عهده ما نهاده است. و برادر، باز هم سفارش می کنم، مبادا اسلحه من بر زمین بیفتد.

خدایا چگونه تو را شکر گویم بر این که مرا در این چنین زمانه ای به جهان آورده ای؟ زمانه قیام، عصر بیداری. در اطراف خود اکنون که انتظار شب را می کشم، هرجا می نگرم چشمم به چهره های مصمّم جوانانی می افتد که از نور ولایت حیات گرفته اند و به هیچ چیز جز احیاء مکتب نمی اندیشند. خدایا چگونه تو را شکر گویم؟

بر فراز آن تپه بلند دروازه قرآن را برافراشته اند. یک طرف سوره «اذا جاء نصراللّه والفتح» را نوشته اند و بر طرف دیگر آیه مبارکه «و جعلنا من بین ایدیهم سدّاً و من خلفهم سدّاً فاغشیناهم فهم لایبصرون». حاج علی در پناه قرآن ایستاده است و بچه ها را روانه خط می کند. می دانی که او همین تازگی چشم چپش را در راه خدا از دست داده است و عینک می زند.

برادر، من احساس می کنم هر که از این دروازه بگذرد، از سیطره زمان و مکان خارج می شود و در محیط عنایت محض قدم می گذارد. من رفتم برادر، باز هم می گویم، مبادا سفارش مرا از یاد ببری!

روز اول، صبح زود، در کنار پایه های بتونی آن پل نیم ساخته، بچه ها با دوشکا و کلاشینکف و آرپی جی به مصاف دشمنی شتافته اند که در پس خروارها آهن پناه گرفته است؛ اما با این همه، جبهه مقاومت دشمن درهم شکسته و دیگر یارای ایستادگی ندارد. حکایت ما و دشمن، حکایت مشت و درفش است و ما دریافته ایم که همه قدرت ها در مُشتی نهفته که به راه خدا گره خورده است. اگر انسان پای در راه خدا بگذارد و بر ترس از مرگ غلبه کند، هیچ قدرتی در برابر او یارای ایستادگی ندارد.

فرمانده خط با این که شب را نخفته است، هنوز شکر خدا از آنچنان قدرتی برخوردار است که تو گویی هنوز هم روزهای متمادی می تواند بدون لحظه ای خواب، قطره ای آب و لقمه ای غذا سر پا بماند. آیا تو از دیدن فرمانده های جوان لشکر اسلام به یاد اسامة بن زید نمی افتی و آن لحظه های جاودان تاریخ صدر اسلام در خاطرت زنده نمی گردد؟

گاه گاه بچه ها از لحظه فراغت او سود می جویند و قوطی کمپوتی به دستش می دهند که از پای نیفتد. مبدأ این شور و اشتیاق و قدرت را در کجا باید جستجو کرد؟ رمز عملیات را به یاد بیاور: یا ابوالفضل العباس ادرکنی! یا اباالفضل العباس ادرکنی!

صبح روز اول عملیات، بچه هایی که همه شب را درگیر بوده اند هنوز لحظه ای فراغت نیافته اند. این همه قدرت و پایداری انسان را به شگفت می اندازد و همین استقامت است که آنان را لایق امدادهای غیبی خداوند می گرداند. آنان با آگاهی کامل می دانند پای در چه راهی نهاده اند و برای جلب نصرت الهی چه باید بکنند.

آزادی مهران، قدم کوچکی بیش نیست؛ آینده تاریخ از آنِ ماست.

صبح روز دوم عملیات، در یکی دیگر از محورها، نیروهای تازه نفس در زیر آتش سنگین دشمن می روند تا خط را تحویل بگیرند. هر لحظه سوت خمپاره ای به گوش می رسد و در کنارت، این سوی و آن سوی، ستونی از دود و خاک به هوا می رود. بگذار خمپاره ها این سوی و آن سوی تو فرو افتند؛ تو این آیه مبارکه را بخوان و بگذر: «قل هل تربّصون بنا الاّ احدی الحسنیین؟»

روز سوم بر فراز تپه های قلاویزان، در بحبوحه آن مصاف سنگین، وقتی از تشنگی دهانت خشک شده است، ناگهان سقای دشت کربلاست که با آب گوارا سر می رسد. جان فدای لب تشنه ات یا حسین!



      




[Designed By Ashoora.ir    مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ ]