اقلیمـ رهایے

    *وَ حَکَى عَنْهُ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ الْبَاقِرُ [علیه السلام] أَنَّهُ
    قَالَ کَانَ فِى الْأَرْضِ أَمَانَانِ مِنْ عَذَابِ اللَّهِ وَ قَدْ رُفِعَ أَحَدُهُمَا فَدُونَکُمُ الْآخَرَ
    فَتَمَسَّکُوا بِهِ أَمَّا الْأَمَانُ الَّذِى رُفِعَ فَهُوَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) وَ أَمَّا الْأَمَانُ الْبَاقِى
    فَالِاسْتِغْفَارُ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى وَ ما کانَ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِیهِمْ وَ ما کانَ
    اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ .(19)
    قال الرضى و هذا من محاسن الاستخراج و لطائف الاستنباط .
    و درود خدا بر او : (امام باقر [علیه السلام] از حضرت امیر المؤمنین [علیه السلام] نقل فرمود :
    دو چیز در زمین مایة امان از عذاب خدا بود : یکى از آن دو برداشته شد ،
    پس دیگرى را دریابید و بدان چنگ زنید ، اما امانى که برداشته شد رسول
    خدا (ص) بود و امان باقیمانده ، استغفار کردن است که خداى بزرگ به رسول خدا فرمود :
    " خدا آنان را عذاب نمى کند در حالى که تو در میان آنانى ، و عذابشان نمى کند تا آن هنگام که استغفار مى کنند."
نهج البلاغه



      

    *وَ قَالَ [علیه السلام] عَجِبْتُ لِمَنْ یَقْنَطُ وَ مَعَهُ الِاسْتِغْفَارُ .*

    و درود خدا بر او ، فرمود : در شگفتم از کسى که مى تواند استغفار کند و نا امید است.

نهج البلاغه



      

الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة سلطان اولیا، سخن گذار منبر سلونی، سرور مطلبی، ابن عم نبی، مهر برج إنّما، شهسیوار لافتا، پشوای انبیا، عروة الوثقی، کلمة الحسنی، سید الاوصیا، عماد الاصفیا، رکن الاولیا، آیة الله العظمی، خیر المومنین، امام المتقین، اول العابدین، ازهد الزاهدین، زین الموحدین، حبل الله المتین، لنگر آسمان و زمین، وجه الله، عین الله، نور الله، سرالله، اذن الله، روح الله، باب الله، سیف الله، عبدالله، اسدالله الغالب، آقاجانم علی بن ابی طالب:

ای وصف کمت ابوالعجب­ها

ای حضرت کیسه رطب­ها

ای ذکر امیدوار لب­ها

ای تام نواز نیمه ­شب­ها

ای کوچه به کوچه تا سحر گرد

ما پشت سر توایم برگرد

زیر سر زلف تاب خورده است

گر دل گره بی حساب خورده است

از چشم تو چشمه آب خورده است

همسایه­ ات آفتاب خورده است

شب­ها زتو غرق نور باشد

هر چشم بد از تو دور باشد

علی جان! هر ذره به هر کجا رسیده است

از مرحمت شما رسیده است

با تو نرسیده­ ها رسیده است

خیر تو علی به ما رسیده است

ما را همه با تو می­شناسند

با فاطمه با تو می­شناسند

پرباری نخل میثمت گرم

دل در سر زلف در همت گرم

بازار گدای حاتمت گرم

خورشید دمادم از دمت گرم

الحق که حیات آفرینی

نهج البرکات آفرینی

چون تیغ دودم مرا نگه­دار

کوه أُحدم مرا نگه­دار

محتاج شدم مرا نگه­دار

بابای خودم مرا نگه­دار

با عشق تو بار خواهم آمد

یک روز به کار خواهم آمد

تا عین علی نگار دارم

با غیر علی چه کار دارم

باشد سر ذوالفقار، دارم

من از علی اعتبار دارم

بی­ عشق علی نمی­خرندم

با او به حساب آورندم

گر زلف تو تاب دار باشد

صیاد طناب دار باشد

شمشیر تو آب­دار باشد

میخانه حساب دار باشد

مهمان ته پیاله­ ام کن

سیراب هزار­ساله­ ام کن

ای تیغ تو سر به راه انداز

بر لشکریان نگاه انداز

صد ولوله در سپاه انداز

عکسی ز خودت به چاه انداز

تا این که ثواب کرده باشی

لطفی است به آب کرده باشی

دستی که به فتح خیبر آورد

شوقی به دل پیمبر آورد

حیرت به نگاه لشکر آورد

از جا در و قلعه را درآورد

هستی همه هست مست هستت

فرمود خدای، ناز شستت

علی سر نهان و آشکار است

خدایی ناز شست کردگار است

علی خود معنی صوم و صلاة است

و ذکرش باقیات الصالحات است

علی تطهیر و تکبیر و قیام است

علی هم رکعتین و سلام است

علی دست خدا در آستین است

علی تنها صراط راستین است

علی عیسی و موسی و شعیب است

علی گنجینه اسرار غیب است

علی انجیل و تورات و زبور است

علی سرمنشأ تکثیر نور است

علی نهر شراب سلسبیل است

علی بر خلقت عالم دلیل است

علی استاد جبریل امین است

که مولایم امیر المومنین است

علی مجموعه پیغمبران است

علی عشق دل صاحب زمان است

بیا ای دل به عالم دلبری کن

وجودت را سراسر حیدری کن

که ادیان جمله حیران ولی اند

همه دنبال فرزند علی اند



      

ما منتظریم از سفر برگردی یک روز شبیه رهگذر برگردی
با کاسه آب و مجمری از اسپند ما آمده‌ایم پشت در برگردی
وقتی سر شب که رفتنت را دیدیم گفتیم نمی‌شود سحر برگردی
ما منتظر توایم آقا نکند یک جمعه غروب بی خبر برگردی
من گوشه‌نشین کوچه برگشتم ای کاش که از همین گذر برگردی
پرواز نمی‌کنیم از اینجا باید در فصل نبود بال و پر برگردی 
وقتش نرسیده است ای مرد ظهور با سیصد و سیزده نفر برگردی
شاعر:علی اکبر لطیفیان



      

میگن این سیل و اتفاقات بد به‌خاطر اینه که ما همش درحال نفرین کردن دیگر کشورها مثل آمریکا هستیم، اینا به خودمون داره برمی‌گرده. این مرگ برآمریکا گفتن ها و...
یکبار برای همیشه می‌خوام به این موضوع خاتمه بدم. من این استدلالو قبول دارم. بله قبول دارم. خیلی عالی. چیه همش لعن ونفرین؟ درود بفرستید.
حالاطبق همین استدلال میریم به سال 50 که سیل و برف و بوران اومد تو ایران، بیش از 4هزار نفر کشته شدن، خیلیه‌ها، کل این سیل‌های هفته گذشته 30نفر کشته نشدن، چهارهزار تا خیلی عدد بزرگیه.
اون زمان بجای مرگ برآمریکا چی میگفتن؟ میگفتن درود بر آمریکا، همه وجودمایی آمریکا...
خب حالا میتونیم نتیجه بگیریم که مرگ برآمریکا گفتن خسارت خیلی کمتری نسب به درود بر آمریکا گفتن داره. حالا اگه اینو بهشون بگی، میگن این چرت و پرتا چیه میگی . کلا هرچی استدلال اونا میارن درسته، برا ما غلط و خرافات و اَخه.
تازه تو اون ماجرای سال 50 شاه و شه‌بانو رفته بودن اسکی. البته این چیزا شایعاته و به تاریخ اضافه شده. شاه رفته بوده مردمو از زیر بهمن دربیاره. شاه خیلیم خوب بوده. مردم حوصله‌شون سر رفته بوده، گفتن یه انقلابی بکنیم، دورهم باشیم یه تنوعی بشه.
فلذا توصیه من به شما جوانان این است که گول این حرفارو نخورید، تاریخو بخونید. خیلی چیزا میاد دستتون
حسین_دارابی



      

کار باران همین است؛ می شوید و ...
پاک می کند و ....
آنقدر می بارد ؛
تا دلت برای تابیدن خورشید ؛ تنگ شود!
امّا ....
باران آمـــد ....
و دیگـــر آرامِ جان نبود!!
اینبار آمد و جای غبار،
شادی را از هفت سین هایمان، شُست و با خود بُرد!
می بینی جانِ جانان؟
نظم دنیا آنقدر بهم ریخته ...
که زمین و زمان، به هم رسیده اند!
امـــا ؛
مــا هنوز به دردِ نبودنت، نرسیده ایم!
دیگر زمین بی پناهی اش را چگونه فریاد کند؛
که قلبِ بی دردِ ما، باورَش کند؟
بی پناهیِ زمین که سهل است...
بی پناهی ما را نیز، همه فهمیده اند! جز خودمان.
کاش بعد از این باران؛ دلمان، برای خورشیدِ چشمانت کمی تنگ شود...



      

سال جدید آمد اما
ما همان آدم های سال پیشیم
که همچنان دروغ میگوییم ،
پشت یکدیگر بد میگوییم
و هر روزمان را با غرغرهای بیشتری شروع میکنیم!
سال جدید آمد اما آدم های جدیدی نیامدند و ما همچنان در انتظار آمدن آدم های خوب بر روی زمین هستیم
غافل از اینکه خوبی را از خودمان باید شروع کنیم
و هیچ وقت هم زیر بار این مسئله نمیرویم که اگر ما و اطرافمان در بدی غرق شدیم ، حتما مشکل از خودمان است و باید از خودمان شروع کنیم این پروسهء خوب شدن را!
به هر حال سال جدید آمد...
همه به ظاهر خوشحال اند و غرق در گفتن تبریک و شاد باش
امـــــا من همچنان به این فکر میکنم که
کدام سال قرار است به جای لباس آدم ها
کمی شخصیت و فکر آدم ها نو بشود؟



      

1. قدر خود را بدانید

همان‌طور که توضیح داده شد، تشویق کردن خودتان بسیار مفید است. با این کار ذهن شما تربیت می‌شود و یاد می‌گیرد که برای تشویق شدن نیاز به عمل‌گرایی دارد و پاداش تنها زمانی در انتظارش خواهد بود که وظیفه‌اش را به خوبی و بدون تنبلی به سرانجام رسانده باشد.
نظم و پشتکار به معنای فراموش‌ کردن استراحت نیست. به خود استراحت بدهید و معقول و منطقی فعالیت کنید. آن سوی سکه‌ی تشویق، تنبیه است. هر چه تقویت مثبت به شما انرژی و نیرو می‌بخشد، تنبیه شما را سرشکسته و ناتوان می‌سازد. سعی کنید از آرمان‌ها و برنامه‌هایتان عدول نکنید، چون بعد از هر تنبلی و شکست مغز شما ناخودآگاه شما را سرزنش و ملامت می‌کند و این یعنی گامی بزرگ رو به عقب.

2. اهداف هفتگی‌تان را بنویسید

اهداف هفتگی شما را متمرکز و باانگیزه نگه می‌دارد. اهداف شما در هر مرحله از زندگی تغییر می‌کند. یادداشت‌برداری از خواسته‌ها و اهداف، ضمن منظم‌کردن افکارتان به شما انگیزه می‌بخشد و بعدها که به آنها مراجعه ‌کنید برای‌تان جالب خواهد‌ بود که چه مسیری را طی کرده‌اید.

 3. بپذیرید که زندگی صحنه بُردوباخت است

برای لذت‌ بردن از پیروزی قطعا باید بهای آن را بپردازید. نگذارید ترس ازناملایمات و چالش‌های موجود در مسیر شما را دلسرد کند و به سمت تنبلی سوق دهد. زندگی در میان بستری از گل‌ها تنها وقتی ممکن است که بهایی پرداخته باشید. از منطقه امن خود خارج بشوید. برای خروج از منطقه امن ناگزیر هستید برخی دردها و تلخی‌ها را تجربه کنید. البته همیشه هزینه‌ها و مزایای هر اقدامی را بسنجید و ببینید کفه ترازو به نفع کدام‌یک سنگینی می‌کند. اگر بُرد با مزایا بود، آستین‌ها را بالا بزنید، شروع کنید و به سمت هدف گام بردارید. هیچ‌چیز بدون تلاش به‌دست نمی‌آید. این رسم روزگار است و باید آن را پذیرفت.

4. کار و کوشش ارزشمند است

تمام افراد موفق معتقدند که موفقیت حاصل 99 درصد تلاش و عرق ریختن و تنها 1درصد استعداد و هوش است. هوش آشفته و برنامه‌ریزی نشده هیچ نتیجه‌ای به دنبال نخواهد‌ داشت. موفقیت در کار، ورزش، زندگی و در کل همه چیز تلاش و تفکر می‌طلبد.
 شما یک شبه قهرمان نمی‌شوید. در مسیر موفقیت شاید بارها شکست بخورید، اما باید برخیزید و بدانید که شکست هم نشانه‌ی خوبی است. شکست یعنی هم‌چنان در مسیر هستید و در قفس بی ارادگی و تنبلی اسیر نیستید.

 5. در مسیر بمانید

گاهی اوقات پس از موفقیت‌ به خود استراحت می‌دهید. خب تا اینجا مشکلی نیست اما گاهی این استراحت موجب می‌شود پشت شما باد بخورد و بازگشتن و از سر گرفتن کارها سخت بشود. پس با مشکل بزرگی روبه‌رو می‌شوید و دیگر آن باد به تندبادی خانه خراب‌کن تبدیل می‌شود که دست‌آوردهای شما را تحت تأثیر قرار می‌دهد. بعد از هر فعالیت و استراحتی سریعا شروع به از سرگیری قدم‌های بعدی کنید و نگذارید اعتماد به نفس و همتی که به‌دست ‌آورده‌اید، با تنبلی از دست برود.

6. تسلیم نشوید
هرگز عقب نکشید. در مسیر رسیدن به هدف، هزارویک مانع روبه‌روی شما خواهد‌بود. به خود جرئت جنگیدن بدهید. عقب‌نشینی کار ترسوهاست. به خودتان تلنگر بزنید و یادآوری کنید برای رسیدن به هدفی مهم قدم در این راه دشوار گذاشته‌اید، هدفی که ارزش تحمل سختی‌ها را دارد. تسلیم نشوید، مسیر را بشکافید و به جلو حرکت کنید.



      

 1. شروع

شروع ‌کردن، سخت‌ترین بخش کار است. غلبه بر اینرسی یا همان لختی و مقاومتی که نسبت به شروع کار جدید در ما نهفته ‌است، اندکی دشوار است. با قدم‌های کوچک شروع و تأثیر تغییرات جزئی را مشاهده‌ کنید.
زندگی سخت است و انتظار بی‌جایی است که فکر کنید زندگی عالی یعنی زندگی بدون چالش و مشکل. اما باید قبول کرد که در کنار این سختی، زندگی سرشار از هیجان، امید و شیرینی نیز هست. با تنبلی خود را از موقعیت‌های شگفت‌انگیز، خوشی‌های محتمل و… محروم می‌کنید. باید مهارت‌هایتان را افزایش دهید، راه‌های حل مشکلات را پیدا کنید، رشد کنید و با تمام قوا به سوی ترس‌هایتان شیرجه بزنید. بهانه نیاورید و شجاع باشید.

 2. از زمان نهایت استفاده را ببرید

سعی کنید، فعالیت‌های خود را به بخش‌های کوچک‌تر تقسیم‌ کنید. وقتی که کارها بخش بخش باشند، انجام آنها ساده‌تر و شدنی‌تر است و ترس شما از شروع کردن کمتر می‌شود. گاهی اوقات علت تنبلی، گیج شدن و شلوغی بیش از اندازه موجود در کارهاست. برای اجتناب از گیجی و سردرگمی لازم است که کارها را کوچک‌تر کنید. تفکیک کارها به شما کمک می‌کند که هر کدام را با آرامش به ثمر برسانید و ضمنا می‌توانید رفت‌وآمدی میان انجام هر کار داشته باشید، یعنی ضمن انجام کاری به اقدامات لازم برای سایر فعالیت‌ها هم بپردازید و از
آنجا که مرز میان هر فعالیت کاملا مشخص است، سردرگمی و آشفتگی به بار نخواهد ‌آمد. کسانی که مدام از کمبود وقت می‌نالند، درست از زمان بهره نمی‌برند و اتلاف ‌وقت به شیوه‌های نامناسب موجب از دست رفتن زمان لازم برای پیگیری امورات‌شان می‌شود. از طرف دیگر، عدم برنامه‌ریزی آشفتگی ایجاد می‌کند و در آشفتگی، مغز قدرت مدیریت و تصمیم‌گیری درست را از دست می‌دهد. پس با درمان تنبلی به مغز بی‌نوا رحم کنید.

  3. اعتماد به نفس داشته ‌باشید

مربی خودتان باشید. منبع انرژی و الهام خود بشوید. اگر هیچ مشوقی در اطراف خود ندارید، خودتان که هستید. به خودتان روحیه بدهید و هرگز نگویید «هرگز». باور کنید تکرار جملات مثبت و الهام‌بخش در طول روز، شما را پرنشاط و شاداب می‌کند. به خودتان بگویید من می‌توانم، من قوی هستم و … . حس موفق بودن را در خود گسترش بدهید. چرا که نه؟ حتما شما هم استعدادها وتواناهایی دارید که با چاشنی تلاش شما را به بهترین نتایج خواهند ‌رساند.

  4. در صورت نیاز از دیگران کمک بگیرید
بیشتر افراد دوست ندارند از دیگران کمک بخواهند. علت این مسئله، شاید خجالت و ترس از برخورد منفی دیگران باشد. در هر صورت ترسیدن از درخواست کمک، نگرشی ناسالم است. انسان موجودی اجتماعی است و بخشی از وجودش در ارتباط با اجتماع، کمک به سایرین و کمک گرفتن از آنها معنی پیدا می‌کند. فرآیند اجتماعی شدن یعنی توانایی تبدیل کردن من به ما. این فرآیند کمی سخت، اما بسیار مهم است.وقتی با دیگران در معاشرت و ارتباط هستیم، حس مسئولیت‌مان بیشتر می‌شود و درمان تنبلی خیلی ساده‌تر خواهد ‌بود. مثلا در کم کردن وزن، وجود دوست و همراهی که کار ما را نظارت کند، بسیار مفید است. نیروهای مثبت اطراف خود را کشف کنید. یعنی افرادی که شما را دوست دارند و به درمان تنبلی شما کمک می‌کنند. انرژی مثبت و کمک اطرافیان می‌تواند انگیزه‌ی لازم برای تغییر را به شما بدهد.

5. واقع‌بین باشید
برنامه‌ریزی معقول داشته باشید و به آن پایبند بمانید. تحت هیچ شرایطی قوانینی را که برای انجام کارهایتان تنظیم کرده‌اید، بر هم نزنید که البته این به معنی ترک استراحت و تفریح نیست. میان کار و فعالیت تعادل ایجاد کنید. در هر کاری منظم و سرسخت باشید. وقتی کارتان را به نحو احسن انجام بدهید، استراحت برای‌تان شیرین‌ترخواهد ‌بود. با درمان تنبلی روحیه بهتری پیدا می‌کنید و تفریح و استراحت معنای خوبی به زندگی‌تان می‌بخشد.

6. خود را تشویق ‌کنید

برای هر گامی که به سوی هدف برمی‌دارید لایق تشویق هستید. خود را دوست بدارید. به خود آفرین و خداقوت بگویید. جملات مثبت شما را تواناتر و باانگیزه‌تر می‌کند.



      

 1. با شادی از خواب برخیزید

رختخواب گرم و نرم، بالشی که کاملا به حالت دلخواه زیر سرتان قرار گرفته است و با جایگاه دستان‌تان کاملا هماهنگ است، همه چیز نشان از وضعیتی ایده‌آل دارد تا اینکه صدای منزجر‌کننده‌ی زنگ ساعت شما را از رویای دل‌پذیرتان جدا می‌کند و از همین لحظه است که فرآیند تنبلی با جمله‌ی «5دقیقه دیگر بلند می‌شوم» آغاز می‌شود. متخصصین معتقدند که این کار بدترین کار ممکن است. برای درمان تنبلی در شروع صبح باید یک‌باره و باانرژی، با شنیدن اولین فرکانس‌های صوتی ساعت زنگ‌دار از رختخواب بیرون پرید. هرچه صبح را بانشاط‌تر آغاز کنید، روز بهتری خواهید‌ داشت. گاهی ‌اوقات خوش‌اخلاقی در صبحگاه کمی دشوار است، ولی باور بفرمایید همه‌ چیز با تمرین ممکن است. اگر هدفمند و پرانرژی از خواب بیدار شوید، کم‌کم رفتار شما تغییر می‌کند و همیشه صبح خوبی خواهید‌ داشت.

2. تعیین اهداف دست‌یافتنی

برای خود هدف داشته‌ باشید. اهدافی که قابل دست‌یابی باشند و برای تلاش کردن به شما انگیزه بدهند. برای اینکه سرخورده نشوید، اهدافی در تناسب با استعدادها و مهارت‌هایتان داشته ‌باشید. این موضوع بسیار مهم است. فرض کنید نه آمادگی جسمانی خوبی دارید و نه وضعیت مالی چندان مطلوبی، و با همه‌ی این احوالات می‌خواهید در سال آتی قهرمان اسب‌سواری با مانع بشوید. خب طبیعتا این نوع هدف‌گذاری پوچ و بی‌معنی است. فهرستی از اولویت‌های خود تهیه کنید. این اولویت‌بندی باید بر اساس زمان و اهمیت کارها صورت بگیرد.
اهداف و برنامه‌های خود را مکتوب کنید. حساب کارها را از دست ندهید. سعی کنید میزان پیشرفت خود را بررسی و ملاحظه کنید. در این صورت ذهن‌تان انسجام خوبی برای پیگیری کارها و فعالیت‌ها پیدا می‌کند و به جایی خواهید ‌رسید که تنبلی به طور کلی از دایره‌ی لغات شما حذف می‌شود. برای درمان تنبلی باید انگیزه‌‌ی خود را در موارد مختلف زندگی قوی کنید. می‌توانید دفترچه‌ای تهیه‌ و آرزوهای خود را در آن یادداشت ‌کنید. دوست دارید به چه نقطه‌ای برسید. چنین چشم‌اندازی شما را  پرانرژی می‌کند و نیروی حرکت به جلو را به شما تقدیم می‌کند. دوست دارید چطور زندگی کنید؟ اوقات فراغت‌تان را چگونه بگذرانید؟ می‌خواهید چقدر درآمد داشته ‌باشید؟ همه را بنویسید و برای دست‌یابی به یک‌یک آنها تلاش کنید. می‌توانید اهداف و آرزوهایتان را روی کاغذ بنویسید و در معرض دیدتان بگذارید. مثلا آنها را روی یخچال، رایانه، درِ کمد و … بچسبانید. از آرزوها‌یتان حرف بزنید و خود را ملزم کنید که به آنها دست بیابید.

3. اعتماد به نفس داشته ‌باشید

مربی خودتان باشید. منبع انرژی و الهام خود بشوید. اگر هیچ مشوقی در اطراف خود ندارید، خودتان که هستید. به خودتان روحیه بدهید و هرگز نگویید «هرگز».
باور کنید تکرار جملات مثبت و الهام‌بخش در طول روز، شما را پرنشاط و شاداب می‌کند. به خودتان بگویید من می‌توانم، من قوی هستم و … . حس موفق بودن را در خود گسترش بدهید. چرا که نه؟ حتما شما هم استعدادها و تواناهایی دارید که با چاشنی تلاش شما را به بهترین نتایج خواهند ‌رساند.

4. ارزش‌ها و اهداف‌تان را بازبینی ‌کنید

رسیدن به اهداف و آرزوها، تلاش و پشتکار زیادی می‌طلبد. بخشی از نیروهای لازم برای این تلاش و پشتکار از اهمیت چرایی رسیدن به اهداف سرچشمه می‌گیرد. اگر هدف نهایی فراموش شود، تنبلی به سادگی وارد مسیر می‌شود و شما را به بیراهه‌ها می‌کشاند. پس لازم است در حین تلاش برای رسیدن به هدف‌تان گاهی اوقات بایستید و تجدید قوا و پیمان بکنید. تجدید پیمان یعنی مقصد مطلوب‌تان را به خاطر بیاورید و با خود تجدید عهد کنید که برای رسیدن بهاهداف خود هر آنچه لازم است را انجام بدهید. می‌توانید از خود بپرسید:
ضرورت این هدف در چیست؟ اهمیت انجام آن در این مرحله از زندگی من چقدر است؟
 آیا به تنهایی از عهده طی کردن این مسیر برمی‌آیم یا به هم‌فکری و همراهی نیاز دارم؟
آیا زیاد از حد کمال‌گرا هستم؟ حواس‌تان باشد، کمال‌گرایی یکی از دام‌های خروج از موفقیت است. زیرا وقتی شما کمال‌گرا هستید، همواره به دنبال کسب بهترین نتایج و بی‌نقص‌ترین روش‌ها هستید. در این کُره‌ خاکی هیچ‌چیز کامل و بی‌عیب نیست و به قول شاعر گل بی‌خار کجاست؟ پس با کمال‌گرایی توان و انرژی شما کاسته می‌شود و تنبلی به عنوان پاسخی منطقی به نقصان کمال، خیلی زود خود را نشان خواهد‌ داد.

 5. «تو می‌توانی» شعارتان باشد

شروع کنید. دست روی دست نگذارید و نترسید. اگر فکری در سر دارید آن را عملی کنید. از شکست نترسید. شکست خوردن تاوانی بدتر از تنبلی و یک‌جا نشستن ندارد. در بدترین شرایط با اقدام کردن و شکست خوردن، تجربه کسب می‌کنید؛ اما با تنبلی روحیه شما خراب می‌شود، همت‌تان از بین می‌رود و پوچ و بی‌ارزش می‌شوید. به خود بگویید من می‌توانم. شکست‌ها و ناکامی‌ها را فراموش ‌کنید و مطمئن باشید با تلقین مثبت و البته تلاش و برنامه‌ریزی به هرچه بخواهید می‌رسید. اما و اگر را کنار بگذارید و برای شروع تنها به خودتان تکیه
    کنید. باور کنید اگر از صمیم قلب تصمیم به انجام کاری بگیرید، هیچ‌چیز جلودار شما نخواهد‌ بود. از هیچ‌کس و هیچ‌چیز انتظار نداشته ‌باشید. وقتی توقع خود را از دیگران کم می‌کنید، باید بر روی پاهای خود بایستید و این نیروی شما را دوچندان می‌کند. درمان تنبلی در اقدام کردن است. منفعل و راکد ماندن شما را به قعر چاه تاریک تنبلی می‌فرستد.

 6. بسم الله بگویید و شروع‌ کنید

برای درمان تنبلی و رخوتی که همه ما گاهی به آن دچار می‌شویم، اقدام به انجام کارهای ساده بسیار راه‌گشا است. مثلا فردا قرار است به جایی بروید و کلی کار دارید. لباس‌هایتان هم چروک است و اصلا حوصله ندارید و کارها را به تعویق می‌اندازید. کافی است از یک نقطه ساده شروع کنید. آن وقت است که حوصله‌تان سر جایش می‌آید و نه تنها لباس‌تان اتو می‌شود، بلکه انرژی لازم برای پیگیری سایر کارها را هم به‌دست می‌آورید. شروع کردن از کارهای جزئی و ساده مثل دوش گرفتن، اتو کردن و… بهترین روش برای روشن کردن موتور حرکت و گریز از تنبلی است.

   7. ورزش کنید

فواید ورزش وصف‌ناشدنی و بی‌شمار است. اما مهم‌ترین آن شادی و شوری است که در زندگی جاری می‌کند. با ورزش کردن، سرعت جریان خون افزایش می‌یابد و سوخت‌وساز بدن بیشتر می‌شود. شاید نرمش صبحگاهی برای شما کمی دشوار باشد، اما حداقل تلاش کنید که 15 دقیقه از وقت خود را به نرمش‌های ساده اختصاص بدهید. عقل سالم در بدن سالم است. با داشتن جسمی سالم تمام ابعاد زندگی سالم خواهد ‌شد. هر فرد باید حدود 150 دقیقه در هفته ورزش کند. اگر این زمان برای‌تان ممکن نیست، متناسب با برنامه‌‌ی زمانی زندگی‌تان، وقتی را
    برای ورزش کردن کنار بگذارید. هرقدر هم زمان ورزش‌کردن شما اندک باشد، باز هم در مقایسه با ورزش نکردن، صد به هیچ جلو خواهید ‌بود. ورزش کردن، سطح انرژی بدن را بالا می‌برد و خودبه‌خود تمایل به خوردن غذاهای نامناسب را از بین می‌برد. غذاهای نامناسب مانند فست‌فودها و… شادابی و پویایی بدن را می‌گیرند. وقتی انرژی کافی نداشته باشید، احتمال تنبلی افزایش می‌یابد. اگر به‌طور کلی فردی کم‌انرژی هستید، حتما به دکتر مراجعه کنید چون میزان بالای انرژی در درمان تنبلی نقش مهمی دارد.
گاهی اوقات چنان درگیر روزمرگی می‌شویم که رفع تکلیف و خستگی به همه‌ی ابعاد زندگی‌مان رسوخ می‌کند. کارمان خسته‌کننده و عادی می‌شود، شرایط زندگی و روابط‌مان هم تعریفی ندارد. در این شرایط، از آنجا که تغییرات ظاهری کم‌کم راهی به تغییرات درونی پیدا می‌کنند، گام اول می‌تواند تغییر در نحوه پوشش شما باشد. وقتی لباس ورزشی به تن می‌کنید، خود را ملزم به ورزش کردن می‌بینید. در واقع غیرمستقیم به خود تلقین می‌کنید و تلقین موجب تغییر شما می‌شود.



      
   1   2      >


پیامهای عمومی ارسال شده

+ بیا چشام به این دره بدون تو نمیگذره شبایی که خرابه حالم...



+ دلتنگ یک زیارت مقبولم یا حتی یک برف مثل قدیم ها یک باران طولانی پس آمدم ای شاه پناهم بدهی تو تا باز شود هر گره کور خلاصه مانند دل من دل دریاچه ی قم هم از دوری مشهد زده هی شور خلاصه...



+ رفقا سلام... من در میانه ی مسیری هستم که دوازده سال قبل شروع کردم... وحیدم آن زمان حدود بیست سالم بود الان حدود سی سال... باورم نمیشه همون وبلاگ نویس نوجوانی هستم که از دوران مدرسه راهنمایی مینوشت.. وقتی نوشتن همه ی زندگیم بود.. یادش بخیر... کسانی که اقلیم رهایی هنوز یادشونه سلااااااااااام...




[Designed By Ashoora.ir    مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ ]