اقلیمـ رهایے

مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو

جهان بس فتنه خواهد دید از آن چشم و از آن ابرو

غلام چشم آن ترکم که در خواب خوش مستی

نگارین گلشنش روی است و مشکین سایبان ابرو

هلالی شد تنم زین غم که با طغرای ابرویش

که باشد مه که بنماید ز طاق آسمان ابرو

رقیبان غافل و ما را از آن چشم و جبین هر دم

هزاران گونه پیغام است و حاجب در میان ابرو

روان گوشه گیران را جبینش طرفه گلزاریست

که بر طرف سمن زارش همی‌گردد چمان ابرو

دگر حور و پری را کس نگوید با چنین حسنی

که این را این چنین چشم است و آن را آن چنان ابرو

تو کافردل نمی‌بندی نقاب زلف و می‌ترسم

که محرابم بگرداند خم آن دلستان ابرو

اگر چه مرغ زیرک بود حافظ در هواداری

به تیر غمزه صیدش کرد چشم آن کمان ابرو

حافظ شیرازی



      

به نام زیبایش سلام
آدم وقتی خوب باشه روحیه میده... همین.



      

به نام خدا
از اول سال 97 شروع شد.. جنگ را میگویم پسرم ، حیدر جان
دوست دارم از حال و هوای این روزهای جنگ اقتصادی برایت بنویسم تا چهل سال بعد وقتی آبها از آسیاب افتاد جای شهید و جلاد را با هم عوض نکنند..
پسرم این نامه رنج نامه ی مردم این دیار است.. ایران ، کشوری که هشت سال با دست خالی جلوی دشمنان خارجی ایستاد ولی اینروزها همان ملت...
دستمان خالی بود ، دلمان خون بود اما روحیه ی مبارزه داشتیم ، این روزها دولتی که با نام صلح! با نام رونق اقتصادی ، با نام تدبیر و امید روی کار آمد و رای از مردم بیگناه و ساده ی ایران گرفت بیش از پیش ضعیف و ناتوان شده ، نمیخواستم بنویسم اما صندوق بین‌المللی پول ساعاتی پیش در جدیدترین گزارش چشم انداز اقتصادی جهان اعلام کرد رشد اقتصادی ایران در سال 2018 به منفی 1.3 درصد کاهش و نرخ بیکاری به 12.8 درصد افزایش و نرخ تورم به 29.6 درصد افزایش می‌یابد.
آه فرزندم ، تاریخ پر است از خیانت یا اظهار ضعف سیاستمداران و دولتمردان یا پادشاهان ؛ این روزهای سخت ایران عزیز را از چشم همان کسانی میبینم که سالهای پیشین در هر لباسی بوده اند خدمت نکرده اند... گذشته ای پر از ابهام دارند و این روزها ژست قهرمان به خود میگیرند که مثلا کشور را از جنگ نجات داده اند.. این روزها مردم حس میکنند تماشاچی اند.. تماشای یک غول وحشی که اوضاع اقتصادی کشور را هدف قرار داده و عده ای از داخل خودمان به این غول کمک میکنند ، هرچه ....  ناتمام



      
<      1   2   3      


پیامهای عمومی ارسال شده

+ دلتنگ یک زیارت مقبولم یا حتی یک برف مثل قدیم ها یک باران طولانی پس آمدم ای شاه پناهم بدهی تو تا باز شود هر گره کور خلاصه مانند دل من دل دریاچه ی قم هم از دوری مشهد زده هی شور خلاصه...



+ رفقا سلام... من در میانه ی مسیری هستم که دوازده سال قبل شروع کردم... وحیدم آن زمان حدود بیست سالم بود الان حدود سی سال... باورم نمیشه همون وبلاگ نویس نوجوانی هستم که از دوران مدرسه راهنمایی مینوشت.. وقتی نوشتن همه ی زندگیم بود.. یادش بخیر... کسانی که اقلیم رهایی هنوز یادشونه سلااااااااااام...




[Designed By Ashoora.ir    مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ ]