زیارت عاشورا
احساس - اقلیمـ رهایے

دریغ از یه جوونه تو وجودم تموم ریشه هام بی برگ و باره

از اشکای خودم سینه ام ترک خورد تنم از دور شبیه شوره زاره

نه کوهی دورمه تا کم میارم بهش تکیه کنم آروم بگیرم

نه دریا دورمه تا غرق من شه نه ساحل میشم اونجوری بمیرم

جوون بودم شبیه جنگلایی که الان سر راهت رو گرفتن

سر راهت تموم جنگلا سوخت تا چشمات رنگ دریا رو ببینن

یه شب بغضم گرفت فکرت منو برد از اون شب با خیالت هم نشینم
دختر

با این حالی که امشب تو سرم هست محاله صبح فردا رو ببینم

یه شب چشمام و بستم خواب دیدم داره بارون میاد از ابر مرده

یه روز چشمامو وا کردم نبودی دیدم سیل اومده دنیام و برده

تو رویای یه دریا تو سرت بود دلم دریا شد و رفتی ندیدی

تو رفتی رد بارون و بگیری تو رفتی و به دریا نرسیدی

کسی از خلوتم چیزی ندیده کویر از خلوتش بیرون نمیره

کویر رویای دریا تو سرش نیست کویر تا آخر قصه کویره

موسیقی و عکس شاید از نظر شما ربطی به هم نداشته باشد
این آهنگ مربوط به دفاع مقدس نیست...

دانلود با کیفیت320



      

وقتی رفیقای خوب یه آدم میشن گریه های دمادم

دیگه وای به حال غرورت که هی بهش میگی من به بادت ندادم

وقتی همه چیتو از دست دادی توی اوج بی اعتمادی

تازه باورت میشه رو پرتگاه کدوم قله ای ایستادی

آهای اون کسی که توی خاطرات منی دردم اینه کجایی

دارم له میشم زیر آوار دلتنگی و زیر سقف جدایی

دلم تا که وابسته شد زود دلت خسته شد خط کشیدی رو اسمم

اگه خیسه هق هق شدم با تو عاشق شدم

روی اسمته اسمم
آمازون آدمک

آره زدم زیر گریه دوباره بگین آسمونم بباره

یکی نیست بیاد و شریک غمم باشه دنیا چه بی اعتباره

آره شکستن چقد درد داره بره پا رو قلبت بزاره

الان چند وقته همش کار چشمای من گریه و انتظاره

آهای اون کسی که توی خاطرات منی دردم اینه کجایی

دارم له میشم زیر آوار دلتنگی و زیر سقف جدایی

دلم تا که وابسته شد زود دلت خسته شد خط کشیدی رو اسمم

اگه خیسه هق هق شدم با تو عاشق شدم

روی اسمت طلسمم...



      

خودت میخوای بری خاطره شی اما دلت میسوزه تظاهر میکنی عاشقمی این بازیه هر روزه

نترس آدم دمه رفتن همش دلشور میگیره دو روز بگذره این دلشوره ها از خاطرت میره

بهت قول میدم سخت نیست لااقل برای تو راحت باش دورم از تو و دنیای تو

راحت باش هیچ کس نمیاد جایه تو دلشوره دارم من واسه فردای تو

بهت قول میدم سخت نیست لااقل برای تو راحت باش دورم از تو و دنیای تو

راحت باش هیچ کس نمیاد جایه تو دلشوره دارم من واسه فردای تو

از عشق هر چیزی که میشناسمو از من گرفتی تو

تو باقی مونده ی احساسمو از من گرفتی و

میخوای من باشیو یادت بره مایی وجود داره خودت آماده ی رفتنی و ترست نمیزاره

اصلا نترس راحت برو بی من هیچکی به جز تو منو یادش نیست

فکر کردی کی از من خبر داره راحت برو هیچکی حواسش نیست

بهت قول میدم سخت نیست لااقل برای تو راحت باش دورم از تو و دنیایه تو

راحت باش هیچ کس نمیاد جایه تو دلشوره دارم من واسه فردایه تو

بهت قول میدم سخت نیست لااقل برای تو راحت باش دورم از تو و دنیایه تو

راحت باش هیچ کس نمیاد جایه تو دلشوره دارم من واسه فردایه تو

مسیرمون با هم یکی بود ولی مقصد جدا دل بی اون پره غم پره بغضم خدا...



      

قرار بود پاییز برگردی , گفتی که حالت باز خوب میشه. من تو همون خیابون ایستادم. کجایی پس داره غروب میشه...
پاییز



      

برو ای ترک که ترک تو ستمگر کردم

حیف از آن عمر که در پای تو من سرکردم

عهد و پیمان تو با ما و وفا با دگران

ساده‌دل من که قسم های تو باور کردم

به خدا کافر اگر بود به رحم آمده بود

زآن همه ناله که من پیش تو کافر کردم

تو شدی همسر اغیار و من از یار و دیار

گشتم آواره و ترک سر و همسر کردم

زیر سر بالش دیباست تو را کی دانی

که من از خار و خس بادیه بستر کردم

در و دیوار به حال دل من زار گریست

هر کجا ناله? ناکامی خود سر کردم

در غمت داغ پدر دیدم و چون در یتیم

اشک‌ریزان هوس دامن مادر کردم

اشک از آویزه? گوش تو حکایت می کرد

پند از این گوش پذیرفتم از آن در کردم

بعد از این گوش فلک نشنود افغان کسی

که من این گوش ز فریاد و فغان کر کردم

ای بسا شب به امیدی که زنی حلقه به در

چشم را حلقه‌صفت دوخته بر در کردم

جای می خون جگر ریخت به کامم ساقی

گر هوای طرب و ساقی و ساغر کردم

شهریارا به جفا کرد چو خاکم پامال

آن که من خاک رهش را به سر افسر کردم



      

باید هیجان رود باشی تا غربت سنگ را بفهمی...



      

اگه دستمون به جایی نرسید...

اگه کندم تو رو از تقدیرم

هر جا بودی تو واسه من تب کن

هر جا باشم من واست می میرم

ما دوتا پرنده تنهاییم

که باید دلخوش پرواز نشن

ما دوتا پنجره رو به همیم

که قراره رو به هم باز نشن

هر چی بغضه توی دنیا ماله من

نبینم چهره ی تو غمگینه

تلخه اما به خودت تلقین کن

عشق حتی غمشم شیرینه

دنیا می خواد غزل دوریتو 

گوشه ی چشمای من بنویسه

هر جا احساس غریبی کردی

مطمئن باش که چشمم خیسه

مطمئن باش که چشمم خیسه

آرزوهامو نگفتم به کسی

وقتی هیچکی محرم رازم نیست

دنیا بوتیک بزرگیه که توش هیچ پیراهنی اندازم نیست...

چشم



      

نگاه کن

که غم درون دیده ام

چگونه قطره قطره آب می شود

چگونه سایه ی سیاه سرکشم

اسیر دست آفتاب می شود

نگاه کن

تمام هستیم خراب می شود

شراره ای مرا به کام می کشد

مرا به اوج می برد

مرا به دام می کشد

نگاه کن

تمام آسمان من

پر از شهاب می شود

 تو آمدی ز دورها و دورها

ز سرزمین عطرها و نورها

نشانده ای مرا کنون به زورقی

ز عاجها، ز ابرها، بلورها

مرا ببر امید دلنواز من

ببر به شهر شعرها و شورها

 به راه پرستاره می کشانی ام

فراتر از ستاره می نشانی ام

نگاه کن

من از ستاره سوختم

لبالب از ستارگان تب شدم

چو ماهیان سرخ رنگ ساده دل

ستاره چین برکه های شب شدم

 چه دور بود پیش از این زمین ما

به این کبود غرفه های آسمان

کنون به گوش من دوباره می رسد

صدای تو

صدای بال برفی فرشتگان

نگاه کن که من کجا رسیده ام

به کهکشان، به بیکران، به جاودان

 کنون که آمدیم تا به اوجها

مرا بشوی با شراب موجها

مرا بپیچ در حریر بوسه ات

مرا بخواه در شبان دیرپا

مرا دگر رها مکن

مرا از این ستاره ها جدا مکن

نگاه کن که موم شب براه ما

چگونه قطره قطره آب می شود

صراحی سیاه دیدگان من

به لای لای گرم تو

لبالب از شراب خواب می شود

نگاه کن

تو میدمی و آفتاب می شود...



      

آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم که نگو...
آنقَدَر حسرت دیدار تو دارم که نگو...
بسکه دلتنگ تو ام ، از سر شب تا حالا...
آنقَدَر بوسه به تصویر تو دادم که نگو...
جانِ من حرف بزن!
آنقَدَر گوش به فرمان تو هستم که نگو...
کوچه پس کوچه ی این شهر پر از تنهاییست
آنقَدَر بی تو در این شهر غریبم که نگو...
امشب از کوچه ی دلتنگیِ من میگُذری؟!
جانِ من زود بیا
آنقَدَر حسرت آغوش تو دارم که نگو...
به خدا دلتنگم!
رو به رویم بِنِشینی کافیست
همه دنیا به کنار...



      

ز کار شمع خندیدم چو دیدم میان گریه کردن ناز می کرد

ولی پروانه بی پروا در آتش بدون بال و پر پرواز می کرد...



      
<      1   2   3   4   5   >>   >




[Designed By Ashoora.ir    مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ ]