دعای عظم البلا امام حسین - اقلیمـ رهایے

غروب روز دلگیری دلم غرق پریشانی هوا هم مثل چشمم سرخ بود و خیس و بارانی
منو و دل تنگی و غربت دلی غرق پریشانی نمی دانستم از کی آمدم بیرون کجا هستم
نمی شد پیش این مردم نشست و درد دل کرد نمی شد قفل غمها را شکست و درد دل کرد
که ناگه آمد از نزدیکی ام آوای زیبای دل انگیزی که گویی بند بر این رشته های پاره میزد
تو گویی که خدا از عرش بهر هر کسی که گشته آواره میزد و یا از بهر هر بیچاره ای میزد
نمی دانستم از کی آمدم بیرون کجا هستم دلم پر غم که ناگه دیدم آنجا را
ز بس که غرق غم بودم نفهمیدم چگونه نزدیک حرم بودم و نزدیک اذان بود و
آوای دل انگیزی که گویی حق از عرش بهر مردم بیچاره میزد
اذان بود و حرم نقاره میزد دلم طاقت نیاورد ایستاده نه بروی سنگ فرش صحن افتادم
صدا دادم : سلام ای ضامن آهو ببین بیچاره ام آقا برس بر داد من آقا که من بیچاره ام آقا
که ناگه یک کبوتر با صدای بالهای خود سکوتم را شکست کبوتر ناز و سرمست
کنار حوض آن صحن حرم بنشست کبوتر تشنه بود و آب میخورد دل من بین سینه تاب میخورد
صدایش کردم و گفتم : کبوتر خوش بحالت چه جایی میزنی پر خوش بحالت
دلم میخواست آقا مثل تو اینجا به من هم لانه میداد خودش با دستهای مهربانش به من هم دانه میداد
دلم میخواست من هم مثل تو پرواز میکردم به روی گنبد زردش پرم را باز میکردم
و یا با بالهایم پرچم سبز حرم را ناز میکردم کبوتر دارم از تو یک سوالی
کبوتر راستی جایی جز این صحن و سرا رفتی؟ اگر رفتی بگو که تا کجا رفتی؟
چه می دانی که دردم چیست؟ اصلا تا به حالا تو به عمرت کربلا رفتی؟
کبوتر از سر شب تا کنون در فکر آنجایم اگر که جان ندادم چون که من هم پیش آقایم
کبوتر تویی که لانه ات بر عرش دنیاست تویی که صاحبت فرزند زهراست
برو پیشش بگو آقا گدایت بی قرار است از آن روزی که رفته کربلا چشم انتظار است
برو پیشش بگو آقا گدایت سخت اندر شور و شین است برو پیشش بگو آقا گدایت سخت دلتنگ حسین است.



      

یا حسین ای برادر مهربانم. . .
نیستی ؛ اکنون منم و این همه نگاه نامحرم!
وحید زارع



      

بخدایی که مرا خواسته با پیکرصد چاک ببیند
به تنم زخم دو صد نیزه وشمشیر نشیند
به ستمگرندهم دستمو ذلت نپذیرم
امام حسین



      

دلِ ما را نگران کرد
خونْ دلِ هر دو جهان کرد
حرمله بهرِ جفایش
تیرِ خود را به کمان کرد
دستِ صیاد از او درِّ صدف می گیرد
حرمله زیرِ گلو را چو هدف می گیرد
دلِ مولا شده پر خون
علی اصغر شده گلگون
علی اصغر علی اصغر (2)
کرده دل بنده ی اصغر
ناز هر خنده ی اصغر
چشم افسرده ی مولا
شده شرمنده ی اصغر
تا حسین خونِ علی را به سما می ریزد
بی گمان از غم او اشکِ خدا می ریزد
دل ز او می بَرَد اصغر
بال و پر می زند اصغر
علی اصغر علی اصغر (2)
در حرم قحطی آب است
نگران قلبِ رباب است
یادش آید لبِ اصغر
تشنه ی قطره ی آب است
خبر آمد که علی اصغر او در خواب است
از همان تیرِ سه شعبه پسرش سیراب است
دلِ هر شیعه کباب است
خون به چشمانِ رباب است
علی اصغر علی اصغر



      

ای اهل کوفه رحمی این طفل جان ندارد

خواهد که آب گوید اما زبان ندارد

دیشب به گاهواره تا صبح ناله میزد

امروز که تر کند لب دور دهان ندارد

رخ مثل برگ پاییز لب چون دو چوبه خشک

این غنچه بهاری غیر از خزان ندارد

ای حرمله مکش تیر یکسو فکن کمان را

یک برگ گل که تاب تیر و کمان ندارد

شمشیر اوست آهش فریاد او تلظُی

جانش به لب رسیده تاب بیان ندارد

منت به من گذارید یک قطره آب آرید

بر کودکی که در تن جز نیمه جان ندارد

با من اگر بجنگید تا کشتنم بحنگید

این شیر خواره بر کف تیغ سنان ندارد

مادر نشسته تنها در خیمه بین زنها

جز اشک خجلت خود آب روان ندارد

تا با خدنگ دشمن روحش زند پر از تن

جز شانه امامش دیگر مکان ندارد

(میثم)به حشر نبود غیر از فغان و آهش

آنکو از این مصیبت آه و فغان ندارد.



      

وقتی از شدت محبت حسین «ع» سخن به میان می آید هرکس چیزی میگوید!
اما من میگویم: تا اون حد اهل بیت مهربانند که مثل منی هم به طمع افتاده!
وحید زارع



      

آه و افسوس! این امام حسین علیه¬السلام است که در میان دشت، با تنی خسته و مجروح، بر پیکر خمیده¬ی تیغِ جهادِ خود تکیه زده، رساترین فریاد تاریخ را سر داده و صدایش در آسمان¬ها نیز جگرسوز و غم¬بار گشته که: «هَلْ مِنْ ناصِرٍ ینْصُرُنی؟» نکند که مولا بی یاور شده؟! اگر چنین است، چه¬طور این خیل ملائک در آسمان، گوش دل به فرمان آن بزرگوار سپرده¬اند؟ یاور تو کیست جز خدا که بر گوش این نانجیبان، کلام حق می¬خوانی؟ مگر عبدالله بن¬حرّ نبود که یاری شما را رد کرد و تنها خواست اسبی برایتان به کمک بفرستد؟! حال آن که همگی محتاج و فقیرند و این شمایید دارندگان همه¬ی ذخائر دهر هستید و تو ای محبوب خدا! حجت و حبیب خدایی که اگر اشارتی از تو باشد، زمین سراسر از ملائکی می¬شود که جنگ در رکاب تو را آرزو و افتخاری بس عظیم¬ می¬پندارند. حال این ملائک که آرزومندند و این عبدالله بن¬حرّ که بر جان خود ترسیده. و آن نبود؛ مگر سعادت و رستگاری هر چند عاشورا تنها یک روز بود و هیچ روزی به مانند عاشورا و هیچ زمینی همتای کربلا نیست!



      

قسماً بالله داحی  الأرض خلاق السماوات وبما جاء به جبریل من وحیاً وآیات
أُنادی بکرامة ؛ إلى یوم القیامة ، سأذوق الموت بالعز ولا للذُلِ هیهات
اگر از خنجر خونریز ؛ لب تشنه ببرند سرم را
اگراز تیغ شکافند ؛ در این عرصه خونین جگرم را
اگر از تیر سه شعبه ؛ بدهند آب عوض شیر ؛ گل نو ثمرم را
اگر از داغ برادر ؛ شکند خصم ستمگر ، کمرم را
قتیل العبرات ؛ أسیر الکربات
أوهل تُکتب أحزانیه فی الطف بحبر ودوات
أبداً فالحزنُ لا یکتبوا إلا بالدموع الجاریات
اگر از چهار طرف ؛ خصم زند بر جگرم تیر
اگر آید به سرو کتفو تنم ؛ ضربت شمشیر
اگر از سنگ شود ؛ غرق به خون روی منیرم
اگر آتش عوض آب ؛ دهد خصم شریرم
اگر از داغ پسر سوزم و ؛ صد بار بمیرم
ظلمونی ؛ قتلونی ؛ وتناسو من أنا
صارت الآلام فی أرض الأسالی وطنا
کُل ما مرَ على الکوّن مِن الأحزانی قد مرَ هُنا
بخدایی که مرا خواسته با پیکرصد چاک ببیند
به تنم زخم دو صد نیزه وشمشیر نشیند
به ستمگرندهم دستمو ذلت نپذیرم
اگر آرند به جنگم همه اهل زمین را و سما را
مظلوم حسین جانم مظلوم حسین جانم مظلوم حسین جانم
منم و عهد الستم
نگسستم نه شکستم بخدا غیر خدا را نپرستم
بخدا من پسر شیر خدا و پسر فاطمه هستم
عربیونً علوینً قرشینّ شجری ؛ أُحدیون بدریونّ فاطمیونّ قَمری
همه ی دار و ندارم ؛ همه هفتاد و دو یارم ؛ به فداى ره جانان
منم و سرخى رویم ؛ منو و خون گلویم ؛ منم و حنجره عطشان
منم و داغ جوانان ؛ منم و خاک بیابان ؛ منم و سم ستوران
أنا للهادی حبیبونّ ؛ وفی الطف غریبونّ
وسلیبونّ وتریبونّ وعجیبونّ أن أذوق الموت ضامی
فمن عنی یحامی وشیبی لا خضیبوا
منو رگهای بریده منم و قلب دریده
منم و طفل صغیرم منم و کودک شیرم
منم ودخت اسیرم منم و حی قدیرم
أوهُلّ یعبدُ ربّ الکوّن فَوقَ الأرض مثلی ؛ فأنا المحرابُ مَن جاءَ بهِ السیفُ یُصلی
لِما یُقتلوا طفلی و تُسبا کُل أهلی ؛ لِِما یُقطعوا نحری و لِما أُقتلوا ذامی و بجنبی ماءُ نهری
منم و زخم فراوان منم و آیه قرآن
منم و زخم زبانها منم وتیغ سنانها
همه آیید و ببینید مقام وشرفُ عزت مارا
مظلوم حسین جانم مظلوم حسین جانم مظلوم حسین جانم
وهنا الکُل یرا ؛ ما بی حالی قد جرا ؛
أویرضى المصّطفى خیر الورى ؛ أی مرسومٍ حسیناٍ أغفرا
بخدا و برسول به علی ابن ابیطالب وزهراى بتول
وشقیق المجتبى فحل الفحول ؛ لا أخی کیف بهِ  ؛ إن راء الخیّل على صدر تجوّل
به هفتاد و دو یارم به حبیبم به زهیرم به طُرمّاح و به جُون و وهب پاک سرشتم
بجلال و شرف عابس وعباس به عثمان و به جعفر
به شهیدان عقیل و به خلوص دل عبد الله و قاسم
به علی اکبر و داغش به علی اصغر و خونش
یلطمُ البدر على الصدرُحزیناً بالیدین
ودموعّ منه تجری کاللجین وینادی بحدادی
وهو مکسور الفؤادی یا عمادی یا مرادی یا حبیبی یا حسین
مظلوم حسین جانم مظلوم حسین جانم مظلوم حسین جانم
به گل یاس مدینه به رقیه به سَکینه
به دل سوخته ی زینب کبری و دو فرزند شهیدش
به لب تشنه اطفال صغیرم به تن خسته سجاد عزیزم
من از این قوم ستمگر نگریزم نکنم بیعت و با خصم ستمگر بستیزم
سر من بر سرنی راه خدا گوید با دوست سخن گوید
گردد هدف سنگ خورد چون نبینم بخدا غیر خدا را
مظلوم حسین جانم مظلوم حسین جانم مظلوم حسین جانم
بنبیاً عربیاً ورسولًٍ مدنی وأخیه أسد الله المسمی بعلی و بزهراء بتولٍ
و به أم ٍولدتها و بسبطیه و شبلیه هما نجل زکی
و بسجاد و بالباقرِ والصادقِ حقا و بموسى و علیاٍ وتقیاٍ ونقی
وبذلعسکر والحجتةّ القائمِ بالحق الذی یضربُ بالسیف لحکماٍ أزلی
بمحمد ومحمد بعلیاٍ وعلی
مظلوم حسین جانم مظلوم حسین جانم مظلوم حسین جانم
«مداح : نزار قطری»



      

کاش بودیم! کاش بودیم آن زمان که تو تنهای تنها، در میان دشمنانی بودی که به تنهایی¬ات می¬خندیدند! کاش بودیم و در زیر نگاه آسمانی تو، جانِ یک¬باره که سهل است، هفتاد باره جان را فدای تو می-کردیم! کاش بودیم و با یاریت میخریدیم آنچه را که دشمنانت فروختند! «فیالیتنی کنتُ معکم فافوز فوزاً عظیماً»:« پس ای کاش با شما می بودم و با شما به رستگاری می رسیدم»؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه¬ی امام حسین علیه السلام.»و در زیر سایه¬ی تو بودن،
به هم¬راه خشنودی خدا و پیامبر صلی¬الله¬علیه¬و¬آله.آری! فروختند و چه ارزان هم فروختند! یکی به بهای ملک ری و دیگری برای کیسه¬ای گندم! کاش آنان که شمشیر کینه¬ی پدرت را به روی تو و فرزندانت کشیدند، قدر نعمت یاری تو را می¬دانستند!
کاش این تنها آرزو نبود و می¬توانستیم در یاری تو دستانت را به دست گیریم و خدا را خشنود کنیم! میدانی ای حجت خدا! خدا تو را و یاری ات را بسیار دوست می¬دارد؛ چرا که یاری برگزیدگان درگاهش را یاری خود دانسته است و به یاورانشان، بشارت های نیک داده.
مولای من! کربلا غمی شد جاودان و آرزوی یاری تو، رؤیایی بی¬کران؛ لیک ما ناتوانان، مهدی علیه¬السلام را نیز فراموش کرده¬ایم. مگر امام زمان ما نشانی از غربت جدّ مظلومش ندارد؟! آیا دشمنانش کم¬اند؟!
آیا کسی هست که هر روز حتی به قدر ساعتی به یاد غربت او آشفته گردد و اشک غم بریزد؟ غیبت دردناک است. بنشینی و ببینی مادرت را چگونه شهید کرده¬اند؛ پدرت چه¬طور شهید محراب شده؛ نیاکانت چگونه بر دشت¬ها، در خون تپیده¬اند؛ این ها همه سخت است. چشمانمان را بگشاییم. زمین که هیچ¬گاه از حجت خدا خالی نمی¬شود.
اگر قصد یاری مولایمان حسین علیه¬السلام را داریم، اکنون فرزند او حضرت مهدی علیه¬السلام زنده است؛فرزند آخرین ِحسین علیه¬السلام. همان که هر روز، اشک به چشم دارد و برای من و تو به درگاه خدا استغفار می¬کند.
پس حواریان مهدی کجایند؟ یاوران مهدی به سوی خدا، همانان¬اند که دوست دارند خدا را یاری کنند. و خداوند خود آموخته است که چگونه می¬توان او را یاری کرد:? ای کسانی که ایمان آورده¬اید! یاوران خدا باشید؛ همان گونه که عیسی بن مریم حواریان را گفت: کیان¬اند یاوران من به سوی خدا؟ ? پس اگر کسی می¬خواهد خدا را یاری کند، باید امروز حجت خدا را یاری کند.



      

نزدیک دولت آباد تهران طرفای میدون خراسان اونورا یکی بود جیگر میفروخت معروف بود به قاسم جیگرکی . یک آدم قد بلند ترکه ای ،اما زرنگ ،لات ، چاقو کش . دعوا میشد یه چرخ میزد 10 تا رو میخوابوند . گاهی هم شراب میخورد گاهی . اما روز آخر ذی الحجه که میشد دهنشو آب میکشید، قدیم لات ها اینجوری بودنا هرکاری که میکردن به محرم که میرسید به احترام امام حسین میذاشتن کنار ، حالا رو ول کن که طرف شب عاشوراشم گناه میکنه ، شب عاشورا!!! برای همین قبرستونا پر شده پر شده از جوون ، حرمت نگه نمیداری حضرت زهرا (س) نفرینت میکنه . میگه حسین من تو گودی قتلگاه داره دست و پا میزنه تو داری میخندی؟!! شب نشینی با رفیقات داری تو خونه دور هم جمع میشین پاشو برو حسینیه سینتو بزن .

میگفت آخر ذی الحجه دهنشو اب میکشید و لباس عزا میپوشید ومیومد تو حسینیه محل و ، در ضمن علمم داشت حسینیه ، علم کش هیئت این بود چون خیلی ماشاالله قدرتمند بود علمم که بزرگ بود.

آقا هیئتی که 5هزارتا سینه زن داشت خلاصه کم کم کار به جایی رسید که رسید به 100 نفر سینه زن ،مردم دیگه نیومدن .هیئت امناء هیئت دور هم نشستن که چرا هیئت کسی نمیاد. گفتن از مردم میپرسیم رفتن از مردم پرسیدن آقا تو چرا نمیایی؟گفت این قاسم جیگرکی علامت کش هیئتتونه ،خب وقتی یه هیئت راه میافته اولین کسی که مردم میبیننش کیه؟ علم کش دیگه،شراب خوره ،چاقو کش معروف دمه جیگرکی برو بابا ما نمیاییم .

دیدن همه به خاطر این نمیان ،چیکار کنیم یه جوری به قاسم میگیم که امسال محرم نیا تو دیگه حسینیه.

6 -7 نفری رفتن خونه قاسم ،گفتن قاسم ما باهات کاری داریم و گفتن بفرمایید و دست به سینه و مؤدب ،ایستاد و یکی از صفات لاتای قدیم این بود که واسه ریش سفید احترام قائل بودن.قدیما پیر مرد که یه چیزی میگفت،میگفتن چشم به خصوص برای سادات .امروز طرف دعوا میکنه میزنه تو گوش اولاد فاطمه ، پیر مرد ریش سفید و بهش توهین میکنن ، پیغمبر فرمود هرکی به ریش سفید توهین کنه به موی سفید توهین کنه ، توهین به منه رسول الله کرده ،هرکی توهین به بزرگتر بکنه تو پرونده اعمالش توهین به پیغمبر اکرم براش مینویسن. بین این 7نفر یه پیر مرد ریش سفید بود گفت قاسم ،گفت بله ، کفت ببخشید مزاحمتون شدیم ، گفت آقا منت گذاشتین سرمون ،گفت ما اومدیم فقط چند تا سوال بپرسیم گفت بفرمایید ، گفت قاسم حسین و دوست داری؟ گفت کدوم حسین . گفت حسین عزیز زهرا ، زد زیر گریه گفت حاجی دستت درد نکنه بعداز یه عمر نوکری حسین و دوست دارم؟!! خودم زنم بچه هام فدای حسین . گفتن ناراحت نشو ما چندتا سوال داریم . کفت بله دوست دارم میمیرم برای حسین فاطمه .

گفتن قاسم هرکاری از دستت بربیاد برای امام حسین میکنی؟ گفت بله دیدید که من تو محرم هرکاری میکنم ،بعضی ها فقط بلدن واسه دم در ، ولی اگه دستشویی ها گرفت به اون میگن برو ،و این کارم میکرد قاسم . میگفت دیدید من توالت میشورم دستشویی هارو میشورم ،تمیز میکنم ،جارو میکنم ،ف آب میپاشم ،ظرف میشورم ، از تیر میرم بالا پرچم میزنم هرکاری بتونم میکنم افتخارمه . گفتن درسته . گفتن قاسم دوست داری هئیت اربابت کوچیک باشه یا بزرگ ؟ گفت بزرگ ،حسین عظمت داره ،هئیتشم باید عظمت داشته باشه .گفتن قاسم یه سوال دیگه ،گفت بله ؟ گفتن اگر کسی باعث میشه هیئت حسین کوچیک بشه وظیفش چیه؟ شک کرد . گفت ببخشید یعنی چی؟ گفتن یعنی اینکه مردم نیان هیئت به خاطر یه نفر . گفت خب اون یه نفر نیاد ،مردم بیان . گفت راستیاتش ما برا همین اومدیم، دید ا اینا اومدن بهش بگن دیگه هئیت نیان.گفت قاسم ببخشید امسال تو دیگه نیا حسینیه . گفت باشه نمیام سلام منو به مردم برسونید بگین قاسم نمیاد شما بیایین . قاسم فدای شما مردم بشه بیایین من نمیام باشه ! . گفتن قاسم ببخشیدا ما جسارت نمیخواستیم بکینیم فقط اومدیم محترمانه بهت بگیم تو که میایی دیگه کسی نمیاد تو دیگه نیا .از خونه اومدن بیرون . شب اول محرم زن و بچش به قاسم گفتن بابا نمیری هیئت ،گفت چرا بابا شما برید من میام ، نذاشت زن و بچش بفهمن .

رفت چندتا پارچه مشکی جور کرد از چادر زنش و... رفت تو زیرزمین خونش دورتا دوره زیر زمین خونشو مشکی زد گفت حسین جان منو از حسینیه بیرون کردن ، به من گفتن دیگه نیا .منم یه حسینیه برا خودم درست کردم ،اینجا کسی نیست من و بیرون کنه . زنجیرشو برداشت و هرچی شعر بلد بود هی تو این زیر زمین زنجیر میزد و هی میگفت یا حسین یا حسین .

شب اول تموم شد،شب دوم ،شب سوم ،شب چهارم ،صبح پنجم یکی ازاون 7 نفر با چشم گریون از هیئت امناء همون 7 تایی ها ،اومد در خونه رفیقش در زد اشکشم بند نمیاد.دید اونم داره گریه میکنه گفت چرا گریه میکنی گفت من دیشب خواب حسین و دیدم ،دوتایی اومدن در خونه سومی دیدن اونم داره گریه میکنه ،آقا 7 تا جمع شدن چرا گریه میکنی؟ همه خوابه حسین دیدن همه هم یه خواب دیدن ،چی خواب دیدین ؟ امام حسین فرموده بود شما چیکاره بودید به یکی بگین بیا به یکی بگین نیا ؟؟ من که فقط حسین خوب ها نیستم ، من حسین گنهکارا هم هستم . برید عذر خواهی کنین ازش،چرا دل قاسم و شکستید؟ چرا جلوی زن و بچش کوچیکش کردید؟ اومدن در خونه قاسم ، دیدن در خونه قاسم بازه ، در زدن یکی از بچه هاش اومد دید داره گریه میکنه ، چرا گریه میکنی؟ گفت بیایین بابام داره خودشو میزنه ،داره بابام گریه میکنه . دویدن دیدن قاسم انقده سرشو به دیوار زده این سر شکسته خون آلود گفتن چته ، گفت منم خواب حسین و دیدم ، آقا فرمود به خاطر من ببخش اینارو ، اما قاسم تو که منو دوست داری تو که دوماه عزاداری میکنی ،چرا چاقو کشی میکنی ؟چرا شراب خوری میکنی؟ چرا آبرو منو میبری. قاسم میگه تو عالم رویا گفتم آقا من نمیدونستم آبروریزتم ، حالا که ناراحتت کردم میخوام روز عاشورا بمیرم حسین برات . آوردن قاسم و اما ظهر عاشورا نشده بود دیدن بچه های قاسم دویدن مردم ما یتیم شدیم بیایین جنازه بابامو بردارید . همه اومدن ، مردم اومدن ،جنازه قاسم و گلبارون کردن چه احترامی ،چه گریه هایی . چرا گلبارون میکنین؟ گفتن قاسم نوکر حسین بوده ؟ من میخوام بگم یه نوکرحسین و گلبارون میکنن ، پس چرا حسین و تیر باران کردن؟



      
<      1   2   3   4   5   >>   >




[Designed By Ashoora.ir    مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ ]