زیارت عاشورا
بی کسی - اقلیمـ رهایے

به نام خدا سلام
امروز رفتم یه سر زدم سایت سایپا ، نوشته:
مرحله دوازدهم پذیرش به پایان رسید ، مرحله بعد راس ساعت 13:00 انجام خواهد شد.

  • زمان دقیق باز شدن درگاه فروش در هر نوبت، مطابق با زمان اعلامی سامانه “time.ir” می باشد. لذا از قبل ساعت رایانه خود را با این سامانه تنظیم کرده و به زمان اعلامی سایت فروش در هر نوبت دقت فرمایید.


برای خرید پراید هم باید...
درگاه های فروش با اعلام قبلی در ساعات و زمانهای مشخص باز می گردند.کسانی که در ثانیه های اولیه وارد درگاه شوند، شانس موفقیت بالاتری دارند. توجه به موارد زیر می تواند بسیار کلیدی باشد:

زمان دقیق باز شدن درگاه فروش در هر نوبت، مطابق با زمان اعلامی سامانه time.ir می باشد. برای ورود در ثانیه‌های اولیه، از قبل ساعت رایانه خود را با این سامانه تنظیم کرده و به زمان اعلامی سایت فروش در هر نوبت دقت فرمایید.
سایت طی چند نوبت و در هر نوبت، بسته به میزان استقبال تنها بین 5 تا 20 ثانیه بازگشایی می شود. به این موضوع دقت فرمایید.

راس ساعت 13 وارد شدم؛
مرحله سیزدهم پذیرش به پایان رسید ، مرحله بعد راس ساعت 13:15 انجام خواهد شد.

متاسفم...



      

تحقیقات نشان داده است که کمرویی با فرهنگ یک جامعه رابطه مستقیم دارد. به نظر می رسد ژاپن نسبت به دیگر کشورهای جهان، جمعیت خجالتی تری داشته باشد. 90 درصد مردم این کشور ادعا می کنند خجالتی اند. در توکیو، فروتنی، خویشتن داری، رازداری، جزء نگری و مهربانی ارزش هایی مقدسی اند که مجریان آن خجالتی خوانده می شوند. در کشور ما نیز به عنوان مثال از نظر فرهنگ اسلامی و سنتی یک زن ایده آل مومن زنی است که هنگام صحبت با غریبه ها چشم به زمین بدوزد و سرخ شود، اما در حال حاضر با پیشرفت جامعه چنین خصوصیاتی به خجالتی ها نسبت داده می شود.

اما علم روانشناسی غربی میگوید: چون قادر نیست با جنس مخالف خود سر صحبت را بگشاید ، پس بیماری کم رویی یا ترس از اجتماع دارد!!!
در صورتیکه اخلاق اسلامی حیا و شرم را یک فضیلت میداند...
به عقیده ی نویسنده ی اقلیم رهایی ؛ روانشناسی غربی بدون توجه به فرهنگ دینی اسلامی ارزشی ندارد و چیزی که اینروزها به عنوان روانشناسی و مشاوره برای کاسبی راه افتاده در آینده نتایج بدتری در پی خواهد داشت زیرا مشاوران و روانشناسانی را دیده ام که از حل مشکلی کوچک یا عیبی کوچک در خود درمانده اند ولی به مردم نسخه میدهند!!!



      

شهیدی که تیرماه 1370 در اصفهان به‌دنیا آمد و مردادماه 1396 در سوریه به دست داعش اسیر و پس از دو روز شهید گردید.

از لشکر زرهی 8 نجف اشرف ؛ با درجه ستوانی

نیروهای امریکایی مواضع نیروهای حشدالشعبی را بمباران کردند ،

بنابراین نیروهای ستوان حججی پشتیبان خود را از دست داده و او اسیر میشود...

فیلم اسارت او

فیلم شهادت و فیلم وداعش با همسر و خانواده

در فضای مجازی موجود است

از گوگل سرچ کنید و ببینید.

در باغ شهادت باز باز است.



      

به نام زیبایش سلام
این روزها خیلی درگیر نصب تجهیزات ...
اصلا ولش کن.. بگذار اصل مطلب را بگویم
آقا ، خسته نباشید
جانم بفرمایید
من یا یکی از دوستان شما در مورد عصرها که بیکار هستم کردم
...
از همین جا شروع شد
داستان زندگیش
 ازدواج مجدد پدر و رفتن پدرش ...
خرج زندگی را دو برادری بر دوش میکشند
برادرش بیکار شده و خودش هم نگهبان تا ظهر
و حقوقش هم باورتان نمیشود اگر بگویم 700 تومان که 350 را شرکت برای بیمه از او کسر میکند...
دلم میخواست کمکی کنم... اما
ان الله مع الصابرین
شماره ی شرکت را دادم و گفتم تماس بگیر انشاالله جور شود...
اینهم داستان امروز ما..
راستی باورت میشود حقوق یکنفر در مملکت ما 350 تومن باشد؟



      

خدایا ، به نام خودت سلام
چند وقت پیش مطلبی نوشته بودم به عنوان درد دل با رییس جمهور که اگر همین الان بخواهید بخوانید اینجا «درد دل با رییس جمهور»را کلیک کنید
 خلاصه اینکه نظرات مختلفی به دستم رسید یکی از آنها را برایتان مینویسم
سلام اقای رییس جمهور عزیز من یه خانم 28 ساله هستم که دوتا دختردارم و در شهر کاشمر زندگی میکنم و اینجا غریبم شوهرمم بیکاره و به همین علت پایه های زندگیمون داره سست میشه دیگه راهی ندارم خیلی دلم پره از مسولین شوهرم خیلی تلاش میکنه ولی هیچ جایی واسش کار پیدا نمیشه چون ما هیچ جایی پارتی نداریم اخه چرا یکی مثل همسر من که هنر داره باید بیکارباشه تو خدا به ما کمک کنید من زندگیم و همسرمو دوست دارم و نمیخوام زندگیم خراب بشه سه سال پیش اسم همسرمو درکارخانه کاشی زهره کاشمر نوشتیم ولی کسی تماس نگرفت با اینکه تمام مدارکش کامل بود وخود رییس گفته چرا با این مدارکها تو بیکاری الان هم فاز2 کارخانه را دارن راه اندازی میکنن ولی ما اشنایی نداریم من همه امیدم اول به خداست و بعد به شما اقای رییس جمهورم روحانی تو رو خدا یه گوشه چشمی هم به ما بیچارها بندازین که هیچ کسی رو نداریم و هیچ پارتی من همین که همسرم کار ثابت داشته باشه برام کافیه و توقع زیادی ندارم برای شما ارزوی موفقیت میکنم همیشه پیروز باشید ویکم هم به فکر جونها ممنون از شما خانم مرضیه از کاشمر
با سلام خدمت خانم مرضیه از کاشمر
نامه ی شما توسط پایگاه اقلیم رهایی خوانده شد
متاسفانه نویسنده ی این سایت خودش هم با وجود خبرنگار و نویسنده بودن
با وجود همه ی تلاش ها
به پیشه ی شغل آزاد با درامد بسیار کم مشغول است
بنده جز دعا برای شما کاری از دستم بر نمی آید
ضمنا خداوند متعال تنها پناه محرومین و مستضعفین است
ای کاش میتوانستم کمکی بکنم اما این متاسفانه بنده ی ضعیف و حقیر خداوند خودش دچار مشکلات عمیق تری است
از جنابعالی تقاضای دعای خیر دارم ، آه مظلوم روزی دامن ظالم را میگیرد
به امید ظهور قائم آل محمد والسلام تابستان 96



      

به نام زیبایش سلام
شبهای رمضان فرصت خوبیست برای تجدید خاطرات راهیان نور پارسال
خلاصه میکنم ، وسط عکاسی از هویزه و قبور شهدا
ناگهان رفتیم سر قبر شهید علی حاتمی
سر قبر شلوغ بود همه هم دختر دم بخت
ما هم عکاس و فیلمبردار دو نفری یهو بالای سرشان سبز شدیم!
آقای شفیعی به من گفت: میدانی که برای این شهید جک بگویی مشکل ازدواجت را حل میکند!
خندیدم و شروع کردیم به عکاسی و ایشان هم فیلمبرداری
ناگهان بیچاره خانمها الفرار! همگی رفتند
گفتم خوب شد فرصت خوبی است
شهیدی که رییس کمیته ی ازدواج است جکی گفتم و قسمش دادم هرچند بی مزه است بخندد!
به قول دوستی: شهدا کمیته کمیته شده‌اند و دردهای مردم را بررسی می‌کنند و حل می‌کنند؛ کمیته ازدواج فکر کنم فعال‌ترین و پر رفت و آمدترین کمیته‌ها باشد.
خب من هم مجرد ، شهید هم مسئول رفع تجرد ما!
خوب است ؛ قدری با ایشان خلوت کردم و رفتم سراغ شهید علم الهدی!
این عکس هم یادگار همان موقع است که گفتم...
شهید حاتمی
اگر همین امسال بنده را ناگهان متاهل یافتید
یا دست در دست یار دیدید
زیاد تعجب نکنید
کار کار خود شهید حاتمی است
انشاءالله که از تنهایی در بیاییم بلند صلوات بفرست.



      

یکروزی همین آقای قهرمان دیپلماسی
جواد ظریف میگفت:
هیچ توافقی نیست که همه ی طرفها آنرا اجرا کرده باشند!
از همان روز فهمیدم برجام یعنی تعهد ایران به تعطیلی هسته ای و تحریمهای جدید!
قطعا انسان احمق همیشه بدبخت است.



      

به نام زیبایش سلام
ساعت هفت است ؛ حدود پنج روزه دستم به کیبورد نرفته ست
جمعه است به گمانم ، چون ظهر بود که درگیر کار بودم که پدرم رفت نماز جمعه
حس میکنم چیزی گم کرده ام ، خواب دیده ام باز!
خواب مرگ ، خواب مجلسی که هرکس تجربه ای از مرگ داشت
یکنفر داشت از این حرف میزد که قبل از مرگ خبردار میشوی که داری میروی
حتی گفت: حاج خانم اون دم دم های آخرش صدایش کرده گفته: زود به زود بهم سر بزن
میگفت: من که میخندیدم و میگفتم تو حالا حالا ها زنده ای
ولی رفت، توی خواب داشتم زار زار گریه میکردم
بیدار شدم
رقت قلبی حاصل شده ، چه خوابی بود
عجب خواب واضحی! مثل فیلم بود
روح بیمار مرا به یاد خدا چه کار
روج درمانده را به مجلس واعظ مرگ چه کار
این نشانه ی خوبی است.. روحم پر و بال گرفته
دیگر بالاتر از ارتفاع پست کابوس پرواز میکند
دیگر اوج خواهد گرفت انشاءالله



      

و من در بیداری خواب دیدم
خواب گم کردن یک ابهام
و بعد از یافتن آن
اواخر خوابم میفهمیدم که پیدایش کردم
اما گویی بی تفاوت شده ام
و من با آن ابهام ماندم
حیاتی مسالمت آمیز
صلح آمیز
زندگی با یک ابهام بزرگ
یک گمگشتگی دائم!
یک فراموشی
و.. اما نه شب آرزو ها را
یادم هست
زندگی لحظه ی آرزو کردن اتفاقات محال است
با لبخندی بر لب!
جوری که مطمئنی از محال بودن آرزوی خوشبختی
و دلت به باغ خوش باشد
به درخت، به بهار
به شکوفه ها
سهم هرکسی چیزی است
سهم من هم این است
ورود به 28سالگی
نه! خیلی زود است برای پیر شدن.
از خواب پریدم...
آه، به دادم برس که امید از همه بریده ام
آهای بیداری، آهای زندگی
من تمام ریشه هایم بی برگ و بار شده!
مگر بهار نشده؟
بهار من کجاست؟
نیامده؟



      

به نام زیبایش سلام
سال 95 هم تا ساعتی دیگر تمام میشود...
مژده ی بهار را به ما داده اند و باز انتظار ...
میگذرد سالها و حافظ بهتر از زبان من میگوید:

 


بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت

و اندر آن برگ و نوا خوش ناله‌های زار داشت

گفتمش در عین وصل این ناله و فریاد چیست

گفت ما را جلوه معشوق در این کار داشت

یار اگر ننشست با ما نیست جای اعتراض

پادشاهی کامران بود از گدایی عار داشت

در نمی‌گیرد نیاز و ناز ما با حسن دوست

خرم آن کز نازنینان بخت برخوردار داشت

خیز تا بر کلک آن نقاش جان افشان کنیم

کاین همه نقش عجب در گردش پرگار داشت

گر مرید راه عشقی فکر بدنامی مکن

شیخ صنعان خرقه رهن خانه خمار داشت

وقت آن شیرین قلندر خوش که در اطوار سیر

ذکر تسبیح ملک در حلقه زنار داشت

چشم حافظ زیر بام قصر آن حوری سرشت

شیوه جنات تجری تحتها الانهار داشت


ناصر الدین شاه چندین بار این غزل را خواند و مفهوم آنرا نیافت پس نامه ای به وصال فرستاد تا بلکه مفهوم آنرا از او جویا شود . وقتی پیک به وصال رسید برادرپش دارفانی را وداع گفته بود بعدا جواب شعر را چنین داد:
صاحبا در حالتی کین بنده را غم یار داشت
یادم آمد کز سئوالی آن جناب اظهار داشت
در خطوط شعر حافظ گرچه پرسیدی زمن
بلبلی برک و کلی خوشرنک در منقار داشت
فکرها بسیارکردم هیچ مفهومم نشد
چونکه شعرش در میان راز نهان بسیار داشت
نیمه شب غواص گشتم در حروف ابجدی
تا ببینم در میات آیا چه در در بار داشت
بلیلی برگ و گلی شد 356
با علی و با حسین و با حسن معیار داشت
برگ گل سبز است دارد آن نشانی از حسن
جونکه در وقت شهادت سبزی رخسار داشت
رنگ گل سرخ دارد آن نشانی از حسین
جونکه در وقت شهادت سرخی گلنار داشت
بلبلی باشد علی کز حسرت زین برگ و گل
دائما آه و فغان و ناله بسیار داشت.
اللهم عجل لولیک الفرج، همین.. سال خوبی براتون آرزومندم. یا علی



      
   1   2   3   4   5   >>   >




[Designed By Ashoora.ir    مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ ]