زیارت عاشورا
دیانت - اقلیمـ رهایے

مسئله‌ی انتظار هم که جزء لاینفک مسئله‌ی مهدویت است، از آن کلیدواژه‌های اصلی فهم دین و حرکت اساسی و عمومی و اجتماعی امت اسلامی به سمت اهداف والای اسلام است؛ انتظار؛ انتظار یعنی ترقب، یعنی مترصد یک حقیقتی که قطعی است، بودن؛ این معنای انتظار است. انتظار یعنی این آینده حتمی و قطعی است؛ بخصوص انتظارِ یک موجود حىّ و حاضر؛ این خیلی مسئله‌ی مهمی است. اینجور نیست که بگویند کسی متولد خواهد شد، کسی به وجود خواهد آمد؛ نه، کسی است که هست، وجود دارد، حضور دارد، در بین مردم است. در روایت دارد که مردم او را میبینند، همچنانی که او مردم را میبیند، منتها نمیشناسند. در بعضی از روایات تشبیه شده است به حضرت یوسف که برادران او را میدیدند، بین آنها بود، در کنار آنها بود، روی فرش آنها راه میرفت، ولی نمیشناختند. یک چنین حقیقت بارز، واضح و برانگیزاننده‌ای؛ این کمک میکند به معنای انتظار. این انتظار را بشریت نیاز دارد، امت اسلامی به طریق اولی نیاز دارد. این انتظار، تکلیف بر دوش انسان میگذارد. وقتی انسان یقین دارد که یک چنین آینده‌ای هست؛ همچنانی که در آیات قرآن هست: «و لقد کتبنا فی الزّبور من بعد الذّکر انّ الارض یرثها عبادی الصّالحون. انّ فی هذا لبلاغا لقوم عابدین» (1) - مردمانی که اهل عبودیت خدا هستند، میفهمند - باید خود را آماده کنند، باید منتظر و مترصد باشند. انتظار لازمه‌اش آماده‌سازی خود هست. بدانیم که یک حادثه‌ی بزرگ واقع خواهد شد و همیشه منتظر باشید. هیچ وقت نمیشود گفت که حالا سالها یا مدتها مانده است که این اتفاق بیفتد، هیچ وقت هم نمیشود گفت که این حادثه نزدیک است و در همین نزدیکی اتفاق خواهد افتاد. همیشه باید مترصد بود، همیشه باید منتظر بود. انتظار ایجاب میکند که انسان خود را به آن شکلی، به آن صورتی، به آن هیئت و خُلقی نزدیک کند که در دوران مورد انتظار، آن خُلق و آن شکل و آن هیئت متوقع است. این لازمه‌ی انتظار است. وقتی بناست در آن دوران منتظَر عدل باشد، حق باشد، توحید باشد، اخلاص باشد، عبودیت خدا باشد - یک چنین دورانی قرار است باشد - ما که منتظر هستیم، باید خودمان را به این امور نزدیک کنیم، خودمان را با عدل آشنا کنیم، آماده‌ی عدل کنیم، آماده‌ی پذیرش حق کنیم. انتظار یک چنین حالتی را به وجود میآورد.
سید علی خامنه ای ؛ بیانات در دیدار اساتید و فارغ‌التحصیلان تخصصی مهدویت 1390/04/18



      

حافظا در کنج فقر و خلوت شبهای تار
تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور



      

مردم را از جنگ موهوم می‌ترسانند که به ترسوترها رأی بدهند!/ از برخی صلح‌طلبی‌های سیاسیون بوی جنگ به مشام می‌رسد/ صلحی که به دنبالش جنگ باشد صلح نیست؛ خیانت است! / فاطمه(س) داشت مردم مدینه را از یک ترس موهوم نجات می‌داد؛ ترس از قاطعیت علی(ع)/ فاطمه(س) در راه فعالیت سیاسی به شهادت رسید؛ نه در راه مادری یا نماز!/ ما چقدر از فاطمه(س) پیروی می‌کنیم؟

شناسنامه:

مکان: مشهد مقدس، حرم رضوی
زمان: 95/12/28

پناهیان: خواهش می‌کنم مقام حضرت زهرا(س) را در حد یک کار مادرانه یا عبادت زاهدانه پایین نیاوریم! ببینیم که حضرت زهرا(س) آبروی خودشان را صرف چه کردند؟ آیا در راه مادری کردن به شهادت رسیدند؟ در راه نماز خواندن به شهادت رسیدند؟ یا در راه فعالیت سیاسی به شهادت رسیدند؟

حجت‌الاسلام و المسلمین علیرضا پناهیان، به مناسبت ایام ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) در حرم رضوی با موضوع «سیاست‌ورزی فاطمی» به سخنرانی پرداخت، که در ادامه فرازهایی از این سخنرانی را می‌خوانید:
قسمت اول: حضرت زهرا(س) شهید «فعالیت سیاسی» برای انتخاب «اصلح»
مهربان‌بودن حضرت زهرا(س) را می‌توان از سیاسی بودن ایشان درک کرد

مهم‌ترین دلیلی که نشان می‌دهد فاطمه زهرا(س) در اوج مهربانی هستند، این است که فاطمه مرضیه(س) بسیار سیاسی بودند! دو سخنرانی مهم از ایشان نقل شده است که هردو سخنرانی سرشار از مباحث سیاسی است.

ایشان که مادر امت است، و برای امت اسلامی جان داده است، طبیعتاً دغدغه‌ای بیش از دیگران برای وضع سیاسی جامعه دارد.

ما می‌توانیم مهربان‌بودن حضرت زهرا(س) را از سیاسی بودن ایشان درک کنیم. نه‌تنها ایشان سیاسی بودند، در راه مسائل سیاسی جامعه، جان خود را فدا کردند! نه‌تنها جان فدا کردند، که از جان مهم‌تر؛ «آبرو» گذاشتند و از آبروی خود برای مسائل سیاسی گذشتند!

مردم علت قیام و بی‌تابی حضرت زهرا(س) را درک نمی‌کردند؛ سیاست‌ورزی ایشان پیچیده بود

اگر حضرت زهرا(س) برای ما اسوه هستند-که علی‌القاعده باید باشند- پس ما هم باید به اندازه مادرمان فاطمه زهرا(س) دغدغه سیاسی داشته باشیم!

البته سیاست‌ورزی حضرت زهرا(س) بسیار پیچیده بود! عادی نیست که هنوز یک ماه از رحلت پیامبر(ص) نگذشته بود، صدای ناله دختر پیغمبر(ص) در مدینه بلند بشود اما هیچ‌کس به‌کمک ایشان نیاید؛ از بس که ایشان در عرصه بسیار پیچیده سیاسی، وارد شده بودند.
امام حسین(ع) 72 یار پیدا کردند، و بعد از شهادت‌شان هم تعداد زیادی منتقم پیدا کردند؛ چون وضعیت قیام ایشان خیلی روشن‌تر بود، حرکت سیاسی امام حسین‌(ع) در مقابل یزید شراب‌خوار و بوزینه‌بازی بود که می‌گفت: «اصلاً وحی‌ای نازل نشده است!» (لَعِبَتْ‏ هَاشِمُ بِالْمُلْکِ‏ فَلا خَبَرٌ جَاءَ وَ لَا وَحْیٌ‏ نَزَل‏؛ احتجاج/2/307)

اما درگیری حضرت زهرا(س) با وضعیتی بود که نمی‌توانستند کامل برای مردم توضیح بدهند، شرایط خیلی پیچیده بود و سیاست‌ورزی حضرت زهرا(س) هم پیچیده بود. برخی می‌گفتند: «حالا که طوری نشده، زیاد هم فرقی نمی‌کند! اگر از یک جهت دیگر نگاه کنید، این‌طوری هم می‌شود پذیرفت!» یعنی علت این قیام و بی‌تابی حضرت زهرا(س) را درک نمی‌کردند!

حضرت زهرا(س) برای موضوعی حرکت کردند که ما نوعاً حرکت نمی‌کنیم! ایشان برای موضوعی حرکت کردند که اگر ما حرکت کنیم، امام زمان‌مان می‌آید! حرکت حضرت زهرا(س) برای این بود که اوج ولایت‌مداری را می‌خواستند. ایشان می‌خواستند «اصلح» بر موقعیت و مسند سیاسی جامعه بنشیند!

این‌همه در مسئولین ولایت‌گریزی صورت می‌گیرد، ولی آیا کسی علیه‌شان فریاد می‌زند؟

ایشان چهل شبانه روز، درِ خانه مهاجرین و انصار را زدند (ثُمَّ خَرَجَتْ وَ حَمَلَهَا عَلِیٌّ عَلَى أَتَانٍ عَلَیْهِ کِسَاءٌ لَهُ خَمْلٌ فَدَارَ بِهَا أَرْبَعِینَ صَبَاحاً فِی بُیُوتِ الْمُهَاجِرِینَ وَ الْأَنْصَارِ؛ اختصاص/ 184) ولی معلوم نیست ما برای انتخابات‌مان چنین حرکتی بکنیم و چنین اهتمامی را داشته باشیم. ما-که آبرویی مثل حضرت زهرا(س) نداریم ولی- آیا حاضریم چهل روز درِ خانه سران جامعه را بزنیم و آنها را یک به یک برای دفاع از حق و دفاع از ولایت دعوت کنیم؟

حضرت زهرا(س) هرگز بی‌احترامی به ولایت را برنمی‌تافتند و فریاد می‌کشیدند، چون وقتی به ولایت بی‌احترامی شد نتیجه‌اش وضع رقت بار مردم در زمان بنی‌امیه شد، ولی الان بین ما، چقدر کسانی در این حد و اندازه‌ها(حتی در بین علمایمان) هستند که حاضر باشند این‌طوری فریاد بکشند و از آبروی خود خرج کنند!

این‌همه در مسئولین ولایت‌گریزی صورت می‌گیرد، آیا کسی علیه‌شان فریاد می‌زند؟ آیا بزرگان جامعه برآشفته می‌شوند تا ببینند یک کسی دارد از امر ولایت تخطی می‌کند؟ نه؛ آرام می‌نشینند و نگاه می‌کنند و اسیر مصلحت‌ها هستند. آن‌وقت چه ضربه‌هایی ناشی از این بی‌توجهی به اوامر ولایی نصیب جامعه می‌شود!

آیا جرأت می‌کنیم دقیقاً توصیف کنیم که فاطمه زهرا(س) چگونه در عرصه سیاست حاضر شدند؟!

حضرت زهرا(س) اقدامات سیاسی فوق‌العاده مهم و پیچیده‌ای انجام دادند که ما به‌راحتی نمی‌توانیم به این اقدامات تأسی کنیم؛ سخت است و هزینه دارد. البته ما راحت می‌توانیم به نماز‌های حضرت زهرا(س) تأسی کنیم، یا به تسبیح حضرت زهرا(س) بپردازیم، یا راحت می‌توانیم به حجاب‌شان بپردازیم، یا به خانواده‌داری‌شان بپردازیم. می‌توانیم عصمت حضرت زهرا(س) را از نظر کلامی و اعتقادی ثابت کنیم، ولی آیا به سیاست‌ورزی ایشان هم می‌پردازیم؟ آیا جرأت می‌کنیم دقیقاً توصیف کنیم که فاطمه زهرا(س) چگونه در عرصه سیاست حاضر شدند؟! اگر این‌را تبیین کنیم، مردم یقه خود ما را می‌گیرند که چرا شما این‌گونه وارد عرصه سیاست نمی‌شوید تا از ولایت دفاع کنید؟!

فاطمه زهرا(س)-در ماجرای فدک- تمام آبروی خودشان را گذاشتند تا امر پیغمبر(ص) به زمین نیفتد و بی‌احترامی به امر پیغمبر نشود! و الّا شما می‌دانید که فاطمه زهرا(س) اهل دنیا نبودند، اهل باغ نبودند! هرچه هم از باغ فدک به ایشان می‌رسید، به فقرا می‌دادند. همان وقتی که باغ هم در اختیارشان بود، فقیرانه زندگی می‌کردند.

اگر ایشان ماجرای فدک را مطرح می‌کرد، برای این بود که به امر رسول خدا(ص) بی‌احترامی نشود، برای اینکه نشان بدهد این کسانی که جای علی‌بن‌ابیطالب‌(ع) هستند، اوامر ولایی را دقیق رعایت نمی‌کنند! آیا ما حاضر هستیم علیه هرکسی که دقیق اوامر ولایی را رعایت نکند قیام کنیم؛ مانند قیام حضرت زهرا(س)؟

حضرت زهرا(س) در راه فعالیت سیاسی به شهادت رسید؛ نه در راه مادری کردن یا نماز خواندن

خواهش می‌کنم مقام حضرت زهرا(س) را-که حساس‌ترین اقدامات سیاسی تاریخ اسلام را انجام دادند- در حد یک کار مادرانه یا یک عبادت زاهدانه یا یک معنویت فردی پایین نیاوریم! همه این مردم به حضرت زهرا(س) علاقه دارند ولی باید ببینیم حضرت زهرا(س) آبروی خودشان را صرف چه کردند؟ آیا در راه مادری کردن به شهادت رسیدند؟ در راه نماز خواندن به شهادت رسیدند؟ در راه قرآن خواندن به شهادت رسیدند؟ یا در راه فعالیت سیاسی به شهادت رسیدند؟

بی‌تردید برجسته‌ترین ویژگی حضرت زهرا(س) ویژگی‌ سیاسی ایشان است. دو خطبه بلند و بسیار مهم از ایشان به‌جا مانده است که اصلی‌ترین بحث در این خطبه‌ها، بحث سیاسی است!

چرا مردم در این فعالیت سیاسی با حضرت زهرا(س) همراهی نکردند؟/ سیاست با سادگی جور درنمی‌آید!

چرا مردم در این فعالیت سیاسی با حضرت زهرا(س) همراهی نکردند؟ چون سیاست یک امر پیچیده است و اگر مردم «سطحی» باشند، نمی‌فهمند؛ سیاست با سادگی و سطحی بودن جور درنمی‌آید!

حضرت زهرا(س) در بخشی از خطبه خود فرمودند: شتر خلافت باردار شده است و برای شما فرزندی جز جنایت و بدبختی نخواهد به‌دنیا آورد! شما از این شتر، شیر نخواهید دوشید، خون خواهید نوشید! (أَمَا لَعَمْرِی لَقَدْ لَقِحَتْ فَنَظِرَةٌ رَیْثَمَا تُنْتَجُ ثُمَّ احْتَلَبُوا مِلْ‏ءَ الْقَعْبِ دَماً عَبِیطاً وَ ذُعَافاً مُبِیدا؛ احتجاج طبرسی/1/109) یعنی نتیجه این وضعی که شما الان درست کرده‌اید، خون‌ریزی‌ها خواهد شد. اما کسی سخن ایشان را باور نمی‌کرد!

قسمت دوم: حضرت زهرا(س) سعی کرد مردم را از یک ترس موهوم نجات دهد/ جنگ نتیجه ضعفی است که سیاسیون ترسو نشان می‌دهند!
تحمیل جنگ به یک جامعه نتیجه ضعفی است که سیاسیون ترسو در مقابل قدرت‌های جنایت‌کار نشان می‌دهند

اگر مردم نخواهند آینده دور را ببینند، طبیعتاً از سیاست سر درنمی‌آورند؛ سیاست یعنی پیچیدگی! در امور سیاسی آدم باید آینده دور را نگاه کند. مثلاً اگر شما پیش دشمن رفتید و با او مذاکره کردید و کمی ضعف از خودتان نشان دادید، باید بدانید که در آینده، جنگ انتظار شما را خواهد کشید! تحمیل جنگ به یک جامعه نتیجه ضعفی است که سیاسیون در مقابل قدرت‌های جنایت‌کار نشان می‌دهند.

اگر اوائل انقلاب امثال نهضت آزادی‌ها و ملی‌گراها و لیبرال‌ها در این کشور حاکم نبودند، جنگ به ما تحمیل نمی‌شد! اگر دشمنان ما ضعف برخی از سیاسیون ما را در میل به مذاکره و پایان جنگ نمی‌دیدند، هواپیمای مسافری ما را نمی‌زدند و شهرهای ما را با بمب شیمیایی نمی‌زدند! اگر ضعف برخی از سیاسیون ما و خیانت آنها-که نمونه‌اش در فتنه 88 اتفاق افتاد- نبود، این تحریم‌ها به ما تحمیل نمی‌شد.

از برخی صلح‌طلبی‌های سیاسیون بوی جنگ به مشام می‌رسد/ صلحی که به دنبالش جنگ باشد صلح نیست؛ خیانت است

این تحریم‌ها عمدتاً از دولت سازندگی آغاز شد، اگر دشمنان، ضعف سیاسی سیاسیون ما را نمی‌دیدند اصلاً این تحریم‌ها بعد از جنگ این‌قدر علیه ما رشد نمی‌کرد! بله؛ مسائل سیاسی پیچیده است!

از برخی صلح‌طلبی‌های سیاسیون بوی جنگ و خون‌ریزی به مشام می‌رسد! این سنت تاریخ است؛ اگر سیاسی باشی این‌را می‌فهمی! و مردم مدینه چون این حرف‌های حضرت زهرا(س) را نمی‌فهمیدند، ایشان را تنها گذاشتند. می‌گفتند: یا فاطمه! بگذار الان اوضاع آرام باشد! حضرت فاطمه(س) می‌فرمود: این آرامش نیست! آرامشی که به دنبالش بدبختی و جنایت‌کاری باشد، آرامش نیست! صلحی که به دنبالش جنگ باشد صلح نیست؛ خیانت است! اینها معنای حرف‌های حضرت زهرا(س) است.

حضرت زهرا(س) داشت مردم را از یک ترس موهوم نجات می‌داد؛ ترس از قاطعیت علی(ع)!

حضرت زهرا(س) به‌طور آشکار از علی‌بن‌ابیطالب(ع) دفاع کرد اما تنها ماند. ایشان می‌فرمود: چرا کینه علی(ع) را به دل گرفتند؟ «وَ مَا نَقَمُوا مِنْ أَبِی الحَسَنٍ نَقَمُوا وَ اللَّهِ مِنْهُ نَکِیرَ سَیْفِهِ‏ وَ شِدَّةَ وَطْأَتِهِ وَ نَکَالَ وَقْعَتِهِ...؛ معانی‌الاخبار/355؛ امالی طوسی/375)

دیگران قاطعیت علی‌بن‌ابیطالب(ع) را بهانه قرار دادند که از علی‌(ع)-که اصلح بود- بگذرند و حضرت زهرا(س) می‌فرمود: از علی(ع) نترسید، این قاطعیت او در عدالت به نفع شماست...

حضرت زهرا(ع) داشت مردم مدینه را از یک ترس موهوم-یعنی ترس از قاطعیت و عدالت علی‌بن‌ابیطالب(ع)- نجات می‌داد که ایشان را به شهادت رساندند! حضرت زهرا(س) به مردم می‌فرمود: این قاطعیت علی(ع) به نفع شماست! ولی ایشان تنها ماند و مردم مدینه با او همراهی نکردند!

با ترس از لشکر موهوم یزید، مردم را از یاری حسین(ع) بازداشتند و به جنگ با حسین(ع) واداشتند!

در زمان اباعبدالله‌الحسین‌(ع) هم مردم را از لشکر موهوم یزید ترساندند و گفتند که اگر به یاری حسین(ع) بشتابید، یزید با لشکریانش دارد آماده حرکت می‌شود! در حالی که اساساً دروغ بود. با ترس از لشکریان یزید، مردم را از یاری امام حسین(ع) بازداشتند و علیه امام حسین(ع) واداشتند!

امام حسین(ع) در روز عاشورا حداقل می‌توانست دو هزار تا سرباز داشته باشد-یعنی افرادی که بعداً در راه انتقام خون حسین(ع) کشته شدند- ولی اینها چرا در روز عاشورا نرفتند به امام حسین(ع) کمک کنند؟! چون از یک جنگ احتمالی ترسیدند!

برخی از سیاست‌مداران، ملت ما را از یک جنگ موهوم می‌ترسانند!

همین الان دارند ملت ما را از یک جنگ موهوم می‌ترسانند! می‌گویند: «این ترامپ، چیزی نمی‌فهمد و می‌خواهد حمله کند!» درحالی که اگر آمریکایی‌ها توانایی حمله به ما را داشتند تا حالا هزار بار حمله کرده بودند!

اگر شما بپذیرید که «باید از ترامپ ترسید!» آن‌وقت چه اتفاقی می‌افتد؟ آیا صلح برقرار می‌شود یا اینکه بدتر به جنگ نابودکننده کشیده خواهید شد؟

رسماً برخی از سیاست‌مداران با کمال وقاحت، می‌خواهند مردم را از جنگ بترسانند. برای چه می‌خواهند از جنگ بترسانند؟ برای اینکه شما سراغ کسانی بروید که ترسوتر هستند و به آنها رأی بدهید!



      

پدر 2 جان‌باخته فاجعه معدن آزادشهر تصریح کرد: در صورتی که اگر دستگاه تهویه یا دستگاه میزان گاز موجود را در داخل تونل کار گذاشته بودند این اتفاق نمی‌افتاد که من 3 عزیز خود را از دست بدهم.

میردار اظهار کرد: من 70 سال سن دارم و توانایی کار کردن ندارم، حالا چطور خرج 2 عروس و دختر و نوه‌های خود را بدهم؟ هرچقدر هم دولت به ما پول دهد آیا پدر نوه‌های من برمی‌گردد؟ آیا عصای دستم که پسرهای من بودند برمی‌گردد؟

مادر حسن علیخانی یکی از مصدومان معدن زمستانه یورت شهرستان آزادشهر که در بیمارستان شهید مطهری شهرستان گنبدکاووس بستری است، در گفت‎وگو با خبرنگار تسنیم در گنبدکاووس اظهار داشت: جوان 36ساله من در این حادثه کتفش شکستگی شدیدی دارد، عصب چشمش آسیب دیده، پشت سرش شکسته، سر زانویش پارگی ایجاد شده و امروز پس از 4 روز تحت عمل چند جراحی قرار گرفته، چه‌کسی پاسخگو است؟

وی افزود: آیا دیگر می‎تواند برای امرار معاش زندگی‌اش در آینده کار کند؟ به‌قدری حقوقشان عقب می‎افتاد که برای هزینه نان نیز پول نداشت و بارها از من پول می‎گرفت تا شرمنده زن و فرزندش نباشد.

مادر یکی از مصدومان حادثه معدن تصریح کرد: در گذشته بارها و بارها شکایت کردند اما همین مسئولان با ضرب و شتم آنها را متفرق کردند.
وی اظهار کرد: پسرم 10 روز قبل از این حادثه، نشت بیش از اندازه گاز را گوشزد کرد اما یک هفته از کار اخراج شد و تازه دوباره به سر کار رفت که پس از یکی، دو روز این حادثه اتفاق افتاد.

برادر یکی از محبوس‌شدگان در معدن آزادشهر که خواست نامش فاش نشود، در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم در آزادشهر گفت: این معدن با عمق یک‎هزار و 800متری هیچ‌گونه تهویه و هواکشی نداشته و برادرم حدود 20 روز پیش این موضوع و همچنین نشت گاز را گوشزد و عنوان می‎کند "کار ما در معدن به‌مثابه خودکشی است" اما متأسفانه به‌جای پیگیری نواقص و رفع مشکلات معدن که جان این کارگران را تهدید می‌کرد، وی را به دفتر احضار می‌کنند و از وی تعهد می‌گیرند که دیگر به این وضعیت اعتراض نکند و یک هفته از کار در معدن اخراج می‌شود.

وی افزود: از سال 94، این کارگر 11 ماه از حقوق خود را طلبکار است و حقوقش ماهی 809 هزار تومان بود.

برادر یکی از کارگران محبوس‌شده در معدن آزادشهر تصریح کرد: از لحاظ ایمنی هیچ‌گونه ایمنی نداشتند و حتی باتری چراغ کلاه‌خود و دیگر وسایل ایمنی اولیه را خود تهیه می‌کردند و بیشتر کلاه‌های ایمنی موجود برای ورود به تونل شکسته و فرسوده بود.

وی افزود: مدیرعامل این شرکت از فروش این زغال‌سنگ‌ها که دارای خلوص بسیار بالا است، پول‌های هنگفتی به جیب می‌زد اما حتی ایمنی اولیه این کارگاه را تأمین نمی‌کرد.

برادر یکی از محبوس‌شدگان در معدن اظهار کرد: مدیریت سوء این کارگاه و عدم توجه مسئولان شهرستانی، استانی و حتی کشوری که به این امر واقف بودند، سبب  شد که بیچارگی، بیوگی زنان جوان و از دست رفتن جان بسیاری از جوانان و یتیم شدن فرزندان آنها گریبان‌گیر مردم و کارگران زحمتکش این منطقه شود، در صورتی که درآمدهای این معدن به شاهرود می‌رسید.



      

    *وَ قَالَ [علیه السلام] فَوْتُ الْحَاجَةِ أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِهَا إِلَى غَیْرِ أَهْلِهَا .*

    و درود خدا بر او ، فرمود : از دست دادن حاجت بهتر از درخواست کردن از نا اهل است.
نهج البلاغه ی امام علی علیه السلام



      

 قال رَسُولُ اللّهِ - صلی الله علیه وآله - : مَنْ تَزَوَّجَ إمْرَأةً لِمالِها وَ کَلَهُ
اللّهُ إلَیْهِ، وَ مَنْ تَزَوَّجَها لِجَمالِها رَأی فیها ما یَکَرَهُ، وَ مَنْ تَزَوَّجَها لِدینِها جَمَعَ
اللّهُ لَهُ ذلِکَ.
«تهذیب الأحکام، ج 7، ص 399، ح 5»
رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرمود: هر کس زنی را به جهت ثروتش ازدواج
کند خداوند او را به همان واگذار می نماید، و هر که با زنی به جهت زیبائی و
جمالش ازدواج کند خوشی نخواهد دید، و کسی که با زنی به جهت دین و ایمانش
تزویج نماید خداوند خواسته های او را تأمین می گرداند.



      

جهانگیری



      

وَ قَالَ [علیه السلام] اللِّسَانُ سَبُعٌ إِنْ خُلِّیَ عَنْهُ عَقَرَ .
    و درود خدا بر او ، فرمود : زبان تربیت نشده ،
درنده اى است که اگر رهایش کنى مى گزد.
نهج البلاغه ی امام علی علیه السلام



      

از شاهکار های دولت تدبیر و امید
1-نامگذاری روز 15دی به عنوان روز ملی بز!
2-باز کردن هزاران السی بصورت نمادین آنهم در روز یکشنبه که دنیا تعطیل است.
3-گران نکردن نان! اما به نانوایی ها اجازه ی گران کردن دادن.
4-خورشید برجام
5-باغ برجام ، سیب و گلابی
6-بستن دهان منتقدان بی سواد ، بی شناسنامه ، بی تدبیر ، تند رو
7-مشارکت اقوام در دولت
8-تورم تک نرخی
9-تحمل مردم نفهم که فرق رشد را با رکود نمیدانند
10-عبور از رکود ، آنهم چندین بار به دفعات مکرر
11-رشد اقتصادی و بهبود وضع اشتغال جوانان
12-خدا رو شکر شرمنده ی مردم نشد ایشون و به همه ی وعده ها عمل کردن!
13-آوردن برجام؟ خدا آورد؟ ملت ایران آورد؟ رهنمود رهبری بود!؟
14-حواله دادن سرمایی ها به جهنم آنهم رایگان
15-حل مشکلات کشور در 100 روز
16-پیروزی در اقتصاد مقاومتی ، سوال میکنی؟ که موفق بوده ایم یا نه؟
17-القای حس امید به مردم
18-بیمه بودن کشته شدگان حادثه قطار
19-شرمنده ی مردم نبودن دولت
20-گرفتن عکسهای یادگاری
حسن روحانی 1396



      

    *وَ قَالَ [علیه السلام] مَنْ حَذَّرَکَ کَمَنْ بَشَّرَکَ .*
    و درود خدا بر او فرمود : آن که تو را هشدار داد ،
چون کسى است که مژده داد.
نهج البلاغه ی امام علی حکمت 59



      
<      1   2   3   4   5   >>   >




[Designed By Ashoora.ir    مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ ]