زیارت عاشورا
لبخند - اقلیمـ رهایے

یکی دو ساله حال ما بهتره

خدا وکیلی خیلی خوش میگذره

نعمت ما فتّ و فراوون شده

اوضاع دهکده دگرگون شده

درختا بیشتر میزنن جوونه

آفتاب دیگه پوستو نمی‌سوزونه

یونجه‌ی کمتر میخوره الاغم

دیگه مریضی نمیاد سراغم

شیر بزا و گاوا بیشتر شده

محصول باغا دو برابر شده

مردم میگن هرچی به ما رسیده

از برکت این دولت جدیده

دوباره کاغذ و قلم به دستم

کنار جوب مزرعه نشستم

می‌نویسم از یه ده خیلی دور

یه نامه‌ای واسه رییس جمهور

می نویسم تو این خطوط بالا

اول نامه «بسمه تعالی»

منم تقی پسر رقیه بیگم

آقای روحانی سلام علیکم

سلام رییس جمهور خوب و دلسوز

حلال مشکلات ما تو صد روز

حاج حسن عزیز خوبه حالت؟

معتدله هنوز اعتدالت؟

قربون اون تدبیر و اون امیدت

قفلای ما فدا سر کلیدت

جان خودم تو خیلی مردی والا

تو اقتصاد معجزه کردی والا

هیچ خبری نیست دیگه از تورم

دیگه فشاری نیست روی مردم

تو دیوار تحریما رو شکوندی

تَرَک چیه تو اصلا ترکوندی

تو مملکت هیچی دیگه گرون نیست

هیچ کی عزادار خرید نون نیست

فضای اقتصادی سالم شده

قیمتا شیبش چه ملایم شده

دور و برم نشستن این جوونا

اینم دو جمله از زبون اونا

فدای کابینه‌ی کاردرستت

لایک تموم مملکت تو پستت

شما آناناس همه‌ی ما شلغم

تیپ بنفش خفنت تو حلقم

این جوونا خیلی هواتو دارن

تو فیس بوکت همش کامنت میذارن

من که از این بازیا یاد ندارم

تو این چیزا اصلا سواد ندارم

تبلت و لب تاپ نمیدونم چیه

وایبر و واتساپ نمیدونم چیه

رایانه که باعث الافیه

همین که یارانه داریم کافیه

تا قِرون آخرشم می‌گیریم

قطعش کنی دق می‌کنیم می‌میریم

بهتر شده اوضاع اقتصادی

با اون سبد آخریه که دادی

مرغش میداد یه خورده طعم لاستیک

سبد نداشت که، ریخت توی پلاستیک

هنوز یه وقتا موقع مصرفش

یاد می‌کنیم از خاطرات صفش

راستی چطوره احوال داداشی؟

همونی که هرجا میره باهاشی

هواشو داشته باش به هر قیمتی

حتی شده با اموال دولتی

سفر اگر خواستی بری به خارج

اونم ببر بی خیال مخارج

هرجا که هستی کنارت می‌شینه

کور بشه هرکی نتونه ببینه

هرچی باشه شما با هم داداشین

باید هوای همو داشته باشین

دلم شده برای دیدنت تنگ

راستی شما حقوقدانی یا سرهنگ؟

اصلا ولش کن این چیزا به ما چه

گونه تو خراکه چندتا ماچه

دیدن تو باعث خوشحالیه

اگرچه که خزانتون خالیه

مردم ما دوسِت دارن حاج حسن

یه وقتایی بیا به ما سر بزن

بذار که بنزای ضد گلوله

یه بار بیفتن توی چاله چوله

بزن کنار چندتا محافظاتو

تا ببینیم یه گوشه از عباتو

بیا خودم واکس بزنم به کفشت

فدای اون لباده‌ی بنفشت

اما تو که سرت شلوغه بابا

وقت نداری سر بزنی به ماها

پسر داییم که اسمش هم مراده

همش فقط به فکر انتقاده

با اینکه خیلی خیلی بی سواده

منتقد اوضاع اقتصاده

میگه چرا گرونیه تو ایران؟

انگاری تازه رسیده به دوران

طرفدار حقوق مردم شده

دو ساله که شناسنامه‌اش گم شده

همش میگه هوای کشور پسه

واسه‌ی فرهنگ ما دلواپسه

نمیدونه کار تو رو حسابه

خبر نداره اعصابت خرابه

برای تو درست کرده مشکل

مرتیکه لبو فروش بزدل

میگه مذاکرات بوده بی ثمر

فکر میکنه هنوز تو عصر حجر

غصه دین دیگرانو داره

شغل که نداره صبح تا شب بیکاره

میگه همه باید باشن خوش اخلاق

حتی اگه شده به زور شلاق

هیچکی نباید کار زشتی کنه

میخواد به زور ما رو بهشتی کنه

باید باهاش یه خورده صحبت کنی

بلکه شما اونو نصیحت کنی

حرفای اون به مفت هم نمی ارزه

همش میگه از ترس داره میلرزه

من و سه تا عموم و چهارتا عمم

بهش میگیم خوب برو به جهنم

این جوری حرف زدن اصلا یعنی چی؟

انتقاد از کار حسن یعنی چی؟

کار حسن بدون انتقاده

انتقادا به احمدی نژاده

راستی حسن چقدر تو ناقلایی

میگن که تو رفیق کدخدایی

اون روزای اولی که اومدی

یکی دوبار بهش تلفن زدی

واقعیه حرف اونا حسن جان؟

قسم بخور، حسن بگو به قرآن

خوبه دیگه پس همه چی ردیفه

وقتی کارا دست تو ظریفه

من ندیدم تا حالا کدخدا رو

اما چه خوب شد که داریم شما رو

همه میگن که کدخدا بی‌رحمه

فقط جواد زبونشو می‌فهمه

محرّما تو هیأتا که رفته

درس مذاکراتو یاد گرفته

میره به کدخدا میگه با خنده

که آبو روی باغ ما نبنده

از مشکلات روستا دم میزنه

میره یکم باهاش قدم میزنه

جواد میگه ما باید عادت کنیم

کدخدا هرچی گفت اطاعت کنیم

چقدر خوبه شماها با ما هستین

چه خوبه که به فکر روستا هستین

اگر دوباره دیدی کدخدا رو

تو برسون بهش سلام ما رو

دنبال راه گذر از رکودی؟

کاشکی که زودتر به ما گفته بودی

بنده خودم تو این کارا واردم

کار نداره، میخوای بهت یاد بدم؟

مزرعه مشتی کنار روده

همیشه هم توش پر سم و کوده

هرکی میخواد شنا کنه توی رود

اول باید عبور کنه از رو کود

پاچه‌ها رو یه کم می‌گیری بالا

دنبال ما زود میدوی تو حالا

غصه نخور اصلا نداره زحمت

رد میشیم از روش با خیال راحت

وزیر ارشاد تو خیلی شاده

عجب مجوزای خوبی داده

همیشه با ناز و ادا و لبخند

حال داده به خانومای هنرمند

اهل هنر باید هم آزاد باشن

نه که اسیر گشت ارشاد باشن

کابینه‌ی تو همه کار درستن

راه خروج از مشکلاتو جستن

اگر که اشکالی تو کارشونه

تقصیر دولتای قبلی تونه

آخه ما که خوب می‌دونیم قصه رو

خرابه تحویلت دادن کشورو

دولتای قبلی چه حالی کردن

کل خزانتونو خالی کردن

بهتره که دست رو دلت نذارم

بیشتر از این سرت رو درد نیارم

عذر میخوام طولانی شد مطالب

راستی حسن یه چیز خیلی جالب

اون رفیقت که هست همیشه باهات

حمایتت می‌کرد تو انتخابات

که از امام هزارتا قصه داره

تو ده ما یه باغ پسته داره

آقازاده‌ش هیچ جوری گیر نیفته

میگن که گردن باباش کلفته

کاشکی یه دونه پارتی هم ما داشتیم

کاشکی ما هم از این باباها داشتیم

خُب دیگه کاری نداری حاج حسن

تو مایه‌ی افتخاری حاج حسن

ما با تو همدلیم و همزبونیم

غصه نخور ما با تو مهربونیم

مردم ما قدر تو رو میدونن

اینجا همه سلام می روسنن

ما همه تو حمایت از تو سفتیم

پیام انتخاباتو گرفتیم

آ شیخ حسن پس به امید دیدار

کار نداری؟ فعلا خدا نگهدار



      

یه بار با سرعت زیاد تو جاده شمال داشتم میرفتم،
یه دفه یه گاو پرید وسط جاده !
منم محکم زدم رو ترمز و شاکی شدم شروع کردم به بوق زدن،
دیدم گاوه همینجوری وایساده وسط جاده داره منو نیگا میکنه ...
اومدم پیاده شم ؛ دیدم گاوه یه نگا به من کرد، یه نگا به تابلوی محل عبور حیوانات!
بعد یه سری به نشونه افسوس تکون داد و رفت...
گاو



      

لوس نکن خودتو یه شب دیگه بمون. میشل قیمه پخته
(اوباما به روحانی)

اگه نتانیاهو بود بگو نیستم.
(اوباما به میشل اوباما، کاخ سفید، تلفن در حال زنگ خوردن)


گلم رسیدی اس بده
(اوباما به روحانی)


?کاری داشتی تک بزن
(روحانی به اوباما)



اول تو...
- نه? اول تو...
-اول تو قطع کن...
- نه اول تو...

(بخش پایانی گفت وگوی تلفنی اوباما و روحانی)


میگن صرافی های نیویورک تعطیل شده. چون امریکایی ها هجوم بردن برای خرید ریال ایران


اوباما: بابت ترافیک سنگین در نیویورک عذرخواهی می‌کنم.
روحانی: ترافیک تهران رو ندیدی...

کجایی؛ الان میتونی راحت حرف بزنی؟ کسی دور و ورت نیست؟

اولین دیالوگ رئیس جمهوری آمریکا خطاب به رئیس جمهور ایران به صورت تلفنی


این همه وقت ؟ چرا الان زنگ زدی؟
- آخه من از طرح طلایی مکالمه شبانه استفاده می کنم. این جوری هزینه مکالمه هام نصف میشه. (مکالمه روحانی با اوباما)


خبر دارم که اول روحانی زنگ زده بهش. اما اوباما گفته تو قطع کن من بگیرم؛ شما تحریمین خرجت زیاد میشه!


دیدی گفتم محل نذاری خودش زنگ میزنه؟
(ظریف به روحانی)



      

توجه: به دلیل پیچیدگی و مشکل بودن موضوعات، برای هر کلاس بیش از 8 نفر ثبت نام نمی شود

کلاس 1

چگونه جایخی را پر می کنند؟

برگزاری به صورت مرحله به مرحله همراه با نمایش اسلاید.

کلاس 2

آیا دستمال توالت خود به خود عوض می شود؟

برگزاری به صورت میزگرد و بحث آزاد

کلاس 3

مسوولیت پذیری در قبال بردن یا نبردن کیسه زباله؟

برگزاری به صورت کار عملی و گروهیش

کلاس 4

تفاوت های بنیادی بین سبد لباس های کثیف و کف زمین

برگزاری به صورت نمایش فیلم با توضیحات تکمیلی

کلاس 5

آیا ظرف های غذا می توانند خودشان پرواز کنند و در سینک آشپزخانه فرود آیند؟

برگزاری به صورت نمایش ویدیویی

کلاس 6

گم کردن ریموت کنترل و از دست دادن هویت

برگزاری به صورت کارگاه آموزشی همراه با گروه های پشتیبان

کلاس 7

یادگیری چگونگی پیداکردن چیزها... ابتدا نگاه کردن به سر جایش و بعد زیر و روکردن خانه

برگزاری به صورت بحث آزاد

کلاس 8

حفظ سلامتی... گل آوردن برای همسر سلامتی شما را به خاطر نمی اندازد

برگزاری به صورت نمایش اسلاید همراه با نوار صوتی زمان: سه شنبه، یک شنبه، سه شنبه و پنج شنبه از ساعت 19 تا 21

کلاس 9

مرد واقعی هنگامی که راه را گم کرد از یک نفر سوال می کند

برگزاری به صورت میزگرد و بحث آزاد

کلاس 10

آیا از لحاظ ژنتیکی غیرممکن است که به هنگام پارک کردن ماشین توسط همسرتان ساکت بنشینید؟

برگزاری به صورت شبیه سازی کامپیوتری

کلاس 11

تفاوت های بنیادی بین مادر و همسر

برگزاری به صورت آنلاین و نقش بازی کردن

کلاس 12

حفظ آرامش به هنگام خرید کردن همسر

برگزاری به صورت تمرینات مدیتیشن و روش های تنفسی

کلاس 13

مبارزه با فراموشی... به یادآوردن روز تولد، سالگردها و سایر تاریخ های مهم

برگزاری به صورت جلسات شوک درمانی

کلاس 14

اجاق گاز چیست و چگونه استفاده می شود؟
برگزاری به صورت نمایش زنده

 



      

حالا که شده نوبت وام من ، از این رو
 اینقدر مشو جان رضا ضامن آهو
زُوّار تو هستند ز هر قوم و ز هر رنگ
سر گرم طواف تو به هر شکل و به هر بو
پرسید کسی ،  میرسد آیا به جلو  دست؟
 گفتم که: من اینجا ،  چه خبر دارم از آن تو !
چون قوّت چشمان مرا حدّ و حدودی ست
حتی اگر اقدام کنم با خم ابرو !
در صحن هم آقا ! به خدا بود نصیبم
 گه دسته ی جارو و زمانی خود جارو
پهلوی ضریح توام اما به چه وضعی!
خدّام تو نگذاشت برایم پک و پهلو
با فلسفه و منطق و طب کار ندارم
 بیمار تو را نیست نیازی به ارسطو
صد بار برانی اگرم از درت ، آقا !
 این زائر آواره مگر میرود از رو ؟!
ناصر فیض



      

ای دلبر من! تا غم وام است و تورم
 محراب به یاد خم ابروی شما نیست
بی‌دغدغه یک سجده راحت نتوان کرد
 تا فکر من از قسط عقب‌مانده جدا نیست
هر سکه که دادند دوتا سکه گرفتند
 گفتند که این بهره بانکی‌ست، ربا نیست!
از بس‌که پی نیم‌وجب نان حلالیم
 در سجده ما رونق اگر هست، صفا نیست
به به، چه نمازی‌ست! همین است که گویند
راه شعرا دور ز راه عرفا نیست!
 سعید طلایی



      

- آخرین باری که خودت رو جای کسی گذاشتی کی بود؟
+ دو سال پیش. یه یارویی خیلی بدبخت
و شکست خورده و داغون و غمگین و تنها بود.
خودمو برای چند لحظه گذاشتم جاش.
- خب بعد نتیجه چی شد؟
+ یارو دیگه برنگشت! منم همینطوری از اون موقع موندم جاش!



      

مصراع نخست، من تو را می بوسم!مؤدب
در مصرع بعد هم تو را می بوسم!بووووس
ایراد ندارد؛ به کسی چه؟ اصلا!پوزخند
شعر خودم است، هی تو را می بوسم!خیلی خنده‌دار



      

وقتی زیادی به مقوله ازدواج فکر کنید میشید مثل این...
استاد: وقتی بزرگ بشی چه میکنی؟
شاگرد: عروسی
استاد: نه خیر منظورم اینه که چه کاره میشی؟
شاگرد: داماد
استاد: آی کیو !وقتی بزرگ بشی برا پدرو مادرت چیکار میکنی؟
شاگرد: عروس میارم استاد:نابغه پدرو مادرت در آینده از تو چی میخوان؟
شاگرد: نوه!!



      

 با آمدنت کمی به روزم کردی
تابیدی و ماه شب فروزم کردی
هم سوخت دلم ز رفتنت هم پدرم
با رفتن خود دوگانه سوزم کردی !
شکر ایزد فن آوری داریم
صنعت ذره پروری داریم
از کرامات تیم ملی مان
افتخارات کشوری داریم
با " نود" حال می کنیم فقط
بس که ایراد داوری داریم
وزنه برداری است ورزش ما
چون فقط نان بربری داریم
می توانیم صادرات کنیم
بس که جوک های آذری داریم
برف و باران نیامده به درک
ما که باران کوثری داریم !
گشت ارشاد اگر افاقه نکرد
صد و ده تا کلانتری داریم
خواهران از چه زود می رنجید
ما که قصد برادری داریم
ما برای ثبات اصل حجاب
خط تولید روسری داریم
چاقی اصلا اهمیت دارد
ما که ژل های لاغری داریم؟
ما در ایام سال هفده بار
آزمون سراسری داریم
این طرف روزنامه های زیاد
آن طرف دادگستری داریم
جای شعر درست و درمان هم
تا بخواهی دری وری داریم !
چند تا شعبه بانک و دانشگاه
بین مریخ و مشتری داریم
به حقوق بشر نیازی هست
ما که اصل برابری داریم
حرف هامان طلاست سی سال است
قصد احداث زرگری داریم
خنده اصلا به ما نیامده است
بس که مداح و منبری داریم
تا بدانند با بهانه ی طنز
از همه قصد دلبری داریم!
هم کمال تشکر از دولت
هم وزیر ترابری داریم !
 "سعید بیابانکی"



      
<      1   2   3   4      >




[Designed By Ashoora.ir    مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ ]