دعای عظم البلا ملازمان حرم - اقلیمـ رهایے

شهادت راضیه:
تو چشمای پرستار اشک حلقه زده و میگه:
آقا سیّد دعا کنید بیهوش بشه ،الان داره خیلی درد میکشه آخه هوشیاره
روز هفدهم
رفته بودیم بیمارستان راضیه بهتر بود ، چشاشو باز می کرد و برامون دست تکون میداد مادر پدرش از خوشحالی دورمون میگشتن و قربون صدقمون میرفتن ، می گفتن ایشالله راضیه خوب بشه و باز با شما بیاد و بره
مادر بزرگش خییلی دعا می کرد که ایشالله خدا خیرتون بده و . . .
روز واقعه
امروز که رفتیم بیمارستان مادر و پدرش از ناراحتی چشاشون به زور باز می شد اینقدر ناراحت بودن که ما رومون نمیشد بریم پیششون
یکی از پرستارا آشنامون بود و میگفت حالش اصلا خوب نیست
ظهر روز آخر
بعد از ظهر بیمارستان بودیم .
یه دفعه حالش بهم ریخت . ایست قلبی کرده بود
دکترا ریختن دور و برش و بعد دو ساعت طبیعی شد
وامشب هم پر کشید
الان دارم از خونشون میام .
غوغای محشر بود .
پدرش می گفت:حالا کی همه مونو نصیحت کنه ؟!
مامانش میگفت: وااااای بچه حافظ قرانم ....... واااای دختر نورانی ام ...... واااااای...
این یکی از همه دردناکتر بود به نیت مادرمون حضرت زهرا 18 روز تو بیمارستان بود ، اونم دقیقا با سینه ای خرد شده ، چادری خاکی و پهلویی شکسته و 18 روز خس خس نفسهای دردناک...



      

بارالها! اگر تمام لحظه هاى عمرم را به شکر و سپاسگزارى به خاطره نعمت فرزندى به نام "راضیه" سپرى کنم، باز هم نمى توانم ذره ای شکر داشتن این فرشته پاک سرشت را به جا بیاورم. به عنوان مادر شهیده بزگوار راضیه کشاورز، توانایى توصیف شخصیت ایشان را ندارم. ولى بنا به تکلیف و آشنایى بیشتر شرح حال کوتاهى از زندگى ایشان را در مدت عمر کوتاه ولى پربارش بیان میکنم.
شهیده راضیه کشاورز در شهریور 1371 در شهر مرودشت قدم به عرصه این دنیا نهاد. دوران کودکی را همراه با نشاط و شیرین زبانى وعلاقه به نقاشى و حفظ قرآن در کنار افراد خانواده سپرى کرد. در سال 76 اولین روزهاى آشنایى با افراد اجتماع بزرگتر از خانواده را تجربه کرد و پا به کودکستان "شهید مسیح نگهبان" گذشت. کلاس اول ابتدایى را با ذوق و شوق فراوان در دبستان “شهدای پتروشیمی” شروع کرد. از همان روزهاى اول مدرسه دانش آموز کوشا، باهوش و زرنگى بود. کلاسهاى اول، دوم و سوم دبستان را با معدل 20 در دبستان مذکور به پایان رسانید. کلاس چهارم ابتدایى را در دبستان شاهد 8 و کلاس پنجم را در دبستان "پیام انقلاب " شیراز با موفقیت در درس و مسابقات قرآن گذراند.
شهیده راضیه کشاورز دوران تحصیلى ابتدایى خود را با موفقیت همراه با رضایت مندی پدر و مادر و اولیاء مدرسه به پایان رسانید. البته باید به این مطلب اشاره کنم که جرقه سعادت و شهادت این شهیده بزرگوار در دوران ابتدایى ایشان و از سنِ تکلیف زده شد. چرا که از کودکى علاقه زیادى به حفظ و تلاوت قران کریم و نماز اول وقت داشتند و مقید به انجام فرابض دینى بودند.ایشان همچنین مراقبت در حجاب و عفاف و انس و علاقه به اهل بیت (ع) داشتند. در کلاس چهارم ابتدایى، در کنار درس و حفظ قرآن مجید ، ورزش رزمی کاراته را به صورت حرفه اى در حضور یکى از بهترین اساتید ورزش آغاز کردند. در کلاس پنجم ابتدایى با خواندن احادیث و سخنان ائمه (ع) محبت و علاقه اش به آن بزرگواران بیشتر شد و انس و الفت زیادى به آقا امام زمان (عج) در وجودش پدیدار گردید و با تاثیر از حدیث امام صادق (ع) که مى فرمایند "هر کس چهل صبح دعای عهد را بعد از نماز صبح بخواند در زمان ظهور امام زمان (عج) حتى اگر در قید حیات هم نباشد جزء یاران و سربازان امام زمان (عج) به شمار می آید"، شهیده بزگوار چهله دعاى عهد امام زمان (عج) گرفته و بعد از آن هم تا هنگام شهادت دعای عهد ایشان ترک نشد. ایشان همچنین در دوران ابتدایى جز شرکت کنندگان در مسابقات قرآن آموزش و پرورش و صنعت نفت و ممتازترین این مسابقات بودند.
کلاس اول راهنمایى را در مدرسه نرگس شهرک گلستان گذراندند و کلاس دوم و سوم راهنمایى را در مدرسه رهنمایى شاهد پنج ادامه دادند و به پایان رسانید. در دوران تحصیل راهنمایى زندگى ایشان رنگ خدایى بیشترى به خود گرفته بود و روز به روز بر تلاش و ایمان و تقوای این غنچه باغ مکتب اسلام و قرآن، و عشق و علاقه او نسبت به قرآن و اهلِ بیت بیشترمی شد. از کودکى علاقه زیادى به هنر نقاشى داشت، تا این که در دوران راهنمایى نقاشی های ایشان رنگ و بوی اهل بیت(ع) را به خود گرفته بود. در دوران راهنمایی درس، تحصیل، تهذیب نفس، ورزش، انس با قرآن و مطالعات غیر درسى و دینى را به جدیت دنبال میکرد. در این دوران بود که موفق به کسب کمربند مشکى دان یک کاراته در سبک jka شدند.
در سال سوم راهنمایى تلاش های ایشان به اوج خود رسیده و عزم خود را جزم کرده بود که در دبیرستان نمونه دولتى قبول شود و مانند همه سالهاى تحصیل جزء بهترین شاگردان مدرسه شاهد 5 و ممتاز در دروس شدند. در کنار درس، در فعالیت ها و مسابقات ورزشى، فرهنگى و قرآنى هم شرکت می کردند و موفق هم بودند. ایشان همچنین آموزش زبان انگلیسى در کانون زبان ایران و عضویت در بسیج دانش آموزی را به فعالیتهاى دیگر خود افزودند.
در دوران راهنمایى از نظر تقوا و صفات خوب اخلاقى و پشتکار در درس و فعالیتهاى ورزشى و مذهبى و حجاب و انس با قران و اهل بیت (ع) آن چنان پیشرفت داشتند که با سن کم خود الگو و نمونه ای براى خانواده، اقوام و همکلاسی ها و دوستان خود، و زبانزد آنها شده بود. در سال سوم رهنمایى با لطف خداوند، عنایت اهل بیت (ع) و تلاش خود و انس با قران کریم به عنوان قارى قرآن در مدرسه انتخاب و به مرحله ناحیه معرفى شدند و موفق به کسب مقام ممتاز قرائت قران در ناحیه شدند. در این دوران موفق به کسب مقام در ورزشِ کاراته در سطح باشگاهی، شهرستان و استانی شدند و به عنوان دانش آموز ممتاز در درس و اخلاق و حجاب از طرف مدرسه به زیارت حضرت معصومه (س) و على ابن موسی الرضا (ع) مشرف شدند. در آزمون ورودى دبیرستان گراشی به عنوان ذخیره و در آزمون ورودى دبیرستان شاهد 15 و دبیرستان وصال مقام دوم را کسب نمودند.



      

نشانی گیرنده : نمی دانم کجایی یا مهدی ؟! شاید در دلم باشی ویا شاید من از تو دورم . کوچه انتظار، پلاک یا مهدی!
به نام خداوند بخشنده ومهربان
سلام من به یوسف گمگشته ی دل زهرا و گل خوشبوی گلستان انتظار
ای دریای بیکران ، آفتاب روشنی بخش زندگی من که از تلالو چشمانت که همانند خورشید صبحدم از درون پنجره های دلم عبور می کند و دل تاریک و سیاه مرا نورانی می کند . تو کلید درِ تنهایی من ! من تورا محتاجم . بیا ای انتظار شبهای بی پایان ، بیا ای الهه ی ناز من ، که من از نبودن تو هیچ و پوچم . بیا و مرا صدا کن ، دستهایم را بگیر و بلند کن مرا . مرا با خود به دشتِ پر گلِ اقاقیا ببر . بیا و قدمهای مبارکت را به روی چشمانم بگذار . صدایم کن و زمزمه ی دل نواز صدایت را در گوشهایم گذرا کن ، من فدای صدایت باشم . چشمان انتظار کشیده من هر جمعه به یادت اشک می ریزند و پاهایم سست می شوند تا به مهدیه نزدیک خانه مان روم و اشک هایم هر جمعه صفحات دعا ندبه را خیس می کند . من آنها را جلو پنجره اتاقم می گذارم تا بخار شود و به دیدار خدا رود . به امید روزی که شمشیرم با شما بالا رود و برسر دشمنانتان فرود آید .
 یا مهدی ادرکنی عجل علی ظهورک
دوستدار عاشقانه شما راضیه
((من اصل نامه رو هم دیدم... کاش با همون حس کودکانه... ما هم دل به مهدی میدادیم.))



      

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
 السلام علیک یا مولای یا صاحب الزمان
سلام
شهید منتظر مرگ نمی‌ماند، این اوست که مرگ را برمی‌گزیند.
سر تا سر شهر با تو عطر آگین بود
لبخند تمام کوچه ها غمگین بود
آن روز که بر دوش تو را می بردیم
تابوت سبک ولی غمت سنگین بود


 شهیده راضیه کشاورز 16 ساله دختری که در عمر کوتاهش در همه چیز نمونه شد.
در انس با قرآن و اهل بیت، اخلاق ،ایمان،حجاب،کوشا و فعال در درس،ورزش رشته کاراته،فعالیت فرهنگی و هنری و ......منتخب و بر گزیده و نمونه بود.
...... و در آخر برای شهادت که بهترین نوع مرگ است انتخاب شد.
بعد از انفجار در حسینه سیدالشهداء علیه السلام شیراز 18 روز در کما به نیت مادرمون بود اونهم دقیقا با سینه ای خورد شده و پهلویی پاره شده و 18 روز خس خس نفسهای دردناک و .......
در نهایت در دهم اردیبهشت 87 آرزویش برآورده شد و به جمع شهیدان سرفراز و سربلند که ره صد ساله را یک شبه پیمودند پیوست و جمع کاروان شهدا 14 نفره شد.
 سخنان مادر بزرگوارش:
ـ خسته از مدرسه بر می گشت ، وقتی می گفتم خسته نباشی ! دستانم رو می بوسید و می گفت : شما از صبح زحمت کشیدید ، من که کاری نکردم . از حالا به بعد نوبت من ، شما برید استراحت کنید .
ـ سال تحویل امسال با کانون مشهد بود . خیلی اصرار کردم که سوغاتی چیزی نخره . یه شیشه عطر یاس برای خودش خریده بود و از اینکه نتونسته بود کفنی بخره غصه می خورد .
ـ اردیبهشت قصد زیارت کربلا داشت . بعد از انفجار ، هیجده روز منتظر مهر قبولی خانم حضرت زهرا (س) موند . با کفن کربلا و همون عطر یاس به دیدار ارباب فرستادیمش.
_ این شهیده بزرگوار مثل همه شما درس می خواند، زندگی می کرد، بازی می کرد، می خوابید و .. ولی چیزی که اون را به این درجه رساند نکات ظریفی بود که در زندگیش رعایت می کرد نکاتی که کاری به سن و سالش نداشت، از سر تقوا و ایمان از سر مراقبت در رفتارهای روزمرش بود و احترامی که برای بزرگترها؛پدر و مادر و معلمین قائل بود و در کارهاش واقعاً مرد عمل بود یعنی درسته که راضیه یک دختر بود ولی واجباتش جایی که باید رضای خدا را در نظر بگیره واقعاً مردانگی به خرج می داد.
_ این شهیدان هم تو همین شهر تو همین دنیایی که ما زندگی میکنیم زندگی می کردند؛ اونا خیلی چیزها را دوست داشتند، خانواده را دوست داشتند و خیلی از چیزهای دنیوی که حلال هم بود ولی پا گذاشتند روی دلشون و به همین دلیل بود که به مقام شهید و لقاء پروردگار رسیدند.
_ چهارم ابتدایی بود که با خوندن یک حدیث از امام صادق (ع) چهله دعای عهد گرفت تا جزء یاران امام زمان (عج) بشود. یک روز جمعه خیلی اصرار داشت که برویم خونه آقاش گفتم:  باید بدانم دلیل رفتن امروز تو چیه؟ گفت مامان اگر به کسی نگویی، یادته یک روز بهت گفتم امام صادق (ع) فرمودند اگر کسی 40 صبح دعای عهد امام زمان (عج) را بخواند جزء یاران امام زمان (عج) می شود؛ من از همان روز دعای عهد را شروع کردم و امروز که تمام شده دوست دارم برای آقام شیرینی ببرم.
_ همیشه می گفت مامان مطمئن باش همه زحمتهای تو و پدر را جبران می کنم. یه جوری درس می خوانم که باعث افتخارتون باشم.
_ همیشه پیش خودم فکر می کردم که راضیه حتماً جز تک رقمی های کنکور می شود.
_ کلاس پنجم ابتدایی وقتی به مشهد رفتیم در بازار امام رضا (ع) این دختر همه اش می گفت مامان تو رو خدا یک چادر مشکی برای من بخر و از کلاس پنجم چادر می پوشید.
_ پنجم ابتدایی همه درسهاش به غیر از ریاضی اش 20 بود، راهنمایی که رفت همه می گفتند بچه ها افت می کنند، ولی این طور نبود، چون از همان روز اول مهر تمام درسهاش را به موقع می خواند؛ تو ساعتهای ورزش یا زنگ تفریح به بچه های ضعیف کمک می کرد.
_ سوم راهنمایی که بود خیلی علاقه داشت توی دبیرستان گراشی قبول بشه، یک روز معلم علومش خانم علی نژاد به من گفت واقعاً این دختر لیاقتش را دارد که هر کاری براش بکنید معلم خصوصی بگیرید؛ با راضیه در میان گذاشتم؛ گفت نه مامان من هیچ وقت حاضر نمی شوم حقوق کارمندی بابام که این همه زحمت می کشه، شب کاری می ره را برای معلم خصوصی بدهم اصلاً خدا راضی نیست این حق الناسه من تا اونجایی که در توانم باشه درس می خونم و زحمت می کشم؛ ان شا الله که قبول می شوم.
_ همیشه توی آزمون پیشرفت تحصیلی سال سوم راهنمایی جز ممتازین بود. خیلی تلاش می کرد شبها تا دیر موقع درس می خواند.
_ یک وقتی را حتماً برای دعا و راز و نیاز با خدا، برای قرآن خواندن می گذاشت، صدای قرآن خواندنش وقتی تو خونه می پیچید به ما آرامش می داد.
_احترام زیادی برای بابا بزرگ و مامان بزرگش قائل بود همیشه می گفت الهی قربونت برم (تکه کلامش بود).
_ وقتی درس داشت اصلاً تلویزیون نگاه نمی کرد -حتی زمانی که سریال برره که حتی بزرگترها،هم نمی تونستند ازش بگذرند- به خواهر و برادرش می گفت که وقت طلاست، اینها فایده ای ندارد الان تکلیف اصلی ما درسه.
_ همیشه به دوستان و اقوام توصیه می کرد زیاد معنی قرآن را بخوانند. طوری شده بود که اقوام نزدیک و خودمان پی برده بودیم که راضیه از نظر علمی و ایمانی خیلی رشد و تکامل داشته؛ برای همه قابل احترام بود دایی بزرگش همیشه وقتی ما منزلشان می رفتیم یا جایی همدیگر را می دیدیم با وجودی که خیلی از راضیه بزرگتر بود دستهای راضیه را می بوسید، همیشه با احترام با راضیه رفتار می کرد. چون خود راضیه قدر انسانیت خودش را، قدر اینکه خدا خودش لطف داشته و نعمت وجود، بهش بخشیده را می دانست. راضیه قدر دختر بودن خودش را می دانست قدر این را که با حجابش، با ایمانش، با رفتارش پیرو واقعی حضرت زهرا (س) باشد.
_ علاقه خیلی زیادی به خانم حضرت زهرا (س) داشت همیشه می گفت مامان به خاطر انس واقعی که به خانم دارم حجاب می گیرم و واقعاً هم این را در ورزش، کانون زبان ایران و جاهای مختلفی که می رفت ثابت کرد. راضیه ثابت کرد که با حجاب و ایمان هم میشه، همه کار انجام داد.
_ سال سوم راهنمایی  راضیه بین خودش و خدا عهدی بسته بود که بعد از شهادتش تو وسایلش، البته تو وسایلش که نه، داخل جعبه اسماء متبرکه پیداش کردم.
خلاصه کوتاهی از این عهد نامه:
بی حساب پیش، انشاء ا.. به امید خدا و توکل به خدا چهل روز تمام کارمو خالصانه انجام بدم تا خدای مهربون از سر تقصیرات ما بگذرد و گناهامو ببخشه.
توی این چهل روز که از 5/3/85 شروع می شه توفیق پیدا کنم مادام العمر دعای عهد و زیارت امین ا.. و ... را بخوانم و گریه کنم.
آقا تو رو خدا توفیق اشک ریختن تو این دعاها را به من بده.و شب هم به یاد خانم حضرت زهرا (س) شبی 5 صفحه قرآن بخوانم؛ ان شاء الله تکرار آیه الکرسی هم توی بیشتر اوقات نصیبم بشه.
و همچنین شکر نعمتهای خدا و توفیق آلوده نشدن به گناه و نابود کردن نفس اماره و تقویت نفس لوامه را داشته باشم و تسبیحات خانم فاطمه زهرا (س) را همراه با الگو برداری از حجاب،عفاف، ادب و اخلاق ایشان را سر لوحه زندگی خودم قرار دهم.
_ سال گذشته از اواسط زمستان همش به من می گفت مامان برام دعا کن که سال تحویل امام رضا (ع) باشم، شکر خدا نصیبش شد، وقتی برگشت خیلی مهربونتر، باوقارتر و نورانی تر شده بود هر چی نگاهش می کردم سیر نمی شدم یک زیبایی خاصی داشت اصلاً به فکرم هم نمی رسید که این مسافری که تازه از زیارت آقا امام رضا (ع) آمده، شهادتش را آقا امضا کرده و دوباره راهی سفره.
هر روز بهم می گفت مامان منو می بخشی؛ می گفتم مامان مگر شما چیکار کردی که من شما را ببخشم شما که بهترینی؛ خدا شاهده یک روز تو آشپزخانه بهم گفت تو را خدا مامان منو ببخش، بهش گفتم مامان دعا کن که من بتونم شکر خدا را بابت این که تو فرشته ای بودی تو آسمون و خدا به ما لطف داشته و توفیق داده که شما توی خانه ما قدم روی زمین بذاری به جا بیاورم، می گفت نه مامان شما بگو من را بخشیدی و تا نمی گفتم که بخشیدمت دست از سرم بر نمی داشت.
مادر راضیه می گفت: بعد از شهادت دخترش توی وسایلش ، دفترچه یاداشتی رو پیدا کردم، این رو توش نوشته بود...
می توان طوری زندگی کرد که خدا و امام زمان (عج) از انسان راضی باشند ،کاشکی هیچ وقت حضور آقا رو ندیده نگیریم و از حضورش غائب نشیم چرا که غیبت ازماست و حضوراو همیشگی است- انت فی قلبی یا باصالح
با این که مادرش بودم ولی او الگو و مادر من بود. روزی نبود که از مدرسه برگرده و دست من رو نبوسه،همشه می گفت: درس خوندن مثل نماز برام واجبه. امام زمان(عج) یار بی سواد می خواد چی کار؟راضیه جز صداقت،تلاش و پاکی چیزی نبود...
احساس می کنم خیلی بیشتر به راضیه نزدیک شدم درسته دوری و فراقش خیلی بیشتر از روزهای اول دلم رو به درد می یاره، ولی هم به مقامش و هم به جایگاهش غبطه می خورم و تنها چیزی که ازش خواستم، دستمون را بگیره و شفاعتمون کنه، که بیشتر از این شرمنده شهدا و راضیه نشیم.
راضیه فرشته ای بود که خدا به من لطف کرده بود.
برای شادی روح این شهید عزیز فاتحه بخوانیم.

در چهارمین سالگرد شهادت این فرشته آسمانی می خواهیم کمی ار خصوصیات و زندگیش بدانیم.  اللهم ارزقنا توفیق الشهادة فی سبیلک تحت لواء ولیک
خدایا بیتاب ظهور چهاردهمین خورشید هستیم.
اللهم عجل لولیک‌الفرج



      

91.صمد تاشک
92.جهانگیر کشور قلاتی
93.محمدرضا ابوالپور مفرد
94.محمد حسن جوانمردی
95.فرشاد طهماسبی مرادی
96.مسعود طاهری
97.محمد مهدی زیبایی نژاد
98.جعفر پلنگ کش
99.محمد نظریان
100.علی محمد سرشاری
101.حجت الله دهقانی
102.علیرضا بانشی
103.ابراهیم سالمی
104.قربانعلی امینی
105.علیرضا دهقانپور
106.منصور محمدی
107.حمزه جمال آبادی
108.غلامحسین تمیزکار
109.رمضان رستمی داوری
110.محمود بوشهری
111.حسین جوان
112.محمد طوفانی
113.سلیمان زارعی
114.سید علی اصغر کلاف زاده
115.عزیز پورمتقان
116.اسماعیل عدل آسا
117.محمود محمودآبادی
118.محمود عباسیان
119.امین رسولی نتاج
120.ذبیح الله اسدی
این پست یکم طول کشید چون اسامی رو گم کرده بودم.. شرمنده ی شهدا.



      

اینبار دلم گرفته بود ، ولی چون خسته بودم فقط اسامی رو نوشتمو اومدم...
61.فضل الله آی
62.علی اکبر لولیا
63.سید حسن لنکرانی
64.محمد رضا جوانمردی
65.حجت الله جعفری
66.ابراهیم مفرشی
67.علی جان قدیری زاده
68.سید مجاهد محمودی
69.یوسف بهروزی
70.حسین ناصری
71.محمد رضا اژدر زاده
72.احمد سخنور
73.محمد رضا سرقناتی
74.ابوالقاسم شاهرخی
75.غلامرضا برزگر
76.رحمان محمدی
77.بهنام امیری
78.نبی الله جعفرلو
79.رحمان زارع
80.جلیل صادقی فرد
81.غریب سلمانپور
82.خداد اسماعیلی
83.غلامعباس سلیمی
84.محمد کاظم تقوی
85.غلامحسین مالکی مقدم
86.حاج مجید نباتی
87.اردشیر خواست خدایی
88.هاشم دین پژوه
89.حیدر حسن نژادیان شیرازی
90.عبدالکریم نجابت



      

سلام امروز هم ادامه اسامی شهدا رو میزارم اینجا...
گلزار شهدای شیراز ... خیلی غریبه... کاش میشد همه بفهمن..
31.علی کسایی
32.حیدر نیازی
33.نبی الله عسکری
34.بهزاد امینیان
35.علی خراسانی
36.غلامحسین هاشمی
37.کیامرث جمشیدی
38.محسن کلانتری فرد
39.نظر علی همتی
40.قاسم همتی
41.غلامعلی صفا
42.غلامرضا سجانیان
43.نوذر محمد حسین پرشگفتی
44.اسدالله رنجبرزاده
45.علی زارعی
46.یاسرطهمورثی
47.حسین نجمی جعفرلو
48.سید رضا موسوی نژاد
49.شیرزاد نوروزی چگینی
50.خوبیار طالبی
51.غلامحسین ابوالپور مفرد
52.حمدالله ساسانی
53.عزیزالله محمدی فرد بردجی
54.عبدالرضا بنیره طوسی
55.حسین فریدفر
56.عبدالحمید پیرانی خراجی
57.ناصر زارع
58.سید محمد حسین مسدد
59.سید مجید موسوی
60.محمد علی قدرتی



      

داشتم توی گلزار شهدای شیراز قدم میزدم به صورت گلچین اسم شهدا را میخوندم به ذهنم رسید نام نویسی کنم!
اسم همه ی شهدای شیراز رو بیارم اینجا توی نت ثبت کنم !
چند تا از بچه حزب الهی ها هم شب عیدی داشتن اسامی روی سنگ قبور شهدا رو رنگ آمیزی میکردند. خدا حفظشون کنه!
هم ثواب داره هم . . . بالاخره شهید عند ربهم یرزقونه. . . سال 91 سال تحوله!
پس هرکه دارد هوس کرب وبلا بسم الله
قسمت اول!
1.سید احمد جامع حقیقی
2.غلامرضا چرخ دولابی
3.علی بخش سعادت آبادی
4. حسن بذرافشان
5.اردشیر زاهدیان نژاد
6.غلامرضا مران حسینی
7.سید مهدی موسوی
8.عبدالرسول محمدی
9.محمود عابدی
10.حسین کشاورز
11.حمید ناصری
12.غلامحسین دانشمندی
13.عبدالرضا فهیم فرد
14.شیخ محمود اسلامی
15.محمد اسدی
16.صمد بیات ترک
17.علی اصغر نجمی جعفرلو
18.محمد یوسف زاده
19.علییار هاشمی
20.علی نجمی جعفرلو
21.علی برزنی یمانی
22.سید حمید عباسپور
23.امیرمهماندوست
24.محمود محمدی
25.ستار رستگار دهبیدی
26.سیاوش بناکار حقیقی نژاد
27.حسین نوروز پور
28.جلیل شاهسوندی
29.سعید حسینی
30.ایرج مرزبان



      

 برنامه های سالگرد شهدای واقعه بمب گذاری رهپویان وصال اعلام شد.

بنا به اعلام روابط عمومی کانون فرهنگی رهپویان وصال، این برنامه ها طبق توافق صورت گرفته، با همکاری کانون و مراکز زیر به صورت مشترک برگزار خواهد شد :

 
کانون فرهنگی رهپویان وصال، دفتر نمایندگی ولی فقیه در استان فارس و امام جمعه شیراز،استانداری فارس، سپاه فجر استان فارس، سپاه لامرد، جلسه عاشورائیان اصفهان

برنامه های هفته سالگرد به شرح زیر اعلام می گردد.

پنجشنبه 20 / 1 / 88 :
گلزار شهدای شهرستان لامرد . محل دفن شهید علوی
سخنران : حجت الاسلام انجوی نژاد
مداح : برادر مرتضی کشاورز
با حضور خانواده شهدای حسینیه


شنبه 22 / 1 / 88 :
همراه با مراسم نمادین و پخش کلیپ .
مکان : شیراز، بلوار پاسداران، خیابان شهید آقایی، حسینیه سید الشهدا (ع) – مقتل شهیدان .
سخنرانان : سردار غیب پرور – حجت الاسلام انجوی نژاد
مداحان : حاج مهدی سلحشور – حاج مهدی مختاری


یکشنبه 23 / 1 / 88 :
با حضور خانواده شهدای حسینیه
مکان : اصفهان – خیابان حافظ – مسجد آق علی بابا – جلسه عاشورائیان
سخنران : حجت الاسلام انجوی نژاد
مداح : حاج محمد یزدخواستی

دوشنبه 24 / 1 / 88 :
سالروز بمب گذاری
مکان : گلزار شهدای شیراز – مقبره شهیدان انفجار
سخنرانان : حضرت آیت الله ایمانی امام جمعه شیراز، حضرت آیت الله حائری شیرازی
مداح : حاج مهدی مختاری

چهار شنبه 26 / 1 / 88 :
مراسم شب شعر و شهادت با حضور شاعران برجسته کشور و شیراز
مکان: شیراز، خیابان نشاط،
تالار صدرا و سینا
سخنرانان : حضرت آیت الله سید علی اصغر دستغیب – مهندس رضا زاده استاندار محترم فارس

پنجشنبه 28 / 1 / 88 : 
مراسم شبی با قرآن  –با حضور قاریان دانش آموز برجسته کشور و فارس
مکان : شیراز، بلوار پاسداران، خیابان شهید آقایی، حسینیه سید الشهدا (ع) – مقتل شهیدان .
سخنران : حاج حسین روزیطلب ریاست محترم آموزش و پرورش فارس


کانون فرهنگی رهپویان وصال،
دفتر نمایندگی ولی فقیه در استان فارس و امام جمعه شیراز،
استانداری فارس
سپاه فجر استان فارس
سپاه لامرد
جلسه عاشورائیان اصفهان



      

عاملین بمب گذاری حسینیه سیدالشهداء شیراز اعدام شدند.

متن خبر :

صبح روز جمعه 21 فروردین 1388 و در آستانه سالروز بمب گذاری حسینیه سیدالشهداء (ع)، در حضور خانواده محترم شهداء، جانبازان، تعدادی از مسئولین کشوری و استانی و جمعی از اعضای کادر کانون فرهنگی رهپویان وصال، حکم اعدام عاملین بمب گذاری اجرا گردید.
صبح روز جمعه 21 فروردین 1388 و در آستانه سالروز بمب گذاری حسینیه سیدالشهداء (ع)، در حضور خانواده محترم شهداء، جانبازان، تعدادی از مسئولین کشوری و استانی و جمعی از اعضای کادر کانون فرهنگی رهپویان وصال، حکم اعدام عاملین بمب گذاری اجرا گردید.
بنا به گزارش خبرنگار رهپویان وصال، طبق حکم صادره توسط مقام قضایی، عاملین بمب گذاری با مشخصات زیر اعدام شدند :


1- محسن اسلامیان فرزند محمد با نام مستعار فرمانده بهمن (یار دوم) دارای سابقه کیفری در امر نگهداری اسلحه دائر بر محاربه و افساد فی‌الارض از طریق عضویت و همکاری موثر در گروهک محارب، ملحد و ضد حکومت اسلامی انجمن پادشاهی ایران با علم و اطلاع از موضع‌ گروه و طراحی و اقدام جهت براندازی حکومت اسلامی و تهیه سلاح و مهمات و ساخت بمب در این راستا و مشارکت در انفجار تروریستی حسینیه سیدالشهداء رهپویان وصال شیراز که منجر به شهید و زخمی شدن 222 نفر گردید و همچنین مشارکت در طراحی انفجار در سایر نقاط کشور و ساخت بمب مایرولی در این راستا و طراحی طرح ترور مسئولین نظام.


2- علی اصغر پشتر فرزند کرم با نام مستعار آراسب (یار سوم) و علی و احمد دائر بر محاربه و افساد فی‌الارض از طریق عضویت و همکاری موثر در گروهک محارب و ملحد و ضد حکومت اسلامی انجمن پادشاهی ایران با علم و اطلاع از موضع گروه و مشارکت در طراحی و اقدام برای براندازی حکومت اسلامی از طریق مشارکت در تهیه مهمات و ساخت بمب بکار رفته در انفجار تروریستی 24 فروردین ماه سال جاری حسینیه سیدالشهداء شیراز و مشارکت در طراحی انفجار در سایر نقاط کشور و ساخت بمب مایرولی در این راستا و طراحی طرح ترور مسئولین نظام.


3- روزبه یحیی‌زاده فرزند مجید با نام مستعار روزبهان و صادق افراسیابی دارای سابقه کیفری دائر بر محاربه و افساد فی‌الارض از طریق عضویت و همکاری موثر در گروهک محارب و ملحد و ضد حکومت اسلامی انجمن پادشاهی ایران با علم و اطلاع از موضع گروه مزبور و طراحی و اقدام جهت براندازی حکومت اسلامی از طریق مشارکت در تهیه بمب جهت کار‌گذاری در مراکز شناسایی شده در رشت و تهیه وسایل کار و امکانات مالی موثر در این راستا و طراحی ترور استاندار رشت و اعتیاد به مواد مخدر.

قبل از اجرای حکم، حجت الاسلام بانشی، دادستان شیراز، طی بیاناتی از صبر خانواده شهداء، جانبازان و اعضای کانون فرهنگی رهپویان وصال، زحمات سربازان گمنام انقلاب و تمامی کسانی که برای به نتیجه رسیدن پرونده بمب گذاری زحماتی را متحمل شده بودند تشکر نمود.
پیش از این بنا بود به درخواست خانواده معزز شهداء و کانون فرهنگی رهپویان وصال، حکم به صورت علنی برگزار گردد که به دلایل زیر اجرای حکم به صورت نیمه علنی صورت پذیرفت:
- عدم توانایی در کنترل جمعیت ناظرین : بنا به پیش بینی های صورت گرفته، در صورت اعلام عمومی برای اجرای حکم به صورت علنی، جمعیتی بالغ بر چند صد هزار نفر در محل اجرای حکم حاضر می شدند که کنترل امنیت و نظم این جمعیت امری بسیار پیچیده و ناممکن بود.
- سوء استفاده دشمنان اسلام : در صورت اجرای حکم در ملاء عام و منتشر شدن تصاویر و فیلم های مربوط به این قضیه، دشمنان اسلام و جمهوری اسلامی که در همه حال منتظر شیطنت هستند، اقدام به سم پاشی و طرح ریزی سناریوهای جدید بر ضد نظام و اسلام می نمودند.



      
<      1   2   3   4   5   >>   >




[Designed By Ashoora.ir    مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ ]