موعود - اقلیمـ رهایے

فقیر فقرش را!
درخت ترس از تبر را از یاد می برد
من ترس از غربت را...
بعد از آمدنت را میگویم آقا...
هزار سال غیبت کم است؟ 



      

شب همیشه برای من خاطره انگیز است.

شاید به خاطر سکوتش ،آن را دوست دارم

سکوتی که در آن از نامردمان خبری نیست

شاید هم به خاطر آسمان پر ستاره اش آن را دوست دارم

ویا شاید هم آن را به خاطر لحظه ای دوست دارم

که میتوانم با خیال تو پرواز کنم.

آری ،با خیال تو ای زیباترین امید... موعود من! 



      

انتظار به معنای این است که ما باید خود را برای سربازی امام زمان آماده کنیم ...
سربازی منجی بزرگی که میخواهد با تمام مراکز قدرت و فساد بین‌المللی مبارزه کند،
احتیاج به خودسازی و آگاهی و روشن‌بینی دارد...
ما نباید فکر کنیم که چون امام زمان خواهد آمد و دنیا را پر از عدل و داد خواهد کرد،
امروز وظیفه‌ای نداریم؛ نه، بعکس، ما امروز وظیفه داریم در آن جهت حرکت کنیم
تا برای ظهور آن بزرگوار آماده شویم. اعتقاد به امام زمان به معنای گوشه‌گیری نیست... .
امروز اگر ما میبینیم در هر نقطه‌ی دنیا ظلم و بی‌عدالتی و تبعیض و زورگویی وجود دارد،
اینها همان چیزهایی است که امام زمان برای مبارزه با آنها می‌آید.
اگر ما سرباز امام زمانیم، باید خود را برای مبارزه با اینها آماده کنیم.
بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نیمه‌ی شعبان در مصلای تهران



      

درس دیگر اعتقاد به مهدویت و جشنهای نیمه‌ی شعبان برای من و شما این است که
هر چند اعتقاد به حضرت مهدی ارواحنافداه یک آرمان والاست و در آن هیچ شکی نیست؛
اما این آرمانی است که باید به دنبال آن عمل بیاید. انتظاری که از آن
سخن گفته‌اند، فقط نشستن و اشک ریختن نیست.
بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نیمه‌ی شعبان در مصلای تهران 1381/07/30



      

ای قلم سوزلرین د اثر یخ
آشنا دن من بیر خبر یخ

ای قلم (اشعار من) در تو هیچ تاثیر و جذابیتی وجود ندارد
من هم از آشنا خبری ندارم

گلدی بو جمعه د ، کشتی الله
فاطمه یوسفنان خبر یخ

این جمعه هم آمد و گذشت ، ای خدا!
از یوسف فاطمه خبری نشد

یاندی پروانه لر ، شمعی سندی
آیرلخ دن یورک قان دندی

پروانه ها سوختند و شمع خاموش شد
از دوری (یار) دلم خون شد

شان د ، رتبه د بی بدل سن
هر گوزل دن آقا سن گوزل سن

در شان و رتبه ، همتا ندارد
آقا ! تو از هر زیبایی ،زیباتر هستی

کیم دی آیرلخ درد سال ماز
عاشقن صبرینن الدن آلماز

که می گوید دوری و جدایی انسان را گرفتار درد نمی کند؟
و دوری ، صبر عاشق را از او نمی گیرد؟

ای گوزوم ، یولارا باخ ، دارخما
گون همیشه بولوت آتا قالماز

ای چشمم، به راه ها بنگر و خسته نشو
چراکه ، برای همیشه خورشید پشت ابر نمی ماند

گلدی بو جمعه د ، گلمدن سن
گون سایم ، جمعه دیگر اوسن

این جمعه هم رسید ، اما تو نیامدی
روزها را می شمارم تا جمعه بعدی برسد

قلب لر غصه دن داغلی قالدی
یا امام زمان گل ، امان دی

قلب ها از غصه داغدار و درمانده ماندند
ای امام زمان (عج) بیا! روزگار غریبی است!

شان د ، رتبه د بی بدل سن
هر گوزل دن آقا سن گوزل سن

در شان و رتبه ، همتا نداری
آقا ! از هر زیبایی ، تو زیباتر هستی



      

گریه کنید برای امام زمانتان
توبه کنید با گریه کردنتان در خانه امام زمان
تا جاییکه قلب مهدی را بدست بیاوریم.
تا جاییکه امام زمان به گریه هایمان ترحم کند...
ادعای یاری



      

خدا کند بیاید
حضرت صادق آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
پس آن گاه که مدت عذاب بر بنی اسرائیل طولانی شد
چهل صباح به پیشگاه الهی ضجه و گریه کردند
تا اینکه خداوند به موسی و هارون وحی فرمود که آن ها را از شر فرعون خلاص کنند
به این ترتیب 170 سال از عذاب ایشان کم شد
وضع شما نیز همینطور است
اگر چنین کنید خداوند فرج را برای شما میرساند
اما اگر چنین نباشید کار به آخرین حد خواهد رسید
پس بنی اسرائیل چهل روز خواندند
خدا را خواندند
سرانجام موسای موعودشان آمد
بسیار زودتر از آنچه که باید می آمد
ما را چه شده که حتی چهل روز استغاثه ی مدام را تاب نداریم؟



      

آن شب جان فرسا من بی تو نیاسودم...
وه که شدم پیر از غم آن شب و فرسودم
منتظرت بودم... منتظرت بودم...
بودم همه شب دیده به ره تا به سحر گاه...
منتظرت بودم... منتظرت بودم...
منتظرت هستم



      

شما مردم عزیز – بخصوص شما جوانها – هر چه که در صلاح خود، در معرفت و اخلاق و رفتار و کسب صلاحیتها در وجود خودتان بیشتر تلاش کنید این آینده را نزدیکتر خواهید کرد، اینها دست خود ماست اگر ما خودمان را به صلاح نزدیک کنیم، آن روز نزدیک خواهد شد همچنان که شهدای ما با فدا کردن جان خودشان آن روز را نزدیک کردند، آن نسلی که برای انقلاب آن فداکاریها را کردند، با فداکاریهای خودشان آن آینده را نزدیکتر کردند هر چه ما کار خیر و اصلاح درونی خود و تلاش برای اصلاح جامعه انجام بدهیم آن عاقبت را دایما نزدیکترمی کنیم.
بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم در سالروز میلاد خجسته امام زمان(عج) 1379/08/22
توافق خوب



      

این جشن‌ها برای من «آقا» نمی‌شود

شب با چراغ عاریه، فردا نمی‌شود

خورشیدی و نگاه مرا می‌کنی سفید

می‌خواستم ببینمت؛ امّا نمی‌شود

شمشیرتان کجاست؟ بزن گردن مرا

وقتی که کور شد گرهی، وا نمی‌شود

یوسف! به شهر بی‌هنران وجه خویش را

عرضه مکن؛ که هیچ تقاضا نمی‌شود

اینجا، همه من‌اند؛ منِ بی‌خیالِ تو

اینجا کسی برای شما، ما نمی‌شود

آقا! جسارت است؛ ولی زودتر بیا

این کارها به صبر و مدارا نمی‌شود

تا چند فرسخی خودم، ایستاده‌ام

تا مرز یأس، تا به عدم، تا «نمی‌شود»

می‌پرسم از خودم: غزلی گفته‌ای؛ ولی

با این همه ردیف، چرا با «نمی‌شود»؟

 



      
<      1   2   3   4   5   >>   >


پیامهای عمومی ارسال شده

+ دلتنگ یک زیارت مقبولم یا حتی یک برف مثل قدیم ها یک باران طولانی پس آمدم ای شاه پناهم بدهی تو تا باز شود هر گره کور خلاصه مانند دل من دل دریاچه ی قم هم از دوری مشهد زده هی شور خلاصه...



+ رفقا سلام... من در میانه ی مسیری هستم که دوازده سال قبل شروع کردم... وحیدم آن زمان حدود بیست سالم بود الان حدود سی سال... باورم نمیشه همون وبلاگ نویس نوجوانی هستم که از دوران مدرسه راهنمایی مینوشت.. وقتی نوشتن همه ی زندگیم بود.. یادش بخیر... کسانی که اقلیم رهایی هنوز یادشونه سلااااااااااام...




[Designed By Ashoora.ir    مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ ]