موعود - اقلیمـ رهایے

آن شب جان فرسا من بی تو نیاسودم...
وه که شدم پیر از غم آن شب و فرسودم
منتظرت بودم... منتظرت بودم...
بودم همه شب دیده به ره تا به سحر گاه...
منتظرت بودم... منتظرت بودم...
منتظرت هستم



      

شما مردم عزیز – بخصوص شما جوانها – هر چه که در صلاح خود، در معرفت و اخلاق و رفتار و کسب صلاحیتها در وجود خودتان بیشتر تلاش کنید این آینده را نزدیکتر خواهید کرد، اینها دست خود ماست اگر ما خودمان را به صلاح نزدیک کنیم، آن روز نزدیک خواهد شد همچنان که شهدای ما با فدا کردن جان خودشان آن روز را نزدیک کردند، آن نسلی که برای انقلاب آن فداکاریها را کردند، با فداکاریهای خودشان آن آینده را نزدیکتر کردند هر چه ما کار خیر و اصلاح درونی خود و تلاش برای اصلاح جامعه انجام بدهیم آن عاقبت را دایما نزدیکترمی کنیم.
بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم در سالروز میلاد خجسته امام زمان(عج) 1379/08/22
توافق خوب



      

این جشن‌ها برای من «آقا» نمی‌شود

شب با چراغ عاریه، فردا نمی‌شود

خورشیدی و نگاه مرا می‌کنی سفید

می‌خواستم ببینمت؛ امّا نمی‌شود

شمشیرتان کجاست؟ بزن گردن مرا

وقتی که کور شد گرهی، وا نمی‌شود

یوسف! به شهر بی‌هنران وجه خویش را

عرضه مکن؛ که هیچ تقاضا نمی‌شود

اینجا، همه من‌اند؛ منِ بی‌خیالِ تو

اینجا کسی برای شما، ما نمی‌شود

آقا! جسارت است؛ ولی زودتر بیا

این کارها به صبر و مدارا نمی‌شود

تا چند فرسخی خودم، ایستاده‌ام

تا مرز یأس، تا به عدم، تا «نمی‌شود»

می‌پرسم از خودم: غزلی گفته‌ای؛ ولی

با این همه ردیف، چرا با «نمی‌شود»؟

 



      

تا ظهورت نشود شیعه ی تو غمگین است

یاد توبر دل غم دیده ی ماتسکین است

روز پیش نظر مادر تو تاریک است

تا نیایی به خدا فاطمه ات غمگین است

انتظار فرجت افضل طاعات خداست

به ولای تو که این کار ،اساس دین است

هرکسی در پی آمین ومرامی باشد

عشق ورزی به تو، عشاق تو را آیین است

گر چه از دیده ی ناقابل ما پنهانی

محفل از بوی دلاویز تو عطراگین است

خود برای فرجت دست دعا را بردار

شیعه را ورد زبان ، زمزمه ی آمین است



      

روز ها دل نگران چشم به ره می دوزم

همه شب شمع صفت تا به سحر می سوزم

سعی در راه وصال از نفس انداخت مرا

پرده بردار ز رخ مهر جهان افروز

در جوانی غم هجران تو پیرم کرده

بنگر ای جان جهان شام سیه شد روزم

ای خوش آن روز که در خیمه ی سبزت آیم

گو نشانت ز که پرسم ز که ره آموزم

جز دعای فرج وصبر ندارم راهی

اثری بخش بر این زمزمه ی جانسوز

من که نوروز ندارم زغم غربت تو

چون تو آیی بشود عید من و نوروزم



      

بخوان غزل که دوباره بهار آمده است

شکوفه بر تن شاخه به بارآمده است

دوباره خانه دل را تکانده ام اما...

به خانه گرد غم انتظار آمده است

کنار سفره هفت سین نشسته ام هر سال

دو دیده با غم دوری کنار آمده است

خدا کند بنویسند در دل تقویم

به خط سرخ،(تعطیل)، یار آمده است



      

قسمت نشد که گاه به گاهی ببینمت...
حتی به قدر ِ نیم نگاهی ببینمت..
تکلیفِ بیقراری این دل چه میشود؟!
اصلاً شما اگر که نخواهی ببینمت...
ای کاش یک سه شنبه شبی قسمتم شود..
در راهِ جمکران سر راهی ببینمت..
یا که مُحَرَمی شود و بین کوچه‌ای..
در حالِ کار ِ نصبِ سیاهی ببینمت..
آقا خدا نیاوَرَد آن روز را که من..
سرگرم میشوم به گناهی , ببینمت..
مهدی



      

 پرسیدم ازاین دل که تو اربابت کیست؟
گفتا که سفر رفته خبر از او نیست
گفتم که شکسته ای، چه خواهی تو ز رب
عجل لولیک الفرج گفت و گریست...



      

اگر قدر تو را دانسته بودیم

اگر عهد و وفا نشکسته بودیم

دل ما خانه غم ها نمی شد

غم هجران نصیب ما نمی شد

اگر شرط تولا کرده بودیم

آنچه گفته مولا کرده بودیم

نمی شد روز ما شام سیاهی

نمی شد قسمت ما این جدایی



      

سلام آقای من! غیبت تو خواب از دیدگانم ربوده، خاطرم را پریشان ساخته،
آرامش دلم را از من سلب نموده است. غیبت تو مصیبتهای مرا به مصیبتهای دردناک همیشگی متصل
ساخته و از دست دادن یاران یکی بعد از دیگری را به نابودی اجتماعات و افراد کشانده است.
بلاها و سختیها، رنجها و اندوهها آنچنان بر دلم سنگینی می کند که دیگر
اشک دیده و فریادهای سینه ام را احساس نمی کنم .
اللهم عجل لولیک الفرج



      
<      1   2   3   4   5   >>   >


پیامهای عمومی ارسال شده

+ بیا چشام به این دره بدون تو نمیگذره شبایی که خرابه حالم...



+ دلتنگ یک زیارت مقبولم یا حتی یک برف مثل قدیم ها یک باران طولانی پس آمدم ای شاه پناهم بدهی تو تا باز شود هر گره کور خلاصه مانند دل من دل دریاچه ی قم هم از دوری مشهد زده هی شور خلاصه...



+ رفقا سلام... من در میانه ی مسیری هستم که دوازده سال قبل شروع کردم... وحیدم آن زمان حدود بیست سالم بود الان حدود سی سال... باورم نمیشه همون وبلاگ نویس نوجوانی هستم که از دوران مدرسه راهنمایی مینوشت.. وقتی نوشتن همه ی زندگیم بود.. یادش بخیر... کسانی که اقلیم رهایی هنوز یادشونه سلااااااااااام...




[Designed By Ashoora.ir    مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ ]