گوناگون - اقلیمـ رهایے

کتاب، آن یار مهربانی است که همیشه و در همه لحظات می تواند با انسان باشد. اولین خاطره هرکس نسبت به کتاب با تداعی شعر «من یار مهربانم دانا و خوش بیانم» در کتاب فارسی دوره دبستان یا پیش تر از آن با خرید کتاب های جذاب داستانی کودکان که سرشار از رنگ بودند، شکل می گیرد.

کافی است کتاب را باز کنیم تا دنیایی پر از رمز و راز را به ما نشان دهد، دنیایی که با ورق زدن صفحات آن محو مطالب و تصویرسازی هایش می شویم. دنیایی که با هنر نویسنده و شاعر آن، حقیقتی از خلقت خداوند به مخاطب نشان داده می شود. با کتاب می توان نسبت به احوالات و حوادث گذشتگان و نیاکان و هر آنچه که به وقوع پیوسته اطلاع پیدا کرد. چه خوب رفیقی است که در تنهایی سنگ صبور است و هیچ توقعی ندارد جز اینکه مانند هر چیز ارزشمند در زندگی با دقت نگهداری و همیشه خوانده شود.

در مینی بوسی پر از کتاب بودم و کتاب شعری در دستم قرار داشت و اطرافم پر بود از کتاب هایی متنوع که به طور منظم در قفسات زیبا قرار گرفته بودند. عکس های زیبای شاعران و نویسندگان در گوشه ای از فضای فرهنگی این اتوبوس زیبا خودنمایی می کرد و از همه مهم تر ایجاد محیطی جذاب، ساده و خودمانی توسط یک دختر جوان، مرا بس شگفت زده کرد که توانسته بود در روزگاری که گرایش به مطالعه و کتاب خوانی کمرنگ شده، کمر همت ببندد و این فضای فرهنگی زیبا را با کمترین امکانات فراهم سازد.

مادرش در این هوای سرد پاییزی در گوشه ای از مینی بوس کنار بخاری نشسته بود و از نگاهش می شد فهمید که عاشقانه او را همراهی می کند و از موفقیت دخترش خوشحال است. دلم می خواست با او بیشتر آشنا شوم. با روی گشاده و در کمال احترام به بنده خوش آمد گفت و به این ترتیب باب گفت و گو با خانم مهدیه احمدی، دختر 23 ساله صاحب این کتابفروشی سیار و دانشجوی مقطع کارشناسی رشته ریاضیات باز شد.

چه عاملی سبب شد که این کتابخانه زیبا و کتابفروشی سیار را در اتوبوس راه اندازی کنید؟

حرفه کتابفروشی از دیرباز در خانواده من رواج داشته است به طوری که پدر پدر بزرگم مرحوم شیخ هیبت الله احمدی جزو اولین کتابفروش های اراک بوده است. پس از وی به پدر بزرگم، پدرم، خواهرانم و من، این شغل به ارث رسیده است. روزی یکی از آشنایان ایده راه اندازی این کتابفروشی سیار را به من پیشنهاد داد و از این ایده خوشم آمد و از دی ماه 96 استارت این کار را برای کسب مجوز زدم.

برای راه اندازی این کتابخانه چقدر هزینه کردید؟ آیا مورد حمایت مالی قرار گرفتید؟

به هرحال باید برای راه اندازی چنین کتابخانه ای هزینه می کردم. سرمایه شخصی خودم را صرف این کار کردم و توانستم این اتوبوس را خریداری کنم. از دی ماه 96 تا الان قول وام را به من داده اند تا در این حوزه از من حمایت کنند اما تاکنون خبری از پرداخت وام نشده است.

کتاب های این کتابفروشی سیار را چطور تهیه کردید؟

هنگامی که اتوبوس را خریداری کردم به فکر این بودم که کتابفروشی ام خیلی شیک و مدرن باشد و قفسه های چوبی برای آن تهیه کنم که با توجه به گرانی اجناس مورد نیاز، این کار ممکن نشد و تصمیم گرفتم به ساده ترین صورت ممکن آن را بازگشایی کنم، تا این که کتاب هایی از مغازه سابق خود را به اینجا انتقال دادم و تعدادی کتاب نیز پس از دو سال توسط مدیر کل ارشاد و فرهنگ اسلامی استان به این کتابخانه اهدا شده است.

از انجام این کار چه احساسی دارید؟

بسیار خوشحالم و می دانم با وجود اینکه در جامعه این شغل از درآمد چندانی برخوردار نیست، اما همچنان بر هدف خودم یعنی ترویج فرهنگ کتاب و کتابخوانی تاکید دارم و تلاش دارم این کار را توسعه دهم.

یکی از مشکلات جامعه کنونی، ضعف فرهنگی است به همین دلیل تصمیم گرفتم با ایجاد این کتابفروشی به صورت سیار به عنوان یک ایده نو آن را در شهر مطرح کنم و از همه مهم تر دوست داشتم که امکان گردش و جانمایی اتوبوس در نقاط مختلف شهر را داشته باشم، البته به دلیل اینکه گواهینامه رانندگی مربوطه را ندارم برایم امکان پذیر نیست. اما قول می دهم به محض دریافت گواهینامه این تصمیم را عملی کنم. در حال حاضر این اتوبوس برای استفاده عموم علاقه مندان به کتاب در کنار پارک جنت قرار دارد.

در این محل صرفا به فروش کتاب می پردازید یا اهدای کتاب هم انجام می شود؟

در شروع فعالیتم با حضور بچه ها در سنین مختلف، مسابقه برگزار می شد و تعدادی کتاب کودک نیز اهدا کردم و در حال حاضر بیشتر کتاب ها فروشی است.

برای ادامه این راه چه تصمیمی اتخاذ کردید و آیا برنامه ای دارید؟

گسترش این فعالیت فرهنگی به ویژه حضور در روستاهای محروم از برنامه های آینده من است که به تبع هزینه های خود را به همراه دارد و به تسهیلاتی در این حوزه توسط نهادهای مربوطه نیاز دارم.

مساله گران شدن کتاب تا چه اندازه در فروش شما تاثیر داشته است؟

با اینکه قیمت کتاب گران شده است، اما روزی در دست خداست و بیشتر عشق و علاقه نسبت به کتاب است که به من در ادامه راه کمک می کند و انگیزه می بخشد.

چند ساعت در روز را صرف خواندن کتاب کرده و چه کتاب هایی مطالعه می کنید؟

در روز ساعاتی را به مطالعه اختصاص می دهم و بیشتر به حفظ اشعار علاقه مند هستم و رمان های معروف نیز مطالعه می کنم. فردی که در حوزه کتاب فعالیت می کند به اطلاعات حوزه کتاب باید مسلط باشد، پس کتاب های مختلفی را باید بخوانم.

آیا کتاب های مجازی که اخیرا باب شده را قبول دارید؟

برمبنای عقیده خود، اصلا آن را کتاب خواندن نمی دانم، زیرا انرژی مثبت را به انسان منتقل نمی کند و لذتی که در کتاب کاغذی خواندن است، با فایل های پی دی اف فضای مجازی قابل مقایسه نیست.

خواندن کتاب چه تاثیری در زندگی شخصی شما داشته است؟

اگر امروز کتاب نخریم و نخوانیم، بعدها در زندگی بسیار ضرر می کنیم. چرا که این کتاب حاصل تجربه و زندگی نویسنده است و هر کدام از کتاب ها روایت گر یک زندگی است. زندگی شخصی من نسبت به همسن و سال هایم با تغییرات بسیاری همراه می باشد که متاثر از نقش کتاب بوده است و حتی توانستم به دوستانم نیز کتاب معرفی و آن ها را به خواندن کتاب تشویق کنم.

و سخن آخر؟

جای کتاب در انباری ها نیست، کتاب ها واقعا زنده هستند و باید عاشق آن ها باشیم تا این حس را درک کنیم. فکر می کنم خیلی از عوامل باعث شده که از کتاب فاصله بگیریم و نباید اینگونه باشد، چون بدون کتاب، از بسیاری دانسته ها و تجربیات محروم خواهیم ماند.



      

با سلام
وام ازدواج فقط تا دو سال بعد از تاریخ عقد قابل دریافت است.
وام ازدواج را فقط از طریق این سایت میتوانید ثبت نام کنید.
به هر کس فقط یکبار تعلق میگیرد و ازدواج دوم و سوم تاثیری ندارد.
موقع ثبت نام و انتخاب شعبه به تعداد افراد در صف دقت کنید و بانکی رو انتخاب کنید که کمترین تعداد در صف باشند.



      

وعده عصرانه از اهمیت ویژه ای برخودار است به خصوص زمانی که کودکان در سفر حضور داشته باشند. حفظ سلامتی آنان و نوآوری در تهیه عصرانه اشتهای آنان را به خوردن تحریک کرده و سلامت آنان را در تمام مدت سفر تأمین می کند. ایده زیر علاوه بر اینکه باعث تندرستی می شود و سلامتی اعضای خانواده به خصوص کودکان را تأمین می کند، هزینه و زمان کمی را نیز به خود اختصاص می دهد و به علت تنوع با ذائقه کودکان و تنوع طلبی آنان کاملاً هماهنگ است.
زمان تهیه: 15 دقیقه
مواد لازم برای 4 نفر:

  • 12 عدد تخم مرغ درشت
  • 1/3 فنجان ماست کم چرب
  • 2 قاشق چایخوری سس خردل
  • 3 قاشق چایخوری آب لیموترش

طرز تهیه
از قبل تخم مرغ ها را که کاملاً پخته شده است پوست گرفته و سپس از طول تخم مرغ با یک چاقوی تیز نصف کنید. درون ظرف کوچکی زرده های سفت شده تخم مرغ را قرار داده و سپس با نوک چنگال به آرامی له کنید. سپس ماست را کم کم اضافه کرده و به آرامی مخلوط را هم بزنید. آب لیمو و فلفل و نمک و خردل را به آن افزوده و باز هم به آرامی مواد را مخلوط کنید.
درون سفیده تخم مرغ ها را با این مخلوط پر کنید. از سبزیجات و میوه هایی که همراه دارید روی تخم مرغها را تزئین کنید.
این هم پست گوناگون
بقیه ی پستهای این مدلی توی قسمت آرشیو گوناگون هست. میتونید بخونید.



      

ایده های جدید و فوری برای تهیه صبحانه در جنگل، کویر و مناطقی که خودتان اقدام به تهیه صبحانه می کنید سفر را به یادماندنی تر و جذاب تر می کند. ایده زیر که به سرعت قابل اجراست، صبحانه ای به یاد ماندنی و خاص را برایتان ارمغان خواهد آورد. زیرا در سفر ظروف زیبا در دسترس نیست و زیبایی غذای تهیه شده این کمبود را جبران می کند.
زمان تهیه: 15 دقیقه
مواد لازم برای 2 نفر:

  • 2 ورقه نان تست
  • 4 قاشق مربا خوری روغن زیتون
  • 2 عدد تخم مرغ
  • کمی نمک و فلفل
  • 2 عدد گوجه فرنگی متوسط
  • یک قاشق چایخوری پنیر رنده شده

طرز تهیه:
روغن را درون تابه ای ریخته و صبر کنید تا گرم شود. لبه لیوان را روی نان تست گذاشته و به اندازه محیط آن را جدا کنید. نان تست را درون تابه قرار داده و سپس تخم مرغ را درون فضای ایجاد شده در نان بریزید تا تخم مرغ ها پخته شوند. گوجه فرنگی ها را که از قبل نصف کرده و به آن نمک و فلفل پاشیده اید سرخ کنید. تکه نان جدا شده از داخل نان تست را نیز سرخ کنید. سپس روی نان تست و تخم مرغ کمی پنیر بپاشید.


اینم آشپزی در اقلیم رهاییمؤدب



      

کارگردان: هادی محمدیان | موضوع: انیمیشن، عاشقانه، حماسی | تاریخ انتشار: 1394

مدت زمان: 72 دقیقه | نوع فیلم: سینمایی | مخاطب: عام

فرمت فیلم: MKV حجم: 970 MB

شاهزاده

خلاصه داستان:
قصه ی عاشقی و دلدادگی بانویی پاک‌دامن و مسیحی از سلاله شمعون از حواریون مسیح است که با مردی از نوادگان پیامبر اسلام ازدواج میکند و ثمره این ازدواج فرزندی نیک سرشت است که در آینده ای نزدیک جهان را پر از عدل و داد خواهد نمود...

دانلود رایگان انیمیشن سینمایی شاهزاده روم با کیفیت عالی720P



      

ادیسون: من کار را از همانجایی که دیگران ترک کرده اند شروع کرده و پیگیری می کنم
بخاطر کشف و تکمیل برق از تو ممنونیم.



      

اول اینکه از استرسهایتان حرف بزنید!
یک آدم صبور و دهن‌قرص، گیر بیاورید و کل بدبختی‌ها وجفتکهایی که از "الاغ زندگی"چشمک خورده‌اید را با او تقسیم کنید...
بازگو کردن مشکلات، وزن آنها را کم میکند... علاوه بر آن معمولا وقتی سفره دلتان را جلو کسی باز می‌کنید، اوهم سفره خودش را برایتان باز میکند و یحتمل می فهمید که شما در این دنیا، تنها آدم کتک خورده نیستید... و این یعنی آرامش..
دوم اینکه فقط به زمان حال فکر کنید!
گذشته‌تان و آینده‌تان را خیلی جدی نگیرید...
اصلا پاپیچ خرابکاریها و کوتاهی‌هایی که در گذشته در حق خودتان کرده‌اید، نشوید.
همه همینطور بوده‌اند وانگشت فرو کردن در زخمهای قدیمی، هیچ فایده‌ای جز چرکی شدن آنها ندارد. آینده را هم که رسما باید این مدلی که بخواهد نگرانتان کند اصلاً و ابداً به حساب نیاورید.
ترس از حوادث و رخدادهای احتمالی، حماقت محض است..
فکر هر چیزی، از خود آن چیز معمولا سخت‌تر و دردناک‌تر است...
سوم اینکه به خودتان استراحت بدهید!
حالامی‌گم استراحت، یکهو فکرتان نرود به سمت یک ماه عشق و حال وسط سواحل هاوایی...! وسط همه گرفتاریها واسترسها و بدبختی‌هاتون...!!!
آدم میتواند خیلی شیک به خود، مرخصی چند ساعته بدهد...
کمی تنهایی، کمی بچگی کردن، کمی _____ یا هر چیز نامتعارفی که شاید دوست داشته باشید.... که کمی از دنیای واقعی دورتان کند و خستگی را بگیرد...
مثل نهنگ‌ها که هر از چندگاهی به بالای آب می‌آیند و نفسی تازه می‌کنند و دوباره به زیر آب برمی‌گردند.
چهارم اینکه تن‌‌تان را بجنبانید!
ورزش قاتل استرس است...
لزومی هم ندارد که وقتی می‌گوییم ورزش، خودتان را موظف کنید روزی هزار بار وزنه یک تنی بزنید و به اندازه گوریل بازو دربیاورید...
همچین که یک جفتک چارکش منظم وخفیف در روز داشته باشید، کلی موثر است...
از من به شما نصیحت...
پنجم اینکه واقع‌بین باشید!
ما ملت شریف، بیشتر استرسمان بابت چیزهایی است که کنترلی روی آنها نداریم...
ششم اینکه زندگی‌تان، میدان و مسابقه اسب‌دوانی نیست !
خودتان را دائم با دیگران مقایسه نکنید... مقایسه کردن و"رقابت‌پیشگی"، استرس‌زا است...
اینکه جاسم فوق‌لیسانس دارد و من ندارم و قاسم لامبورگینی دارد و من ندارم و عبود فلان دارد و من ندارم، شما را دقیقا می‌کند همان اسب مسابقه که همه عمرش را بابت هویج ِ سر چوب، دویده وبه هیچ کجا هم نرسیده...
هیچ دونفری لزوما نباید مثل هم باشند...
خودتان باشید...
هفتم اینکه از مواجهه با عوامل "ترس‌زا" هراس نداشته باشید!
مثال ساده آن، دندان‌پزشک است...
وقتی دندان خراب دارید، یک کله پیش دکتر بروید و درستش کنید... نه اینکه مثل ____ بترسید و یک عمر را از ترس دندان‌پزشک، بادرد آن بسازید و همه لقمه‌هایتان را با یکطرفتان بجوید...
نیم ساعت جنگیدن با درد، بهتر از یک عمر زندگی با ترس ِ درد است...
ترس، استرس می زاید...
هشتم اینکه خوب بخورید و بخوابید و شعارتان "گور بابای دنیا " باشد!
آدمی که درست نخوابد و نخورد، مغزش درست کارنمی‌کند...
مغز علیل هم، عادت دارد همه چیز را سخت و مهلک نشان دهد...
آدم وقتی گرسنه و خسته است، یک وزنه یک کیلویی را هم نمی‌تواند بلند کند، چه برسد به یک فکر چند کیلویی...!!
 نهم اینکه بخندید!
همه مشکل دارند...
من دارم، شما هم دارید... همه بدبختی داریم، گرفتاری داریم و این موضوع تابع محل جغرافیایی آدمها هم نیست...
یاد بگیرید بخندید... به ریش دنیا و مشکلات بخندید...
به بدبختی‌ها بخندید... به من که دو ساعت صرف نوشتن این موضوع کردم،بخندید...
به خودتان بخندید...
دو بار اولش سخت است، اما کم کم عادت میکنید و می‌بینید که رابطه خنده و گرفتاری، مثل رابطه خیار است و سوختگی پوست... درمانش نمی‌کند اما دردش را کم میکند...



      

• این افراد را بشناسید
در ابتدا این نکته را بدانید کسی که دیگری را تحقیر می‌کند قبل از آنکه شما را مسخره کند خودش این حس را در درونش دیده و برای فرار از آن، دست به بروزش زده و شما را تحقیر می‌کند. یعنی دارای نقص یا کمبودی است که او را ناراحت کرده اما به جای رفع این نقص یا کمبود، دست به دفاع از موضع خود می‌زند.
کسی که در زندگی حس خوشبختی، موفقیت، عزت نفس و اعتماد به نفس را داشته و یا درصدد کسب آن باشد هرگز دیگری را تحقیر نمی‌کند چرا که کمبودی در خود حس نمی‎کند. پس چنین افراد را بهتر بشناسید، با شناخت بیشتر بهتر می‌توانید با آنها کنار بیایید.

• از همنشینی برحذر باشید
تا جایی که می‌توانید از شرکت در صحبت و یا نشست و برخورد با چنین افرادی دوری کنید. دوری یعنی اینکه تمایل به ارتباط صمیمی با او نداشته و جدیّت شما او را به یک برخورد سنگین متقابل وادار می کند.

• بحث نکنید
جدل و درگیری را به نقطه صفر برسانید. او در شأن شما نیست که با او یکی به دو می‌کنید. پس به جای درگیری لفظی با خونسردی پاسخی خنثی به او داده و با بی‌تفاوتی به طوری که عصبانیت یا ناراحتی در چهره شما پبدا نباشد از او تشکر کنید.

«فکر نمی‌کنی خیلی چاق و بد هیکل شدی؟» این جمله ممکن است زمانی به شما زده شود که هیکل خوبی دارید اما به قصد تحقیر و تمسخر شما زده شده است. بهترین جواب می‌تواند این باشد: "آره حق با توئه" یا «از اینکه به من اهمیت میدی ازت ممنونم.» با این حرف، نه دیگر بحث کش‌دار می‌شود و نه کینه جدی درست می‌شود.
در حقیقت شما با این پاسخ‌ها بستری برای عکس‌العمل طرف مقابل ایجاد نمی‌کنید.

• هرگز تلافی نکنید
در پاسخ به او که گفته: «فکر نمی‌کنی خیلی چاق و بد هیکل شدی؟» ممکن است عصبانی شوید و بگویید: «هر چی باشم از تو خیکی خوش استیل‌ترم.» اما با این پاسخ شخصیت خود را تخریب و نقطه ضعف نشان داده و از همه بدتر حرف وی را تایید کرده‌اید.
در مقابل این انتقاد تمسخرگونه در خفا و هنگامی که خودتان دو نفر بودید این طور بگویید: «از اینکه جلوی جمع این مسئله رو مطرح کردی خیلی ناراحت شدم. لطفا دیگه از این به بعد این حرف‎ها رو نزن.»

• تحقیر را با انتقاد یکی ندانید
گاهی ما نسبت به انتقاد ظرفیت پایینی داریم و همین امر باعث می‌شود آن را نوعی تمسخر یا تحقیر بدانیم. انتقاد در راستای بهتر شدن شما صورت می‌گیرد. به طور مثال دوستتان می‌گوید: «داستانی که نوشتی خیلی قشنگ بود اما آخرش رو غمگین تموم کرده بودی. ای کاش بهتر تموم می‌شد» و شما که تحمل نقد ندارید سریع از کوره در رفته و در دل کار دوستان را حسودی یا تحقیر محسوب می‌کنید.

شما باید طرز فکر خود را تغییر داده و این دو را از یکدیگر مجزا بدانید. مبادا طوری رفتار کنید که دیگر کسی جرأت نقدتان را نداشته باشد.

• تهدید را تبدیل به فرصت کنید
اصلی در مدیریت وجود دارد به نام تبدیل تهدید به فرصت. اگر تحقیر را نوعی تهدید به عزت نفس، شخصیت و شأن خود تلقی می‌کنید، می‌توانید آن را تبدیل به فرصت کنید.
اگر به شما گفتند: "هیکلت مثل بادکنک شده" آن را یک فرصت بدانید و با راهکارها و پاسخ‌هایی که پیشنهاد داده شد مشکل خود را شناخته و اگر واقعا چاق هستید به فکر لاغر شدن بیفتید.

شاید اگر کسی اینگونه به شما نگفته بود هرگز به فکر لاغر شدن و سلامت خود نبودید. پس می‌توانید از این مسئله منفی یک نکته مثبت بیرون بکشید.
پاسخ بدی را با بدی ندهید. پاسخ تحقیر را با تحقیر ندهید. سعی کنید بیشتر از آنکه با تلافی دلتان را خنک می‌کنید دوستتان را به اخلاق بدش آگاه و به او کمک به ترک این اخلاق کنید.
کسانی که مدام در حال تحقیر دیگران هستند نمی‌دانند چه نفرتی از خود در دل دیگران ایجاد می‌کنند که اگر می‌دانستند به این راحتی خود را منفور نمی‌کردند.



      

تا کنون به این مطلب فکر کرده اید که چرا نام برخی از دانشمندان نظیر ادیسون، انیشتین، داروین و... هیچ گاه فراموش نمی شود؟
چه چیز باعث می شود این افراد از دیگر پیشکسوتان علم و دانش موفق تر باشند؟
سعی شده است که تعدادی از فاکتورهای روانشناسی که باعث موفقیت قابل توجه برخی از دانشمندان می شوند به طور مختصر بیان شوند.

ارتباط های جدید برقرار کنید. خلاقیت در علم و تکنولوژی اغلب با کنار هم گذاشتن ایده ها به شکل ترکیبهای جدید بدست می آید. بسیاری از دانشمندان موفق مطالعات خود را به زمینه ی خاص که در آن تحقیق می کنند محدود نمی کنند. بلکه با مطالعات گسترده خارج از زمینه اصلی به این توانایی می رسند تا بین مشکلات معمولی که با آن ها سر و کار دارند و موارد دیگر ارتباط برقرار کنند که راه حل های جدید را کشف کنند.

تصویرسازی ذهنی کنید. این کار ایجاد ارتباط بین زمینه های مختلف علمی و نتیجه گیری روی دستاوردها را بسیار آسان می کند. روی پروژه های مختلف کار کنید. کار بر روی پروژه های متعدد با روش های مختلف، روش های جدیدی برای برخورد با پروژه خود ایجاد می کند.

محققان نباید تابع جمع باشند. چون در این شرایط انجام کار جدید میسر نمی شود و اکتشافات علمی و پیشرفت های تکنولوژی اغلب به کشف مکانیزم ها و دستکاری آن ها نیاز دارد.

از شکست ها و دستاوردهای ناهنجار نگذرید! کار در زمینه علم و تکنولوژی همیشه آن طور که مورد انتظار است پیش نمی رود. وقتی نتایج تجربی ناهنجار بدست می آید مهم است که محققین آنها را به جدیت دنبال کنند و از آنها سرسری نگذرند. از آزمایشات موفق و ناموفق چیزهای زیادی می توان آموخت.

داشتن پشتکار. با توجه به مشکلات و موانع زیادی که در مسیر تحقیقات علم و تکنولوژی وجود دارد محققین باید بر مشکلات اساسی متمرکز باشند و ار منحرف شدن به سمت مسائل جانبی بپرهیزند و یادداشت برداری دقیقی درباره موفقیت و شکستهایشان داشته باشند.

احساسات خود را کنترل کنید. کار کردن با ایده ها و ابزارها می تواند لذت بخش باشد اما انجام تحقیقی غیر استاندارد می تواند ترس از شکست را به بوجود آورد و لیکن این احساس باید مدیریت شود تا دانشمند بتواند به مدارج عالی برسد.

هیچ دانشمندی یک جزیره نیست! کار کردن به همراه دیگران می تواند عملکرد علمی را افزایش دهد. اغلب تحقیقات علمی امروز، جمعی و به شکل داشتن همکارانی منظم که در زمینه تحقیق سررشته دارند به صورت یک تیم انسجام یافته ، انجام می شوند.

نصیحت پذیر باشید. نگاه کردن به اینکه چگونه دیگر محققان موفق عمل کرده اند و گوش کردن به نصیحت مشاور نیز برای دانشمندان مفید است.

علم صرفاً یک فرایند روانشناسی و اجتماعی نیست بلکه تعاملات با جهان را نیز در بر می گیرد. دانشمندان می توانند از یافتن محیط های غنی برای مطالعه و ساختن ابزار برای شناخت خصوصیات آن محیط ها بهره مند شوند. امتحان کردن ایده ها فقط یک کار صرفاً منطقی نیست که خارج از نتایج، نظریه انجام شود بلکه تعاملی با جهان را در بر دارد که مشخص می کند که آیا خواص لازم را دارد تا به آن منسوب شود.

موارد و مطالب گفته شده همه ی آنچه را که میبایست در بر ندارد. در آینده سعی می شود تا از نقطه نظر دانشمندان بنام و موفق سخن گفته شود.



      

ساعات مصرف به سه رده میان باری ، اوج بار و کم باری به شرح ذیل تقسیم شده است:

از اول مهر تا پایان اسفند از اول فروردین تا پایان شهریور ساعات مصرف
از ساعت 5 تا 17 از ساعت 7 تا 19 میان باری
از ساعت 17 تا 21 از ساعت 19 تا 23 اوج بار
از ساعت 21 تا 5 از ساعت 23 تا 7 کم باری

مصارف ساعات اوج بار مشمول اضافه پرداختی و مصارف ساعات کم باری مشمول تخفیف میگردد. لذا انتقال مصارف به ساعات کم باری موجب کاهش بهای برق مصرفی میگردد.



      
   1   2   3   4   5   >>   >


پیامهای عمومی ارسال شده

+ بیا چشام به این دره بدون تو نمیگذره شبایی که خرابه حالم...



+ دلتنگ یک زیارت مقبولم یا حتی یک برف مثل قدیم ها یک باران طولانی پس آمدم ای شاه پناهم بدهی تو تا باز شود هر گره کور خلاصه مانند دل من دل دریاچه ی قم هم از دوری مشهد زده هی شور خلاصه...



+ رفقا سلام... من در میانه ی مسیری هستم که دوازده سال قبل شروع کردم... وحیدم آن زمان حدود بیست سالم بود الان حدود سی سال... باورم نمیشه همون وبلاگ نویس نوجوانی هستم که از دوران مدرسه راهنمایی مینوشت.. وقتی نوشتن همه ی زندگیم بود.. یادش بخیر... کسانی که اقلیم رهایی هنوز یادشونه سلااااااااااام...




[Designed By Ashoora.ir    مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ ]