وحید زارع - اقلیمـ رهایے

آیت‌الله عباس کعبی، عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در گفت‌وگو با خبرنگار حوزه احزاب خبرگزاری فارس با اشاره به تصویب لایحه الحاق ایران به کنوانسیون بین‌المللی مقابله با تأمین مالی تروریسم(CFT) در مجلس گفت: مصوبه مجلس مبنی بر الحاق ایران به کنوانسیون CFT، نه تنها نفعی برای کشور ندارد و گشایش اقتصادی ایجاد نمی‌کند، بلکه مضر هم هست و جلوی خیره‌سری و یکه‌تازی آمریکا علیه ملّت ایران را نمی‌گیرد و حرکتی طبق میل دشمن است.

وی تأکید کرد: همانطور که رهبر معظّم انقلاب بارها تأکید کردند، اروپا هم قابل اعتماد نیست و مبنای گشایش اقتصادی را باید بر اساس مصوبات داخلی بگذاریم نه الحاق به کنوانسیون‌ها.

عضو هیأت‌رئیسه مجلس خبرگان رهبری ادامه داد: درست است که در مصوبه مجلس، مجموعه شرط‌هایی از جمله اینکه خلاف شرع و قانون نباشد و تعریف داخلی از تروریست ملاک است، امّا این شرط‌ها، مصرف داخلی دارد و از لحاظ خود کنوانسیون، اینگونه شرط‌ها اعتبار ندارد و به تعبیر فقهی، «خلاف ذات عقد» است.

آیت‌الله کعبی تصریح کرد: فقها و حقوق‌دانان شورای نگهبان با لحاظ استعماری بودن CFT و سلطه آن و فشار بر مقاومت، باید درباره این لایحه نظر بدهند و نظر «شکلی» هم کافی نیست، بلکه شورای نگهبان باید از لحاظ محتوایی این کنوانسیون بسیار مهم را بررسی کند و نظر نهایی را بدهد.



      

سیدتقی کبیری امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در ارومیه، با اشاره به اینکه با توجه به مصوبات مجلس شورای اسلامی، شورای نگهبان نظر خود در مورد تصویب  CFT را پس از مدت 10 روز اعلام می‌کند، اظهار کرد: این مدت زمانی، پس از وصول به شورای نگهبان انجام شده و قابل تمدید است.

وی با بیان اینکه رای و نظر شورای نگهبان در موردCFT قابل پیش‌بینی نیست تصریح کرد: شاید شورای نگهبان به مواد و یا کل لایحه ایراد بگیرد و باید دید که پس از بررسی کارشناسی چه پاسخی خواهد داد.

نماینده مردم خوی و چایپاره در مجلس شورای اسلامی افزود: امروز نامه‌ای در مجلس شورای اسلامی به امضاء رسید که طی آن مقرر شد که اسامی نمایندگان مخالف CFT فردا در صحن علنی مجلس اعلام شود.



      

عطاءالله مهاجرانی نوشت: آیت الله محی الدین حایری شیرازی، در یک کلام روحانی متفاوتی بود. تفاوت در شیوه مشی و اندیشه و سلوک و سخن و زندگی…این تفاوت ها را بایست نوشت تا طلبه های جوان لحظه ای درنگ کنند و بدانند، دانش و تفکر آسان به دست نمی آید. شاید بتوانم بگویم، اقای حائری قربانی سیاست شد! اگر در قم می ماند و از خود یک منظومه میراث فکری برجای میگذاشت. شاید نام و یاد او دستمایه و بهره و روزگار دیگری داشت. هر چه از بعد فکری و اندیشگی به ایشان نزدیک می شدم. سیاست ما را از یکدگر دور می کرد. تا جایی که یک خطبه تمام نماز جمعه شیراز را به بنده اختصاص داد و با چه صلابتی نماینده شیراز را کوباند!
داستان آن خطبه چه بود؟ انتخابات مجلس خبرگان اول در 19 آذر ماه 1361 در استان فارس برگزار می شد. جامعه مدرسین قم برای استان فارس نامزدهایی انتخاب کردند. آیت الله مکارم شیرازی و سید منیرالدین حسینی برادر خانم آقای حائری و نیز شخص آیت الله حائری امام جمعه وقت شیراز از زمره نامزدها بودند. ما نمایندگان استان فارس در مجلس شورای اسلامی هم فعال شدیم و فهرست دیگری را منتشر کردیم. در فهرست نمایندگان شیراز و استان فارس افزون بر نام آقای حائری نام های آقایان سید علی محمد دستغیب و سید علی اصغر دستغیب و ایمانی امام جمعه کازرون آمده بود. وقتی نتیجه انتخابات اعلام شد، فهرست نمایندگان برنده شد! کربلا شد!
مرحوم خزعلی همان هفته بعد از اعلام نتایج به استان فارس آمد و در سخنرانی های خود در فسا و جهرم و شیراز از انتخابات خبرگان فارس انتقاد کرد. اصلا من خودم در مسجد حضور داشتم. آقای خزعلی گفت: «مردم شیراز! وقتی نام منتخبین شما روی میز شورای نگهبان آمد شورا خنده شان گرفت!» اتفاقا برادران دستغیب هم در مجلس حضور داشتند. به پایگاه نیروی هوایی زنگ زدم که آیا هواپیمایی برای تهران امروز و یا امشب دارند؟ گفتند بله یک هواپیمای سی 130 به تهران می رود. با همان هواپیما به تهران رفتم و دیر وقت شب به مجلس رسیدم. برای نطق پیش از دستور روز پنجشنبه وقت گرفتم. در نطق پیش از دستور، از انتخابات خبرگان فارس دفاع کردم و از منتخبین تعریف و از آقای خزعلی هم به صراحت و با شور جوانی! انتقاد کردم. گفتم شایسته نبود ایشان با حرف پیمایی در استان فارس علیه نمایندگان استان سخن بگویند. صبح جمعه هم با علی آقا محمدی نماینده همدان و عضو مجمع تشخیص فعلی به شیراز برگشتم. رفتیم دفتر امام جمعه. حدود ساعت ده صبح بود. آقای حائری از اعلامیه ای سخن گفت که علیه آسید منیرالدین حسینی شیرازی پخش شده بود. رو به من کرد و چشمانش برقی زد و صدایش نازک شد و گفت: «شیوا هم نوشته شده!»
منظورش این بود که من نوشتم! البته چند سال بعد به من گفت اعلامیه کار گروه سید مهدی هاشمی بوده است. واقعا نه نوشته بودم و نه دیده بودم و نه اساسا چنان کاری کار من بود. لبخند زدم. رفتیم نماز جمعه که در مسجد وکیل برگزار می شد. آقای حائری می بایست مطابق معمول خطبه اول را اعتقادی مطرح میکرد و خطبه دو م را سیاسی. بعد از مقدمه بسیار کوتاه خطبه اول گفت: «آن نماینده ای که در نطق پیش از دستور مجلس به فقیه شورای نگهبان انتقاد می کند و…» دیدم همه همسایه ها مثل استاندار و فرماندهان نظلمی و انتظامی در صف اول نماز دارند به من نگاه میکنند! تمام خطبه اول همین بود. امام جمعه هم صدایش گاه نازک تر از حد لازم می شد و یا می لرزید. عصبی بود. منهم نشسته بودم و گوش می کردم. ایشان از جایگاه که پائین آمد. حسّ پنهانی به من گفت، ماجرا را تمام کن! ناگاه برخاستم و به طرفشان رفتم. ایشان را محکم در آغوش گرفتم و بوسیدم و گفتم: «بسیار خطبه خوبی خواندید!» تبسم کرد و در گوشم گفت: «آخوند باز حرفه ای»
گفتم: «من که آخوندم!»
نماز که تمام شد. محافظ ایشان آمد و گفت: حاج آقا دعوت کردند ناهار در خدمت ایشان باشیم! من هم در کنار آقای حائری در ماشین بنز آلبالویی امام جمعه نشستم. خنده و احوالپرسی و شوخی. انگار نه انگار ساعتی پیش آن خطبه قاصعه خوانده شده بود. آقای حائری گفت: این بنز را می بینی. من مثل عروسی هستم که به جای شب جمعه او را ظهر جمعه می برند، هر ظهر جمعه هم می برند!
دلم برای قم تنگ شده است. دستم را فشار داد.
رحمت الله علیه، با درگذشت ایشان یکی که مثل دیگران نبود از میان ما رفت…

منبع: وبلاگ عطاءالله مهاجرانی



      

تو...
تو تحریم را بردار
و من قول می دهم ...
به همان بیست درصد از نگاهت ...
قناعت کنم ...
و هرگزسمت غنی سازی نروم.



      

زندگی بافتن یک قالیست..
نہ همان نقش ونگارے که خودت می‌خواهی...
نقشہ را اوست کہ تعیین کرده،
تو در این بین فقط می‌بافی..
نقشہ را خوب ببین..
نکند آخر کار قالی زندگیت را نخرند!



      

به گزارش خبرنگار دفاعی خبرگزاری فارس، در ساعت 2 بامداد امروز (نهم مهرماه 1397)، یگان موشکی نیروی هوافضای سپاه پاسداران در پاسخ به حمله تروریستی اخیر در اهواز که توسط عناصر وابسته به گروهک های تکفیری صورت گرفت، با چند فروند موشک بالستیک زمین به زمین از کرمانشاه، مقر سرکردگان تروریستها در کشور سوریه (منطقه البوکمال در شرق فرات) را هدف قرار داد.

طبق اخبار رسیده به خبرنگار فارس، موشک های شلیک شده از دو نوع ذوالفقار(750 کیلومتر) و قیام (800 کیلومتر) بودند.

روی موشک بدنه لااقل یکی از این موشکها، سه شعار «مرگ بر آمریکا»، «مرگ بر اسرائیل» و «مرگ بر آل سعود» نوشته شده بود.

تعداد موشک‌ها هنوز اعلام نشده است.

این موشک ها با عبور از آسمان عراق، به شرق فرات در سوریه اصابت کردند.

سپاه پاسداران یک سال قبل نیز در پاسخ به حملات تروریستی داعش در تهران، با 6 فروند موشک، مقر آنها در دیرالزور را با موشک های ذوالفقار و قیام هدف قرار داده بود.

بیشتر بخوانید:

«قیام» سپاه با «ذوالفقار» بر سر تروریست‌ها فرود آمد

* قیام

موشک بالستیک میان برد «قیام» در 29 مرداد ماه سال 89 برای اولین با موفقیت تست و شلیک شد.

‌این موشک از کلاس جدید موشک‌های ایرانی بود که دارای ویژگی‌های فنی جدید و قدرت تاکتیکی منحصر به فرد است به طوریکه آن را را دروازه ورود ایران به عرصه جدید در ساخت موشک‌های بالستیک و گفته شد این موشک خلاصه‌ای از تجربه 25 ساله صنعت دفاعی کشور در عرصه هوافضا تا آن روز است که نداشتن بالک به عنوان یکی از ویژگی های آن، علاوه بر افزایش سرعت، قابلیت پرتاب موشک از انواع لانچرهای خاص را به آن می‌دهد.

این موشک بالستیک  بنا بر ماموریت‌های تعریف شده، می‌تواند اهداف را در فواصل مختلف مورد اصابت قرار دهد.

سردار حاجی‌زاده پیش از این در این رابطه گفته بود: «حاج حسن -طهرانی مقدم- یک بار برنامه‌ریزی کرد که به بُرد 2 هزار کیلومتر برسیم. پس از آن برنامه دیگری داشت و معتقد بود که باید برگردیم و خلاءهای این بُرد را به لحاظ کمی و کیفی برطرف کنیم.

‌در این زمان بود که احساس شد یک موشک با برد 800 کیلومتر برای اهداف آمریکایی نیاز داریم اما نه با ابعاد و اندازه موشک‌های بزرگ.»

فرمانده نیروی هوافضای سپاه افزود: «موشکی مدنظر شهید طهرانی‌مقدم بود که با برد 800 کیلومتر، ابعادی به اندازه موشک شهاب1 داشته باشد.»

سرعت آماده سازی و شلیک موشک قیام، یکی دیگر از ویژگی های مهم آن است و البته تمامی ویژگی‌ها از قبیل جنس، مواد و دیگر خصوصیات نیز در این موشک رادارگریز مد نظر قرار گرفته است.

امروز میزان انبوهی از موشک بالستیک قیام تحویل نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شده است.


تصاویر شلیک های امروز

* ذوالفقار

موشک سوخت جامد، تاکتیکی و نقطه‌زن «ذوالفقار»، موشکی مایل پرتاب با برد 750 کیلومتر است. این موشک ضدجمینگ بوده و تعداد انبوه آن تاکنون در اختیار سپاه پاسداران قرار گرفته است.

این موشک اولین بار در مراسم رژه نیروهای مسلح (شهریورماه سال قبل) در بندرعباس رونمایی شده بود.

برخورداری از سکوی پرتاب متحرک و خودکشی، رادار گریزی، قابلیت نقطه زنی، سبک و تاکتیکی بودن را از دیگر ویژگی های موشک ذوالفقار است.

موشک «ذوالفقار» در کلاس موشک «فاتح» قرار دارد که دقیق ترین موشک ایرانی است.

موشک فاتح در انواع مختلف با بردهای 300 تا 750 کیلومتر است.

از این مدل موشک، انواع دریایی نیز به نام های «خلیج فارس» و «هرمز» با برد 300 کیلومتر ساخته شده است.


تصاویر شلیک های امروز

به گزارش فارس، در جریان حمله تروریستی عناصر وابسته به گروهک‌های تکفیری به مراسم رژه 31 شهریور اهواز، بیش از 20 نفر از هموطنان به شهادت رسیده و چند نفر نیز مجروح شدند.

 



      

آدمای زنده به گل و محبت نیاز دارن و مرده ها به فاتحه!
ولی ما گاهی برعکس عمل میکنیم!
به مرده ها سر میزنیم و گل میبریم براشون ولی راحت فاتحه زنده هارو میخونیم!
گاهی فرصت باهم بودن کمتر از عمر شکوفه هاست..



      

اولین بار که کلمه ی فرض را یاد گرفتم اول ابتدایی بود ،خانم معلم مان می گفت فرض کنید دو تا سیب دارید ، یکی اش را میخورید ، حالا چندتا سیب باقی مانده ؟آنقدر این کلمه برایم نامانوس و عجیب بود که نمیدانی ،فرض؟ فرض بگیرم که دو تا سیب دارم ؟چطور فرض بگیرم ؟ فرض را از کجا باید بگیرم ؟
یکبار از خانوم معلم مان پرسیدم ، خانوم ما نم یدانیم چطور و از کجا فرض بگیریم.خانوم معلم مان خیلی خوشگل بود ، چهره ای دقیق از او در ذهن ندارم اما یادم می آید چشمانی روشن داشت ، سفید و بور بود و مهربان ، جوری مقنعه میگذاشت که همیشه چند تار مویش بیرون میریخت ،انگار که میدانست آن چند تار مو چقدر به چهره اش مزه میدهد.خندید و گفت: پسرم فرض را از جایی نمیگیرند ، فرض گرفتن یعنی خیال کردن ،یعنی فکر کنی که چیزی را داری در حالی که واقعن نداری اش ، مثل همین سیب،فرض یعنی این ، یعنی خیال کنی که سیب داری ، هرچند که سیبی اینجا نیست.
حالا بیست سال گذشته است و من این روزها تنها کاری که بلدم به خوبی انجامش دهم فرض کردن است.وقتی میخواهم بروم خرید فرض میکنم تو کنار من نشسته ای و با کنترل ضبط طبق معمول درگیری برای پیدا کردن آهنگ مورد علاقه ات.
وقتی دارم فیلم میبینم فرض میکنم تو همینجایی و مثل همیشه با همان عجول بودن شیرینت ، دلت میخواهد زودتر بدانی که بالاخره ته فیلم چه میشود.
فرض میکنم وقتی که بنزین زدم طبق معمول تو پول را از کیف پول به من بدهی و مثل همیشه عشق حساب و کتاب داشته باشی.
فرض میکنم که قبل اینکه بخواهم از ماشین پیاده شوم برگردم سمت تو و دستی به عادت لای موهایم بکشی و یقه ام را صاف و شق و رق کنی و بعد اجازه ی رفتن صادر کنی.
فرض میکنم هستی و موقعی که پشت ترافیک اعصابم بهم میریزد مثل همان موقع ها برایم شعر میخوانی و کم کم مجاب میشوم که باباجان ترافیک آنقدر ها هم بد نیست.
خانم معلم نمیدانم کجایی ، اما این روزها که میگذرد آنچنان فرض گرفتن را یاد گرفته ام که شما هم باورتان نمیشود.اما میدانی.فرض گرفتن دو عدد سیب کجا و فرض گرفتن تو را داشتن کجا؟
فرض گرفتن یعنی که تو را داشته باشم ، در حالی که به شدت هر چه تمام تر ندارم ات .



      

آدمهای خوب همیشه اول داستان لبخند به لب دارند
در عمیق ترین فکرهایشان ، آنجا که دست هیچکس نمیرسد تا از دریای افکارشان بیرونشان بکشد ،باز حواسشان به دوستشان هست که دلش نگیرد
همان هایی که برای بچه‌ای که با دقت از پشت پنجره ماشین بهشان زل زده شکلک در میاورند
آدمهایی که اشکشان دربیاید اشک در نمی‌اورند
خوبها وقتی ازشان تعریف میشود متواضعانه تبسم میکنند
در همه حال حالتان را جویایند و به یادتان هستند ،
حتی اگر وقتی که خطاب کنیدشان : "چطوری بی مرام " باز لبخند مهربانانه شان را میزنند و میگویند "کوتاهی از ماست ، حالا اصل حالت چطوره با مرام ؟"
آدمهایی که فدایی شدند برای کس و ناکس‌
دوست و دشمن فرقی نمیکند
مهربانی در بند بند وجودشان میجوشد
همان ها که لقمه ای اگر هست کوچکترینش سهم خودشان میشود و به هنگام گذر از جایی که پرنده ای در حال غذا خوردن است مسیرشان را کج میکنند که یه وقت نپرد ..
همان ها که پیرمرد دست فروشی را می‌بینند ،بغض میکنند
انها که دوست دارند زودتر از پدر و مادر و عزیزان خود بمیرند نکند که داغِ آنها را ببینند
همان ها که حسادت را بلد نیستند و وقتی خبرِ خوش برای دوستانشان میشوند اشک شوق در چشمهایشان حلقه میزند...
آنها در منتهای سادگی به سر میبرند... ته ته تنهایی...



      

به نام زیبایش سلام
شش ماهی از مستند سازی در مورد تاریخ معاصر ایران یعنی دوران امام خمینی ؛ فیلمبرداری ها و میکس های شبانه روزی و نرمالایز کردن صدا و هنگ کردن لپتاپ در اثر کار زیاد.. میگذرد ، دلم شدید برای پروژه ی جدید مستند سازی تنگ شده بود که امروز حس کردم دوباره انتخاب شدم برای سختی های مصاحبه و مستند تاریخ معاصر ، این بار مستندی در مورد تاریخ معاصر شیراز که ناگفته های زیادی آنرا در هاله ای از ابهام فرو برده است...
جلسه اول را امروز  برگزار کردیم ، الحمدلله همه صحبت های اولیه انجام شد و به دعای خیر دوستان انشاالله دوباره به آرزوی خود میرسم.. که همانا روشن کردن گذشته های تیره و تاری که فاصله ی زمانی زیادی با ما ندارند، زندگی بدون تاریخ از نظر من یعنی مرگ ، یعنی فراموشی... الهی بحق امام حسین کمکم کن.



      
<      1   2   3   4   5   >>   >




[Designed By Ashoora.ir    مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ ]