وحید - اقلیمـ رهایے

به نام خدا سلام

اول تبریک و تسلیت شهادت حاج قاسم...
دوم ، روی سخنم با فعالان بازار سرمایه ی بورس و... است ، گاهی شرایطی پیش می آید که میشود محک زد چقدر پای وطنمان ایستاده ایم!
13 دی کاروان حامل سپهبد سردار شهید حاج قاسم سلیمانی مورد حمله ناجوان مردانه ی ارتش امریکا قرار گرفت ، آن روز پستی در اینستاگرام گذاشتم و نوشتم وطن فروشی نکنیم! فروش سهام در این شرایط یعنی من وطن فروشم!

روز شنبه پس از ساعت 12:30 14دی 98 آمار عجیب و غریب و صف فروش های طولانی رو دیدم! 

حجم وحشتناک معاملات یعنی 31342 میلیارد که گمان میکنم بی سابقه باشد، یا یک نماد عادی مثل وتجارت و وبصادر حدود 2.7 میلیارد سهم معامله شده و هنوز هم صف فروش است!

روسیاهی اش بماند برای فروشندگان! 

اما نکته ی مهم حمایت بسیار عالی حقوقی ها و تزریق پول به بازار برای جلوگیری از شک بیشتر به بورس ایران بود!

بورس 14 دی

خداوند حفظشان کند، یقین میدانم این ریزش 16000 واحدی اگر این حمایت حقوقی ها نبود تا هفته ها با رقم های بالاتر به بازار بورس ایران ضرر میزد!

سخن آخر اینکه جوگیر نشوید، نترسید؛ توی صف فروش و خرید نروید! عادی معامله کنید، فکر هم نکنید با شهادت یک نفر جهان کن فیکون میشود و نابود!

و با توهم اینکه بعد از شهادتش دیگر ایران جنگ میشود و کشور از دست میرود و فقط سرمایه ی شما مهم است!

خودزنی نکنیم خواهش میکنم اقتصاد رو فلج نکنیم با دست خودمان.

(راستی حقوقی ها تا آخر دی چنان سودی خدا نصیبشون میکنه که فروشنده ها در حسرت سهامشون بمونند. یاعلی)

وحید زارع ، یک فعال بورس با اندک سواد. موفق باشید، چو ایران نباشد تن من مباد.



      

در پایان معاملات آذر ماه 98،  شاخص کل با 49000 واحد افزایش نسبت به آبان 98، به رقم 353997 واحد رسید  که 07 / 16 درصد افزایش را نشان می دهد.

شاخص بازار اول با 32575 واحد افزایش به رقم 253362 واحد بالغ گردید و شاخص بازار دوم با 113324 واحد افزایش عدد 737550 واحد را تجربه کرد و به ترتیب با 75 / 14 درصد و 15 / 18 درصد درصد افزایش نسبت به ماه قبل مواجه شدند.

همچنین شاخص کل هم وزن با 24112 واحد افزایش روبرو شد و به رقم 111891 واحد رسید و با 47 / 27 درصد افزایش نسبت به ماه قبل همراه شد.

در سومین ماه از پاییز98، ارزش کل معاملات اوراق بهادار به 432151 میلیارد ریال بالغ شد که نسبت به آبان 98، 76 درصد افزایش یافته است.

در ضمن تعداد 82215 میلیون انواع اوراق بهادار در بیش از 10 میلیون و 153 هزار دفعه مورد معامله قرار گرفت و به ترتیب 61 درصد و 71 درصد افزایش را نسبت به ماه گذشته تجربه کرد.

این درحالی است که تعداد 3720 میلیون واحد از صندوق های سرمایه گذاری قابل معامله در بورس تهران به ارزش کل 38406 میلیارد ریال مورد معامله قرار گرفت به ترتیب با 66 درصد و 8 / 67 درصد افزایش نسبت به ماه  گذشته همراه شد.

در بازار بدهی که اوراق مشارکت، گواهی سپرده و صکوک معامله می شود، تعداد 3 میلیون و 12 هزار برگه اوراق مشارکت به ارزش کل 2966 میلیارد ریال معامله شد و به ترتیب  54 درصد  کاهش و 56 درصد کاهش نسبت به مهر ماه داشته است.

همچنین در بازار مشتقه، تعداد 917 هزار قرارداد به ارزش 284 میلیارد ریال مورد معامله قرار گرفت و به ترتیب  با 99  درصد و 2 / 22  درصد کاهش نسبت به ماه گذشته همراه شد.



      

شاخص کل با 2724 واحد افزایش روبرو شد و به رقم 356721 واحد رسید.

شاخص کل هم وزن با 965 واحد افزایش روبرو شد و به رقم 112856 واحد رسید.

شاخص بازاراول با 2128 واحد افزایش به رقم 255490 واحد بالغ گردید و شاخص بازار دوم با 4873 واحد افزایش رقم 742423 واحد را تجربه کرد.

بیشترین تاثیر مثبت بر شاخص کل را صنایع پتروشیمی خلیج فارس، فولاد مبارکه اصفهان، معدنی و صنعتی گل گهر، معدنی و صنعتی چادر ملو، ملی صنایع مس ایران، گروه مدیریت سرمایه گذاری امید، توسعه معادن و فلزات،‌فولاد خوزستان، پتروشیمی پارس و پتروشیمی نوری به نام خود اختصاص دادند.

از سویی دیگر بیشترین حجم معاملات را بانک تجارت، بانک صادرات، سرمایه گذاری نیرو، گروه پتروشیمی سرمایه گذاری ایرانیان، سرمایه گذاری سایپا، سرمایه گذاری خوارزمی، فولاد مبارکه اصفهان، بانک اقتصاد نوین، سایپا و توسعه صنایع بهشهربه نام خود ثبت کردند.



      

کد تخفیف 25هزار تومانی برای مشتریانی که اولین باره از دیجی کالا خرید میکنند:

REFVAS0BEA2QT

خریدتون باید بالای 100هزار تومن باشه.



      

به نام زیبایش سلام 

زندگی یعنی من

زندگی یعنی تو

یعنی این کاسه ی لبریز از گل

زندگی چرخش ماه و دل توست 

زندگی شاید پشت آن برگ درخت

شاید پشت آن کوه بلند

آن هیاهوی قشنگ 

در دروازه ی حیرت باشد

ماه در حسرت آب

آب در حسرت ماهی 

دل من در غم تو

و تو ای سبزترین باغ بهار

رخ تو همچو نگار

پای تنهایی تو میمانم

سر این دار قرار

شاعر: وحید زارع



      

نصرالله پژمانفر عضو کمیسیون فرهنگی مجلس در گفت‌وگو با خبرنگار فارس از طرح شکایتی از دولت به دلیل استنکاف از اجرای قانون تسهیل ازدواج جوانان خبر داد و گفت: به واسطه ماده 234 آیین‌نامه پرونده‌ای تنظیم شده و به دستگاه قضایی ارسال شده است.

عضو کمیسیون فرهنگی مجلس با اشاره به اینکه حدود دو هفته از ارسال این شکایت به قوه قضائیه می‌گذرد، خاطرنشان کرد: هنوز هیچ عکس‌العملی و بازخوردی از جانب دولت به واسطه این طرح شکایت نداشته‌ایم.

وی با بیان اینکه این قانون از موضوعات مهم مجلس بوده است گفت: از دستگاه قضایی تقاضا داریم تا در خصوص کوتاهی دولت در اجرای قانون تسهیل ازدواج جوانان اقدام جدی انجام دهد.

*گلایه مقام معظم رهبری از عدم اجرای قانون تسهیل ازدواج

یکی از محورهای بیان شده از سوی رهبر انقلاب اسلامی در سلسله جلسات آسیب‌های اجتماعی در بهمن ماه 1397، گله‌مندی ایشان از عدم اجرایی شدن «قانون تسهیل ازدواج» مصوب مجلس شورای اسلامی در سال 1384 بوده است.

این قانون که از سوی مجلس هفتم ارائه شده بود با گذشت 14 سال از تصویب آن، همچنان در مجلس مسکوت مانده و دولت‌ها به بهانه‌های مختلف آن را پشت گوش انداخته‌اند.

«قانون تسهیل ازدواج جوانان» برای رفع موانع اقتصادی، فرهنگی و معیشتی پیش روی ازدواج جوانان توسط مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید. این قانون در بر دارنده تمامی خدماتی است که نهادها و سازمان‌های مختلف باید در زمینه تسهیل ازدواج جوان همچون در نظر گرفتن وام ازدواج، مسکن، شغل انجام دهند. 

*صندوقی که نیامده تعطیل شد

 قانون 13 ماد‌ه‌ای‌ تسهیل ازدواج،  به منظور توانمند‌سازی جوانان برای تشکیل خانواده، دولت را مکلف کرده‌است که صندوق اندوخته ازدواج جوانان را ایجاد کند.

«صندوق اندوخته ازدواج جوانان» که قرار بود با گذشت سه ماه از تصویب این قانون از سوی دولت،‌ ایجاد شود هنوز با گذشت 14 سال از تصویب این قانون شکل نگرفته است. براساس این ماده قانونی، صندوق اندوخته ازدواج جوانان در حوزه اشتغال، مسکن و برخی از هزینه‌های حوزه ازدواج جوانان را یاری می‌رساند. 

دولت مکلف است علاوه‌ بر استفاده از منابع بودجه سنواتی پیش‌بینی شده، از‌ محل «صندوق اندوخته ازدواج جوانان» به مزدوجین نیازمند به اجاره مسکن، حسب تشخیص کمیته سامان ازدواج با توجه به امکانات صندوق، وام ودیعه مسکن پرداخت کند. 

در نخستین سال در بودجه سال 85 برای این صندوق حدود 320 میلیارد تومان اعتبار در نظر گرفته شد. پس از حدود 2 سال از تصویب قانون، هیات وزیران و شورای‌عالی اداری در قالب مصوبه‌ای ادغام این صندوق و تشکیل صندوق جدیدی به‌نام «مهر امام رضا (ع)» را تصویب کردند و در واقع پشتوانه مالی این صندوق از بین رفت و این طرح همچنان در انزوا باقی ماند.

*تامین دو سال هزینه زندگی زوج‌هایی که منبع درآمد ندارند

هم چنین قرار بود که از محل این صندوق حداکثر به مدت 2 سال هزینه زندگی به زوج‌هایی که منبع درآمدی ندارند، پرداخت شود که تاکنون عملی نشده است.

ماده 3 این قانون  بر روش‌های انبوه‌سازی، کوچک‌سازی، ارزان ‌سازی و استفاده از
روش‌های نوین ساخت در امر مسکن، تاکید کرده و بر طبق آن دولت مکلف شد، علاوه بر بهره مندی از تسهیلات متداول و رایج فعلی (انبوه سازی و اجاره به شرط تملیک) از طریق نهادهای عمومی نظیر شهرداری و اوقاف و امور خیریه و با بهره‌گیری از همکاری و امکانات وزارت مسکن و شهر سازی و بنیاد مسکن انقلاب اسلامی و استفاده از زمین‌های دولتی یا زمین‌های اهدائی خیرین، واحدهای ساختمانی به عنوان «مسکن موقت» احداث کرده و آنها را در اختیار زوج‌های جوان با اجاره مناسب قرار دهد. مدت استفاده هر زوج متقاضی از این واحدها حد اکثر سه سال است.

* وزارت مسکن، طرح «مسکن موقت» را تخریب کرد

محمد مهدی تندگویان معاون امور جوانان وزارت ورزش و جوانان درباره عدم اجرای این ماده قانون گفته است: مسکن موقت طرحی بود که به دلیل مشکلات صورت‌گرفته تبدیل به «مسکن مهر» شد. وزارت مسکن مسؤولیت این طرح را برعهده دارد ولی نه‌تنها این طرح اجرا نشده بلکه حتی مورد تخریب هم قرار گرفته است.

*تالارها و سالن‌هایی که رنگ عروسی به خود ندیدند

ماده چهارم این قانون کلیه دستگاه‌های دولتی، نهادهای عمومی و شهرداری‌های دارای تسهیلات رفاهی، فرهنگسرا و تالار، باشگاه و اردوگاه‌ها را موظف کرده‌است با هماهنگی کمیته سامان ازدواج، فضاهای مذکور را برای برگزاری جشن و مراسم ازدواج در اختیار زوج‌های واجد شرایط قرار دهند.

*قرار بود طعم سربازی به مذاق متأهل‌ها شیرین شود

براساس ماده هفتم این قانون وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح مکلف است پس از موافقت فرمانده کل نیروهای مسلح محل خدمت سربازان متأهل در نزدیکترین پادگان و مرکز نظامی محل سکونت قرار بگیرد  و مستمری به میزان حد‌اقل دو برابر سربازان مجرد به سربازان متأهل پرداخت شود، این مستمری از محل صندوق اندوخته ازدواج جوانان باید تامین می‌شد.

برمبنای این قانون متأهلین واجد شرایط را در اولویت دسترسی به فرصتهای شغلی، وام اشتغال و وام مسکن قرار می‌گرفتند.

*ساخت و واگذاری خوابگا‌ه‌های متاهلین چه شد؟

 وزارتخانه‌های علوم، تحقیقات و فناوری و بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و
سایر مؤسسات دارای مرکز آموزشی، موظفند در چارچوب بودجه سنواتی نسبت به ساخت و واگذاری خوابگاه‌ها برای متأهلین اقدام لازم را معمول دارند و همچنین نسبت به پرداخت کمک هزینه تحصیلی به دانشجویان متأهل به میزان دو برابر دانشجویان مجرد، که افزایش آن از محل صندوق اندوخته ازدواج جوانان تأمین می‌شود، اقدام کنند.

وزرای امور اقتصادی و دارایی، مسکن و شهر‌سازی و کشور هم مسؤول حسن اجرای این قانون در برابر مجلس شورای اسلامی شدند.

حال پس از گذشت 14 سال از عدم اجرای بندهای این قانون سینا کلهر  معاون پژوهش‌های اجتماعی و فرهنگی مرکز پژوهش‌های مجلس اعلام کرده است:  ازدواج جوانان ایرانی در حال احتضار  است چرا که 13 تا 14 میلیون مجرد در کشور وجود دارد و فقط 20 درصد جوانان برای ازدواج اقدام می‌کنند.

کلهر با اشاره به قانون تسهیل ازدواج جوانان گفته است: قانونی را نوشته‌اند که قصد اجرایش را نداشته‌اند! این قانون منابع مالی‌اش مشخص نیست و متولی خاصی هم ندارد؛ دو شرط ضروری برای هر قانون منبع مالی و ضمانت اجراست؛ اتفاقاً بعد از تصویب قانون تسهیل ازدواج، «مسکن مهر» و «صندوق مهر امام رضا (ع)» راه‌اندازی شد؛ اکنون باید مبتنی بر این تجارب، یک قانون کارآمد و عملیاتی تدوین کرد.

باید منتظر ماند دید که آیا آستین بالازدن مجلسی‌ها در روزهای پایانی فعالیت‌شان می‌تواند این قانون را زنده کرده و ازدواج را از احتضار خارج کند.



      

مشروح این بیانیه به شرح ذیل است:

بسم‌الله الرحمن الرحیم
اقدام دولت در افزایش قیمت بنزین درحالی صورت گرفت که کشور همچنان درگیر یک تورم 40 درصدی است و اعلام این افزایش قیمت در روز میلاد پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع) آن هم به‌صورت دفعی و یکباره، در خوشبینانه‌ترین حالت حاکی از بی‌تدبیری و کج‌سلیقگی مسئولان اجرایی در کشور است.

ما به‌عنوان جمعی از جوانان شیراز انتقادات جدی به عملکرد مسئولان دولتی در تعطیل کردن طرح قبلی سهمیه‌بندی سوخت -با پافشاری وزیر فعلی نفت- در سال 1394 را داریم و معتقدیم مسئولان دولتی می‌بایست با در نظر گرفتن همه جوانب امر پس از ایجاد یک هماهنگی ملی و اقناع اجتماعی و رفع معضلات و مشکلات موجود، با اطلاع‌رسانی بهنگام نسبت به هدفمند کردن یارانه سوخت اقدام می‌کردند تا چنین هزینه‌ای به کشور تحمیل نشود؛ با این حال اقدامات تعدادی اراذل و اوباش در وارد کردن خسارت به اموال عمومی و برهم زدن نظم عمومی که خود زمینه وارد کردن هزینه‌های مضاعف بر گرده مردم است را محکوم می‌نماییم.

اما واقعیت ماجراهای پیش‌آمده در شهر شیراز از جنبه‌های مختلف دیگری نیز قابل بررسی است.

چهره زشت فقر قابل انکار نیست

1- چهره زشت و بی‌رحم فقر و نداری و استضعاف در بخشی از جامعه ما، امروزه به هیچ‌عنوان قابل انکار نیست و آمارهای عجیب و غریب میزان بیکاری و آسیب‌های اجتماعی در شهر شیراز دل هر انسان منصفی را به درد می‌آورد. این همه در حالیست که اغلب مردم ما در برابر این حجم از بی‌عدالتی و فاصله طبقاتی رفتاری بسیار نجیبانه دارند و هیچ تریبونی نیز برای بیان اعتراضات و دردودل‌های خود نمی‌یابند؛ در چنین شرایطی انتظار ما از علما، صاحبان تریبون، عناصر نخبه جریان انقلاب و معتمدین شهر در شیراز این است که در مواقع حساس و پرفشار، زبان گویای مردم باشند و فریاد اعتراض‌شان را علنی و شفاف به گوش مسئولین امر برسانند و خواسته‌های بحق مردم را فریاد بزنند، نه اینکه سکوت کنند و پس از ختم غائله به بیان چندکلام دوپهلو بسنده کنند!

در حوادث اخیر شهر شیراز اگر از کنار حضور به‌هنگام و اظهار به موضع آیت‌الله دژکام نماینده محترم ولی‌فقیه در استان بگذریم، قطعاً و یقیناً سایر نخبگان از این امتحان سربلند بیرون نیامدند؛ معتمدین،‌ علما و صاحبان تریبونی که بیان نظرات‌شان و ارائه تحلیل‌شان و همراهی‌شان با آلام مردم، در مواقع حساس می‌تواند مرهمی بر دردهای ناگفته آنها باشد و آنها را از همراهی با معترضین ساختارشکن و اراذل و اوباش باز دارد.

 

براستی چرا برخی از بزرگان شهر در مواقع اینچنینی همواره در غیبت صغری به سر می‌برند و پس از ظهور نیز با محافظه‌کاری محض، توجیه‌گر وقایع رخ‌داده می‌شوند و به چند کلام نصیحت مردم بسنده می‌کنند تا بعد؟! ...

2- پیشنهاد می‌کنیم مسئولین سیاسی، امنیتی، انتظامی، اجتماعی و فرهنگی طی یک تور تفریحی نگاهی به برخی از خیابان‌های شهر شیراز بیاندازند و تخریب‌هایی که از زمان حمله مغول تاکنون بی‌سابقه بوده را از نزدیک مشاهده کنند! سوال اینجاست که چگونه این حجم وسیع از تخریب اموال عمومی از قبیل بانک‌ها، پمپ‌بنزین‌ها، نمادهای شهری، ادارات، مساجد، حوزه‌های علمیه، خیابان‌ها و... در حضور مأمورین انتظامی تنها در طی دو روز‌ در شهر رخ داده است؟! آیا واقعاً مسئولین اطلاعاتی و امنیتی برای مقابله با وقایع مشابه آمادگی دارند؟!

مقصرین بازخواست شوند

شورای تأمین استان و در رأس آن استاندار و معاون سیاسی-امنیتی وی چه پاسخی برای این امر دارند؟! چرا مسئولین نظارتی از مدیران انتظامی و امنیتی در این زمینه پرس‌وجو نمی‌کنند و مقصرین مورد مواخذه و بازخواست قرار نمی‌گیرند؟! 

همین چند ماه پیش بود که آقایان حتی در مدیریت چند میلیمتر باران هم عاجز ماندند و این اتفاق تلخ ده‌ها کشته برجای گذاشت، اما نه‌تنها کسی استعفاء نداد و حتی عذرخواهی هم نکرد، بلکه بجای محاکمه مقصران، مدیرکل بحران به‌عنوان مدیر نمونه استان انتخاب شد و برخی مدیران دیگر هم ارتقاء پیدا کردند! 

اکنون بار دیگر این ضعف شدید مدیریتی هویدا و روشن شده است. در حالیکه جمعی از اراذل و اوباش شناسنامه‌دار با سازماندهی قبلی طی دو روز بخش زیادی از زیرساخت‌های شهری را نابود کردند و خسارات روحی و روانی زیادی به جامعه وارد کردند، دستگاه‌های عریض و طویل سیاسی و امنیتی مشغول چه کاری بودند؟ آیا کسی پاسخگوست؟

واقعاً چه اتفاق دیگری باید در شهر رخ می‌داد تا مدیران فعلی در برابر افکار عمومی عذرخواهی کنند و از مسئولیت خود استعفا نمایند؟!

براستی چه کسی پاسخگوی تعطیلی کسب‌وکارهای اینترنتی، ناوگان حمل‌ونقل شهری، مدارس، دانشگاه‌ها، نانوایی‌ها و پمپ‌بنزین‌ها است و از این‌ها مهمتر چه کسی پاسخگوی خدشه‌دار شدن امنیت روانی خانواده‌هاست؟ آنچنان که بسیاری از خانواده‌ها پس از گذشت چند روز همچنان از فرستادن فرزندان خود به مدرسه خودداری می‌کنند.

 

نمایندگان مردم شیراز در مجلس شورای اسلامی کی می‌خواهند از خواب غفلت بیدار شوند؟! دوره چهارساله آنها رو به پایان است؛ چرا به‌جای پرداختن به مسائل فرعی و سیاست‌زده و توییت کردن در فضای مجازی، پیگیر مطالبات به‌حق مردم نیستند؟ چرا برای حل مشکلات اقتصادی و بیکاری فزاینده و جلوگیری از گرانی افسارگسیخته و تورم در استان فارس قدمی برنمی‌دارند تا کار به اعتراضات مردمی نکشد؟ سکوت نمایندگان شیراز در ماجرای اخیر به چه معناست؟

3- پس از گذشت چهل سال از انقلاب اسلامی برای حضور مردم در عرصه‌های مختلف اداره جامعه، ساختارهای متعدد و متنوعی وجود دارد و کارنامه انقلاب اسلامی در برگزاری انتخابات‌های متعدد، بسیار درخشان است؛ اما همچنان هیچ ساختاری و هیچ طرح و برنامه‌ای برای حق اعتراض و شنیدن حرف مردم و رساندن کلام آنها به مسئولان امور وجود ندارد و همواره اعتراضات به‌حق مردم با حضور عناصر معاند با نظام به انحراف کشیده شده و با ایجاد فضای امنیتی به محاق برده می‌شود.

براستی فریاد دادخواهی و تظلم کارگران، مستمری‌بگیران و اقشار مستضعف و کم‌درآمد جامعه کجا باید شنیده شود تا مورد عنایت حاکمان قرار گیرند و متهم نشوند؟! چرا عده‌ای نظام را در مظان این اتهام قرار داده‌اند که صرفاً برای عرصه‌های انتخابات به حضور همه‌جانبه مردم نیاز دارد و در سایر تصمیمات مهم اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی مردم را دخیل نمی‌داند و این در حالیست که رئیس این دولت طی دوران تصدی مسئولیت ریاست‌جمهوری بارها و بارها مدعی برگزاری همه‌پرسی و رفراندوم در تخصصی‌ترین موضوعات کشور شده و مشخص نیست با کدام توجیه عقلانی در این موضوع مهم بدون اقناع اجتماعی و جلب نظرات کارشناسی نخبگان باعث کاهش سرمایه اجتماعی نظام شده است‌.

4- اکنون غائله تلخ اشرار با خسارات هنگفت و بی‌سابقه پایان یافته و مردم نجیب و ولایت‌مدار شیراز هم علیرغم تمام گلایه‌های خود به گرانی‌ها، با حضور در راهپیمایی محکومیت فتنه‌گران، بار دیگر با امام امت و آرمانهای والای انقلاب تجدیدبیعت کردند، حال هنگام شنیدن صدای معترضان در فضایی آرام و منطقی و پیگیری مطالبات به‌حق ده‌ها هزار نفر از مردم شیراز است که نه ضدولایت هستند و نه آشوبگر و اراذل و اوباش! بلکه دل‌ در گرو انقلاب دارند و تنها انتظارشان از مسئولان این است که به وعده خود مبنی بر جلوگیری از افزایش افسارگسیخته قیمت‌ها عمل کنند.

از پیگیری مطالبات مردم چشم نمی‌پوشیم

جوانان انقلابی شیراز به تمام دستگاه‌های نظارتی و دولتی اعم از سازمان تعزیرات، جهاد کشاورزی، اتاق اصناف، سازمان صمت، فرمانداری، استانداری و سایر دستگاه‌های مسئول این هشدار را می‌دهند که این‌بار از پیگیری مطالبات مردم چشم نخواهند پوشید و در صورت اهمال و سستی مسئولان در انجام وظایف خود و عدم کنترل بازار، عواقب سختی در انتظار آنان خواهد بود!

انتظار می‌رود نمایندگان شیراز در مجلس شورای اسلامی، اعضای شورای تأمین، نمایندگان قوه قضاییه در استان، نمایندگان مجلس خبرگان رهبری در استان و سایر نخبگان و صاحبان تریبون در شهر شیراز نسبت به مطالبات به‌حق مردم صبور و بزرگوار حساسیت بیشتری داشته باشند و مانع از افزایش فشار اقتصادی بیشتر به جامعه گردند. همچنین ضروری است با بازخوانی اتفاقات رخ‌داده در حوادث اخیر، از این نابسامانی‌ها درس عبرت گرفته و در برابر حوادث پیش‌رو تدبیر بیشتری به خرج دهند و هیچگاه مستضعفان و پابرهنگان جامعه -این ولی‌نعمتان انقلاب اسلامی- را از یاد نبرند و اجازه ندهند که انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیافتد.

والسلام علی عبادالله الصالحین 
جمعی از جوانان انقلابی شیراز
30 آبان‌ 1398



      

رئیس جمهور ذوق نکن!!!

 


انزجار مردم فارس از آشوبگران با حضور حماسی در راهپیمایی


جواب بده روحانی !!!


حضور امروز ما تائید بی تدبیری دولت نیست!!!

 دولت بی لیاقت و مجلس بی کفایت، حاصل انتخابه!!!

شعار نده کار کن، تنظیم بازار کن!!!

 

مقصر اصلی بی نظمی، بی تدبیری دولت است.

 «این‌همه لشکر آمده، به عشق رهبر آمده»، «آمریکا در چه فکریه، ایران پر از بسیجیه»  



      

یکی یکی از راه می‌رسند، یکی چشم تر و دیگری با هق‌هق بی‌امان گریه. آن یکی زیر لب زیارت عاشورا زمزمه می‌کند و دیگری گوشه‌ای سر در گریبان فرو برده و به عکس شهدا که در دست دارد، نگاه می‌کند.

مردی جلو می‌آید و می‌گوید: «چه نام زیبایی؛ شهدای مدافع وطن». مویه‌هایش روایت رفیقی جا مانده از کاروان شهادت  شبیه است: «حاج مرتضی، مرد مومن! قرار نبود تنها بروی. بمیرم، غریب گیر آوردنت». اشک‌ها، نجواها، بهت‌ها و بدرقه‌ جانانه شهدا، قاب‌های نابی فراهم آورده که عکاس‌ها و فیلم‌بردارها را دنبال خود می‌کشد. از این سوی معراج شهدا به آن سو. از مویه‌های مادران شهدا به دست‌های بازی که آغوش خوشامدگویی شده‌اند برای دست به دست با سلام و صلوات تشییع شدن شهیدان ابراهیمی و رضایی.

گلچین کردنی در کار نیست. درها باز بوده و هر کس میل حضور در این محفل معنوی را داشته، خودش را رسانده. «فاطمه ربانی»، «مهیا آسوده» و «زهرا فرخنده» عضو کانال معراج شهدا هستند و آمده‌اند. حمید محمدپور رهگذر خیابان بهشت هم به هوای رفت و آمد مردمی به کوچه معراج، مهمان سرزده این مجلس شده است. دوستان، اقوام و خانواده این دو شهید در آغوش همین مردم تکریم می‌شوند. یکی می‌گوید: «اینها سربازان بی‌ادعای وطن و رهبری هستند. همان از آخر مجلس چیده شده‌ها ...» بغض امان نمی‌دهد. چشمانش می بارد مثل ابر بهار. همسرش هم‌نوا می‌شود: «ما مدعیان صف اول بودیم، از آخر مجلس شهدا را چیدند ...»

از حمله تا رخنه

چند مرد گوشه و کنار ایستاده‌اند و همه جا را رصد می‌کنند. اگر کسی نشانی بپرسد و راهنمایی بخواهد با روی خوش برخورد می‌کنند اما هوشیاری را گم نمی‌کنند. حواسشان هست تا مراسم در امنیت کامل اجرا شود.

هر کس از سراشیبی ورودی معراج به سالن اصلی نزدیک می‌شود، دست خودش نیست. پاهایش قفل می‌شود. حجله دو شهید با تصویرشان خاطره آشنایی را مرور می‌کند؛ مردم این حجله‌گاه‌ها را خوب می‌شناسند همان قفسه‌هایی که در قطعه شهدا، عکس و یادگاری‌های شهدا را توی آن می‌گذارند. رسم همان است؛ شهادت و حجله هم همان. اما چرا مردم آنقدر بی‌تاب می‌شوند؟! زنی میانسال که از اقوام شهید ابراهیمی است، بی‌خبر از ذهن ما پاسخ سؤالمان را می‌دهد، «الهی فدایت شوم، مرتضی جان. روزگاری دشمن حمله می‌کرد حالا رخنه می‌کند، شنیدم ریخته‌اند سرت ...» نمی‌تواند بغض را مهار کند. دختری جوان بازویش را می‌گیرد و می‌برد. پسر جوانی به دوستش می‌گوید: «مردم هیچ وقت این کار را نمی‌کنند. اینها اوباش گماشته بوده‌اند؛ شک نکن». 

همهمه است؛ یکی گفته پیکر شهدا چند دقیقه بعد به سالن مردانه معراج منتقل می‌شود. دختری 8، 9 ساله هول می‌کند: «مامان تو را به خدا زود باش! موهایم را بده توی مقنعه دوست ندارم، «عمو شهیدها» من را بی‌حجاب ببینند. دوست ندارم از من ناراحت نشوند.» اینجا هر کس به طریقی به ضیافت شهدا دعوت شده.

رفیق ما بابای دو پسر بود

بوی گلاب غلبه می‌کند بر بوی اسپند و فضا پر از عطر می‌شود. یکی فریاد می‌زند: «برای شادی روح شهدا بلند صلوات بفرست!» پیکر شهدا وارد سالن معراج می‌شود، روی دوش سربازها. مردم جلو می‌روند و به نیت تبرک دستی به تابوت‌ها می‌کشند. یکی از سربازها گریه می‌کند. یک دست به تابوت گرفته و دست دیگر به صورت. باید از او سؤال بپرسم؛ سربازهای معراج شهدا به دیدن این صحنه‌ها عادت دارند چه شده که این‌طور احوالش دگرگون شده است؟! بماند برای بعد.

زیارت عاشورا به سلام رسیده است. همهمه جای خودش را به همنوایی می‌دهد. مرد و زن، بچه و بزرگ، همدل و همزبان سلام می‌دهند. سرش را تکیه داده به حجله شهدا و آرام جمله‌هایی زیر لب می‌گوید. «قاسم موحدی» حدود 9 سال رفاقت داشته با شهید ابراهیمی. بهت کرده است: «رفیقم را از دست داده‌ام. باورم نمی‌شود گرانی بنزین رفیقم را از من گرفته باشد! خوش به سعادتش که شهید شد. امیدوارم شفاعت کند تا خدا شهادت را روزی ما هم کند.» از جزئیات شهادت این شهید مدافع وطن می‌گوید: «26 آبان وقتی اعتراض مردم به گرانی قیمت بنزین توسط عده‌ای به آشوب و ناامنی کشیده و خشونت‌آمیز شد، نیروها برای برگرداندن امنیت و آرامش اعزام شدند. آقا مرتضی فرمانده گردان امام حسین(ع) ملارد و قبلاً هم در شهریار فرمانده گردان بود. میدان گلهای مارلیک خیلی شلوغ شده بود. عده‌ای حمله‌ور شدند و با سلاح سرد به پهلوی او زدند. رفیق ما پدر 2 پسر بود؛ یکی 7 ساله و آن یکی هم تازه به دنیا آمده بود و 38 روزه است. اشرار شهیدش کردند مظلومانه‌ی مظلومانه.» از جمله معروف دوستش می‌گوید، همان جمله‌ای که هر وقت دور هم بودند می‌گفت: «رفقا، پاسدارها و بسیجی‌ها! هوش و حواستان را به ولایت فقیه جمع کنید.»

بچه ها را سپر خودشان کردند

«علی  ورزدار» داماد خانواده ابراهیمی است. رابطه‌اش با شهید را این‌طور مرور می‌کند: «از بچگی با هم بودیم.» برادر همسرش را این‌طور شناخته: «پاسدار واقعی انقلاب بود. برای زندگی برنامه‌ریزی و هدف داشت و آرزوی شهادت هم همیشه در قلب و زبانش بود.» از احوال آن روز می‌گوید. همان روزی که برای حاج مرتضی شد روز به سعادتِ شهادت رسیدن و برای آن‌ها هجران. «هر وقت برای عملیات می‌رفت با او تماس نمی‌گرفتیم. می‌دانستیم با احساس مسئولیت بالا کار می‌کند و نمی‌تواند پاسخ بدهد. آن روز اما دلم حسابی شورِ رفیق کودکی‌هایم را می‌زد. هر چند دقیقه یکبار با او تماس می‌گرفتم. یکبار صدای شلوغی و همهمه شدید شد. می‌خواست برود جلو و حرف معترضان را بشنوند. اما سر و صداهایی که من شنیدم یک چیز می‌گفت؛ اغتشاش‌گرها اجازه حرف زدن به او نخواهند داد. خواستم برگردد، اما گفت: من باید جلو بروم، حرف مردم معترض را بشنوم. من با گروهی روبه‌رو هستم که بچه را بغل کرده‌اند و سپر بلای خودشان. راست می‌گفت؛ کدام پدر و مادر دلسوز و واقعی حاضر می‌شود کودک خردسال خود را وسط چنین جمع‌هایی بیاورد. این‌ها را رفقایش برایمان تعریف کردند؛ مو به مو. چند وقت قبل هم طبق شواهدی گزارش‌هایی مبنی بر کودک‌دزدی ارائه شده بود.»

بی رحمانه کشتند

مرور ماجرا را ادامه می دهد: «شهید ابراهیمی می‌گفت باید مردم معترض بی‌گناه را از این صف جدا کرد. بدون سلاح تأکید می‌کنم بدون سلاح بین جمع رفت. همین که می‌خواست با مردم هم صحبت شود، چند نفر محاصره‌اش می‌کنند. یک نفر تیر به پهلویش می‌زند. بعد چاقو به قلبش می‌زنند، وقتی خونین روی زمین می‌افتد و بی‌حال می‌شود یک نفر چاقو را توی سرش فرو می‌کند. این‌طور حمله کردن به یک فرد بی‌سلاح آن هم وقتی روی زمین افتاده فقط می‌تواند نشانه توحش و وحشت فتنه‌گرها باشد تا مبادا آقا مرتضی جمعیت معترضان را آگاه و با منطق متفرق کند. شکر خدا خون سرخ او سندی شد که چهره واقعی این‌ها را نشان می‌دهد.»  می‌پرسم اگر دستش به قاتلان شهید ابراهیمی برسد، چه می‌کند؟ می‌گوید: «ما احساسی عمل نمی‌کنیم. منطقی کار می‌کنیم. هر چه رهبر دستور دهند و صلاح بدانند.»

دوباره بی عباس شدیم 

از بین جمع مردم جلو می‌آید. با صدای بلند می‌گوید: «مادر، پدر و همسر شهیدان برای دیدار و وداع بیایند جلو تا آنها را کنار تابوت شهدا ببریم.» جمعیت راه باز می‌کند. بین جمع، تعداد مادران، خواهران، برادران و پدران شهدا به ویژه شهدای مدافع حرم کم نیست. قاب عکس پسرشان را کنار عکس 2 شهید مدافع وطن به دست گرفته‌اند. چهره دختری جوان اما بیش از بقیه لنز دوربین‌ها را جلب کرده است. چفیه‌ای منقش به عکس برادر شهیدش دور گردن دارد و تسبیح اشک به چشم. 

از دلیل بی‌قراری‌هایش می‌گوید: «آقا مرتضی فرمانده  و دوست برادرم، شهید مدافع حرم، «عباس آبیاری» بود. خان طومان سوریه شهید شد. آقا مرتضی همیشه گریه می‌کرد و می‌گفت: «دعا کنید برسم به عباس؛ دلتنگم. خودش را جامانده از شهادت می‌دانست. خودش خبر نداشت اما هر وقت او را می‌دیدیم از دلتنگی‌هایمان برای عباس کمتر می‌شد.» صدای خانمی، رشته حرف‌های خواهر این شهید مدافع حرم را قطع می‌کند. «شکوه اقلیما» خانواده شهید نیست، اما به گفته خودش هست: «همه شهدا مثل برادرم هستند. همه شهدا فرزند همین مردم هستند. مردم در زندگی مشکلات دارند. گرانی آزاردهنده است اما مردم هیچ وقت این کار را نمی‌کنند. کار منافقان و اشرار است. مسئولان باید در باره طرح با مردم حرف می‌زدند. خیال مردم را از بالا نرفتن قیمت‌ها راحت می‌کردند. نحوه اجرا و اطلاع‌رسانی این طرح درست نبود. همین باعث اعتراض مردم شد.»

فرمانده، سرباز سربازهایش بود

«مرتضی عاشق بود.» گفتگو با دیگر داماد خانواده ابراهیمی درباره شهید با همین جمله او شروع می‌شود: «عاشق ولایت، انقلاب و شهادت بود.» «امیر بایرامی»، می‌گوید: «آقا مرتضی فرمانده بود اما همیشه به پاسدار بودنش افتخار می‌کرد. فرمانده‌ای که سربازِ سربازهایش بود. می‌پرسید مگر می‌شود؟! می‌شود. همیشه در عملیات‌ها خودش جلو می‌رفت. نیروهایش را نمی‌فرستاد و می‌گفت فردا باید جواب پدر و مادر شماها را بدهم. آن شب دست خالی، بدون سلاح رفته بود بین جمع. دو دلیل داشت. می‌خواست مردم معترض و عده‌ای که ناآگاه به این ماجرا دامن می‌زدند باور کنند که می‌خواهد حرف‌هایشان را بشنود و سرباز همین خاک و مردم است. دلیل دوم هم اینکه می‌دانست این خشونت‌ها از فتنه‌گرها واغتشاشگرها بر می‌آید نه مردم؛ اوباشی که خودشان را بین مردم جا زده بودند تا حرف اصلی مردم شنیده نشود. به نیروهایش گفته بود. دلش نمی‌خواهد سلاحش به دست این اشرار بیفتد.»

 

فرمانده، مردم را می‌فهمید

از شبهه‌های بی‌امان رسانه‌های آن طرف آبی و مخالف نظام دل پری دارد؛ مثلا همین یکی که یگان‌های ویژه مردم بی‌گناه را سرکوب می‌کنند و مزایای زیادی نصیب شان می‌شود: «خدا نگذرد از سر تقصیراتشان. دستشان به خون مرتضی‌ها آغشته است. برادر همسرم حقوق معمولی و چه بسا پایینی داشت. خودش جنوب شهری بود. شهریار زندگی می‌کرد. زندگی ساده‌ای داشت. تغییرات قیمت و تورم را با پوست گوشت و استخوان حس می‌کرد. اصلا آن روز به‌خاطر همین، نامردها مجال حرف زدن به او ندادند و به وحشیانه‌ترین شکل او را به شهادت رساندند. می‌ترسیدند حرفش باعث شود معترضان صف خود را جدا کنند و آن ها لو بروند، تنها بمانند.»

بایرامی از تک پسر خانواده ابراهیمی می‌گوید:‌ «بمب خنده و شادی جمع بود. هر جا آقا مرتضی بود خنده و شادی هم بود. وظیفه‌شناس و دلسوز مردم بود. بنزین ارزش یک قطره خون پاکش را نداشت اما امنیت کشور حتما داشت. قدر این خون‌ها را گذر زمان مشخص می‌کند. آنقدر عاشق انقلاب و ولایت فقیه بود که وقتی رشته مهندسی قبول شد برای پاسدار ماندن و گذراندن دوره‌های پاسداری از آن صرف‌نظر کرد.» بایرامی فوق لیسانس حسابداری است و می‌گوید: «بنزین  کالای اصلی، سوخت و حامل اساسی انرژی است که تغییرات قیمت آن روی قیمت بقیه چیزها اثر دارد. متاسفانه افزایش قیمت آن از تورم بقیه کالاها جا ماند. تغییرات نرخ آن بدموقع و بدون اطلاع‌رسانی کافی و لازم اجرایی شد. به مردمی که از موج جدید تورم‌ها می‌ترسند و اعتراض دارند می‌توان حق داد که امن و آرام نظرشان را بگویند اما حساب آشوبگرها را باید جدا کرد.»

ای کاش مردم...

آنقدر فریاد زده و گریه کرده که دیگر صدایش مفهوم نیست. باید گوشم را به دهانش نزدیک کنم تا واژه‌های کم جان و رمق حرف‌هایش را تشخیص بدهم. اینجا خواهری بی‌صدا شده است. پر از اشک و حسرت از دست دادن یکی یکدانه برادر: «برادرم 195 سانتی‌متر قد داشت. رزمی‌کار  چهار شانه بود. اما موقع حرف زدن و گوش دادن به حرف دیگران خیلی متواضع بود. آن روز نامردها و اغتشاشگران غریب و دست‌خالی گیرش آوردندش.کاش مردم همان موقع صف‌شان را جدا می‌کردند. نه وقتی که دیر شده و کار از کار گذشته است. اگر مردم صف خود را جدا می‌کردند آن 5-10 نفر آشوبگر زودتر معلوم می‌شوند.»

فاطمه ربانی، مهیا آسوده، زهرا فرخنده هم این حرف‌ها را تائید می‌کنند. دختران جوانی که شوق خدمت به شهدا آنها را به این محفل رسانده است. آسوده می‌گوید: «امروز حس کردم همه ما مدیون خون این شهداییم.» می‌گویم رسانه‌های معاند به این جمله او می‌گویند: «کلیشه» ربانی می‌گوید: پس چه کلیشه قشنگی؛ کلیشه‌ای که چشم دشمن را کور می‌کند. 

دیدن فرزند خردسال شهید ابراهیمی بغضی شده که مثل چسب چسبیده به گلوی آسوده، و ربانی وصفش می‌کند. ما راه حضرت زینب(س) را ادامه می‌دهیم. هر چه داریم تقدیم به دین خدا. فرخنده از وظیفه‌اش می‌گوید که درس امروز او شده و روی پلاکاردی گوشه حیات معراج حک: «خواهرم در سنگر حجاب مدافع خون من هستی.»

این یکی بوی یاس می داد

صدای شعر خواندن کودکی می‌آید. صدایی نرم که می‌لرزد. کودکی شعری با مضمون «آرزوی شهادت»‌برای پدرش می‌خواند. برای بابایی که عادت نداشت با چشم بسته شعرهای پسرش را گوش کند. نوزاد 38 روزه و فرزند کوچک شهید ابراهیمی را روی سینه پدر گذاشته‌اند. برادر بزرگ‌تر تازه می‌رود اول ابتدایی. شعرش خوش مغز و کودکانه است. آرزوهای قافیه‌پوش که در هیبت شعر می‌گوید آقا مرتضی زنده است. در بندبند وجود پسری 7 ساله که می‌خواند: «حیف است که من جا مانده‌ام اینجا / عمه سادات باز هم مدافع حرم می‌خواهد ...» آن سرباز را دوباره می‌بینم و باید از او پرسید مگر به دیدن شهدا عادت نکرده است. خودش را این طور معرفی می‌کند: «سرباز صفر. نه از آن صفرها. صفر و هیچ در برابر شهدا. عادت نمی‌کنیم؛ نه! هر کدام از شهدا یک گل هستند و یک بوی ویژه خودشان را دارند. این یکی بوی یاس می‌داد، له شده بود زیر دست و پای اشقیا. شنیده‌ام مداح اهل بیت(ع) بوده است.»

مدافع بیت المال شهید شد

آرام، محجوب و مظلومند. اقوامشان ساکن رشت هستند به همین دلیل اطراف تابوت «شهید مصطفی رضایی» آشنایان کمتر هستند اما مردم سنگ‌تمام گذاشته‌اند. پدر و مادر او صبری آغشته به بهت و ایمان دارند. مادر گاه بی‌تاب گریه می‌کند: «مصطفی تو بگو بعد از تو با دلتنگی‌هایم چه کار کنم؟ نور چشم مادر، چشم امیدم.» گاه با بهت می‌گوید: «پسرم در شهرداری کار می‌کرد. از خدا بی‌خبرها رحم نکردند و شهید شد. رفته بود غذا بخرد و برگردد. به ساختمان شهرداری که حمله کردند، بی‌گناه، شهید شد. یعنی بنزین آنقدر راحت‌ می‌توانست بهانه کشتن جوان من باشد؟ مردم که هیچ وقت طاقت ندارند غم همدیگر را ببینند.» اما ایمانش کم نشده: «خدا یارت مادر. شهادت شهادت است، عاقبت بخیر شدی.»

مردم این ها هستند نه آن ها

پدر شهید رضایی آرام است، آنقدر که رسانه‌های کوردل دشمن اگر فیلم مصاحبه او را ببینند خیال می‌کنند، واقعی نیست. اینجا اما معراج شهدا سال‌هاست، یقین و آرامش‌های غیرجعلی به خود دیده است: «پسرم وظیفه‌شناس بود. آنقدری داشتیم که نیاز نباشد در غربت کار کند اما همیشه با امید و علاقه از آینده حرف می‌زد. از زحمت دادن به کسی و سربار بودن دل خوشی نداشت، کاری بود. آن روز هم می‌خواست از بیت‌المال محافظت کند که بی‌رحمانه شهید شد.»

آرامش پدر یکجا نم اشک بر می دارد. وقتی محبت مردمی را می‌بیند که بی‌آنکه شهید را بشناسند مثل عزیز از دست داده‌ها برایش گریه می‌کنند: «در شهرمان 5 هزار عاشق شهدا منتظر ما هستند. در رشت هم اعتراض شد اما کسی به اموال عمومی لطمه نزد. از نظر من مردم اینهایی هستند که امروز اینجا غریب‌نوازی می‌کنند. آنهایی که پسرم را کشتند را به هیچ‌وجه نمی‌توان مردم جا زد.»

پدر همسر شهید رضایی هم از مهر مردمی می‌گوید، از روزهایی که مردم در جنگ، سیل و زلزله برای هم خون دل خوردند و به هم کمک کردند. مشکلات معیشتی را خوب درک می کند و می‌گوید: «اعتراض مردمی درست بود اما مردم هیچ‌وقت حاضر نمی‌شوند به دیگری ضربه بخورد. شهادت مصطفی‌ها کار مردم نیست. اغتشاش‌گرها مسئول این خون‌های پاک هستند.»



      

به نام زیبایش سلام

امروز اخبار بسیار بدی از شیراز و تهران و اهواز و کرمان شنیدم و دیدم و خواندم!

نه از ماهواره! بلکه از اخبار 2030 خودمان، خبرگزاری فارس و ایسنا...

سال 92 بنزین را باکارت میزدیم! تا جاییکه من یادم هست..

دولت شما کارت شخصی را حذف کرد! اگه خوب بود چرا حذف شد؟ اگرم بد چرا دوباره روز از نو؟

الان آبان سال 98 یهو یک شبه بنزین رو بصورت نرخ آزاد سه برابر کردید

در شرایطی که اقتصاد کشور اصلا پایدار نیست! 

شاخص بورس حدود 20 هزار واحد در پاییز امسال افت کرد!!!

بسیاری از شرکتها و صندوق ها و بانکها و حتی فعالان بورس ایران ضرر های میلیاردی یا میلیونی دادن

توی این شرایط که همه در حال بازسازی و ایجاد آرامش در ارز و دلار و طلا و سکه بودن طرح بنزین شما همه چیزو خراب کرد

امنیت کشور به هم ریخته ، مدارس تعطیل شده، کلی بانک و ساختمون آتش گرفته و اموال عمومی از بین رفته

شاخص بورس دیروز و امروز حدود 5هزار واحد ریزش داشت...

نمیدونم میفهمید هزاران میلیون ضرر مالی یعنی چی؟

میفهمید امنیت رکن اصلی در تجارته؟

کل آتیش بازی های این شهرهای ایران که اغتشاش شد اندازه ی یک دهم ضرر اقتصادی به بدنه ی زخم خورده ی بورس ایران و بازار اقتصادی حقیقی نمیشه! 

عاقلانه فکر کنیم، نشست های امروزتون رو ای کاش قبل از اعلام نرخ بنزین پخش میکردین!

چرا میزارید اول اعتراض بشه؟ چرا از اول روشنگری نمیکنید؟

چرا نمیخواید بپذیرید ما توی شرایط عادی نیستیم؟

خدا عاقبت همه رو ختم بخیر کنه! علی الخصوص ریاست جمهوری محترم.

من الله التوفیق. والسلام.



      
<      1   2   3   4   5   >>   >


پیامهای عمومی ارسال شده

+ بیا چشام به این دره بدون تو نمیگذره شبایی که خرابه حالم...



+ دلتنگ یک زیارت مقبولم یا حتی یک برف مثل قدیم ها یک باران طولانی پس آمدم ای شاه پناهم بدهی تو تا باز شود هر گره کور خلاصه مانند دل من دل دریاچه ی قم هم از دوری مشهد زده هی شور خلاصه...



+ رفقا سلام... من در میانه ی مسیری هستم که دوازده سال قبل شروع کردم... وحیدم آن زمان حدود بیست سالم بود الان حدود سی سال... باورم نمیشه همون وبلاگ نویس نوجوانی هستم که از دوران مدرسه راهنمایی مینوشت.. وقتی نوشتن همه ی زندگیم بود.. یادش بخیر... کسانی که اقلیم رهایی هنوز یادشونه سلااااااااااام...




[Designed By Ashoora.ir    مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ ]