وحید - اقلیمـ رهایے

    *وَ قَالَ [علیه السلام] عَجِبْتُ لِمَنْ یَقْنَطُ وَ مَعَهُ الِاسْتِغْفَارُ .*

    و درود خدا بر او ، فرمود : در شگفتم از کسى که مى تواند استغفار کند و نا امید است.

نهج البلاغه



      

الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة سلطان اولیا، سخن گذار منبر سلونی، سرور مطلبی، ابن عم نبی، مهر برج إنّما، شهسیوار لافتا، پشوای انبیا، عروة الوثقی، کلمة الحسنی، سید الاوصیا، عماد الاصفیا، رکن الاولیا، آیة الله العظمی، خیر المومنین، امام المتقین، اول العابدین، ازهد الزاهدین، زین الموحدین، حبل الله المتین، لنگر آسمان و زمین، وجه الله، عین الله، نور الله، سرالله، اذن الله، روح الله، باب الله، سیف الله، عبدالله، اسدالله الغالب، آقاجانم علی بن ابی طالب:

ای وصف کمت ابوالعجب­ها

ای حضرت کیسه رطب­ها

ای ذکر امیدوار لب­ها

ای تام نواز نیمه ­شب­ها

ای کوچه به کوچه تا سحر گرد

ما پشت سر توایم برگرد

زیر سر زلف تاب خورده است

گر دل گره بی حساب خورده است

از چشم تو چشمه آب خورده است

همسایه­ ات آفتاب خورده است

شب­ها زتو غرق نور باشد

هر چشم بد از تو دور باشد

علی جان! هر ذره به هر کجا رسیده است

از مرحمت شما رسیده است

با تو نرسیده­ ها رسیده است

خیر تو علی به ما رسیده است

ما را همه با تو می­شناسند

با فاطمه با تو می­شناسند

پرباری نخل میثمت گرم

دل در سر زلف در همت گرم

بازار گدای حاتمت گرم

خورشید دمادم از دمت گرم

الحق که حیات آفرینی

نهج البرکات آفرینی

چون تیغ دودم مرا نگه­دار

کوه أُحدم مرا نگه­دار

محتاج شدم مرا نگه­دار

بابای خودم مرا نگه­دار

با عشق تو بار خواهم آمد

یک روز به کار خواهم آمد

تا عین علی نگار دارم

با غیر علی چه کار دارم

باشد سر ذوالفقار، دارم

من از علی اعتبار دارم

بی­ عشق علی نمی­خرندم

با او به حساب آورندم

گر زلف تو تاب دار باشد

صیاد طناب دار باشد

شمشیر تو آب­دار باشد

میخانه حساب دار باشد

مهمان ته پیاله­ ام کن

سیراب هزار­ساله­ ام کن

ای تیغ تو سر به راه انداز

بر لشکریان نگاه انداز

صد ولوله در سپاه انداز

عکسی ز خودت به چاه انداز

تا این که ثواب کرده باشی

لطفی است به آب کرده باشی

دستی که به فتح خیبر آورد

شوقی به دل پیمبر آورد

حیرت به نگاه لشکر آورد

از جا در و قلعه را درآورد

هستی همه هست مست هستت

فرمود خدای، ناز شستت

علی سر نهان و آشکار است

خدایی ناز شست کردگار است

علی خود معنی صوم و صلاة است

و ذکرش باقیات الصالحات است

علی تطهیر و تکبیر و قیام است

علی هم رکعتین و سلام است

علی دست خدا در آستین است

علی تنها صراط راستین است

علی عیسی و موسی و شعیب است

علی گنجینه اسرار غیب است

علی انجیل و تورات و زبور است

علی سرمنشأ تکثیر نور است

علی نهر شراب سلسبیل است

علی بر خلقت عالم دلیل است

علی استاد جبریل امین است

که مولایم امیر المومنین است

علی مجموعه پیغمبران است

علی عشق دل صاحب زمان است

بیا ای دل به عالم دلبری کن

وجودت را سراسر حیدری کن

که ادیان جمله حیران ولی اند

همه دنبال فرزند علی اند



      

میگن این سیل و اتفاقات بد به‌خاطر اینه که ما همش درحال نفرین کردن دیگر کشورها مثل آمریکا هستیم، اینا به خودمون داره برمی‌گرده. این مرگ برآمریکا گفتن ها و...
یکبار برای همیشه می‌خوام به این موضوع خاتمه بدم. من این استدلالو قبول دارم. بله قبول دارم. خیلی عالی. چیه همش لعن ونفرین؟ درود بفرستید.
حالاطبق همین استدلال میریم به سال 50 که سیل و برف و بوران اومد تو ایران، بیش از 4هزار نفر کشته شدن، خیلیه‌ها، کل این سیل‌های هفته گذشته 30نفر کشته نشدن، چهارهزار تا خیلی عدد بزرگیه.
اون زمان بجای مرگ برآمریکا چی میگفتن؟ میگفتن درود بر آمریکا، همه وجودمایی آمریکا...
خب حالا میتونیم نتیجه بگیریم که مرگ برآمریکا گفتن خسارت خیلی کمتری نسب به درود بر آمریکا گفتن داره. حالا اگه اینو بهشون بگی، میگن این چرت و پرتا چیه میگی . کلا هرچی استدلال اونا میارن درسته، برا ما غلط و خرافات و اَخه.
تازه تو اون ماجرای سال 50 شاه و شه‌بانو رفته بودن اسکی. البته این چیزا شایعاته و به تاریخ اضافه شده. شاه رفته بوده مردمو از زیر بهمن دربیاره. شاه خیلیم خوب بوده. مردم حوصله‌شون سر رفته بوده، گفتن یه انقلابی بکنیم، دورهم باشیم یه تنوعی بشه.
فلذا توصیه من به شما جوانان این است که گول این حرفارو نخورید، تاریخو بخونید. خیلی چیزا میاد دستتون
حسین_دارابی



      

کار باران همین است؛ می شوید و ...
پاک می کند و ....
آنقدر می بارد ؛
تا دلت برای تابیدن خورشید ؛ تنگ شود!
امّا ....
باران آمـــد ....
و دیگـــر آرامِ جان نبود!!
اینبار آمد و جای غبار،
شادی را از هفت سین هایمان، شُست و با خود بُرد!
می بینی جانِ جانان؟
نظم دنیا آنقدر بهم ریخته ...
که زمین و زمان، به هم رسیده اند!
امـــا ؛
مــا هنوز به دردِ نبودنت، نرسیده ایم!
دیگر زمین بی پناهی اش را چگونه فریاد کند؛
که قلبِ بی دردِ ما، باورَش کند؟
بی پناهیِ زمین که سهل است...
بی پناهی ما را نیز، همه فهمیده اند! جز خودمان.
کاش بعد از این باران؛ دلمان، برای خورشیدِ چشمانت کمی تنگ شود...



      

با سلام و عرض تسلیت اینجا شیراز است،
برای دیدن عکسهای بیشتر کلیک کنید

متاسفانه تعداد جان باختگان این سیل نوروزی حدود بیست نفر و مجروحان حادثه حدود صد نفر و حدود دویست خودرو تاکنون گزارش شده است.

سمت چپ این عکس دروازه قرآن است و ورودی شیراز از سمت اصفهان یعنی شمال شیراز!!!
سیل شیراز

این کوچه شبیه کوچه های اطراف هفت تن میباشد!!!

سیل شیراز

این هم حضور تانک نیروی زمینی شیراز در محل سیل!!!

حضور نظامیان در سیل شیراز

حضور نیروهای امدادی با قایق زیر پل شهیدان شیخی بلوار شهید چمران شیراز!!!

غرق شدن یک خودرو در سیل شیراز

این تصویر روبروی پارک کوهپای شیراز است به سمت هفت تنان!!!

خودرو های حادثه دیده در سیل شیراز

دروازه قرآن پس از سیل و سمندی که انگار از جنگ برگشته...

جنگ و سیل و بلا

خودروی 206 پس از سیل شیراز

206 حادثه دیده در سیل شیراز



      

وقتی میری تنهامو نمی گیری دستامو به کی بگم
وقتی میری داغونم حالمو نمی تونم به کی بگم
بعد تو من دردامو غصه های شب هامو به کی بگم
بدون تو می ترسم تو حواست نیست اصلا بی کی بگم
بیا چشام به این دره بدون تو نمی گذره شبایی که خرابه حالم
کجا برم که بعد تو خیابونای شهر من نگاتو یاد من نیارن

«متن آهنگ کجا برم محمدرضا گلزار و سینا سرلک»



      

سلام!

حال همه‌ی ما خوب است

ملالی نیست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خیالی دور،

که مردم به آن شادمانیِ بی‌سبب می‌گویند

با این همه عمری اگر باقی بود

طوری از کنارِ زندگی می‌گذرم

که نه زانویِ آهویِ بی‌جفت بلرزد و

نه این دلِ ناماندگارِ بی‌درمان!

تا یادم نرفته است بنویسم

حوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بود

می‌دانم همیشه حیاط آنجا پر از هوای تازه‌ی باز نیامدن است

اما تو لااقل، حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی

ببین انعکاس تبسم رویا

شبیه شمایل شقایق نیست!

راستی خبرت بدهم

خواب دیده‌ام خانه‌ ای خریده‌ام

بی‌پرده، بی‌پنجره، بی‌در، بی‌دیوار ... هی بخند!

بی‌پرده بگویمت

چیزی نمانده است، من چهل ساله خواهم شد

فردا را به فال نیک خواهم گرفت

دارد همین لحظه

یک فوج کبوتر سپید

از فرازِ کوچه‌ی ما می‌گذرد

باد بوی نامهای کسان من می‌دهد

یادت می‌آید رفته بودی

خبر از آرامش آسمان بیاوری!؟

نه ری‌را جان

نامه‌ام باید کوتاه باشد

ساده باشد

بی حرفی از ابهام و آینه،

از نو برایت می‌نویسم

حال همه‌ی ما خوب است

اما تو باور نکن!

حال همه خوب است



      

سال جدید آمد اما
ما همان آدم های سال پیشیم
که همچنان دروغ میگوییم ،
پشت یکدیگر بد میگوییم
و هر روزمان را با غرغرهای بیشتری شروع میکنیم!
سال جدید آمد اما آدم های جدیدی نیامدند و ما همچنان در انتظار آمدن آدم های خوب بر روی زمین هستیم
غافل از اینکه خوبی را از خودمان باید شروع کنیم
و هیچ وقت هم زیر بار این مسئله نمیرویم که اگر ما و اطرافمان در بدی غرق شدیم ، حتما مشکل از خودمان است و باید از خودمان شروع کنیم این پروسهء خوب شدن را!
به هر حال سال جدید آمد...
همه به ظاهر خوشحال اند و غرق در گفتن تبریک و شاد باش
امـــــا من همچنان به این فکر میکنم که
کدام سال قرار است به جای لباس آدم ها
کمی شخصیت و فکر آدم ها نو بشود؟



      

روحانی



      

به نام زیبایش سلام

یه نسل عجیب یا یه در یک دوره زمونه ی عجیب هستیم

ادب آدمها در شما شما گفتن خلاصه شده

محبتشون در عزیزم عزیزم گفتنشون

هدیه دادنشون با توقع های عجیب تباه شده

ازدواج کردن ها هم عجیبتر!!!

عشق ها، غم ها، غصه ها همه و همه عجیب شده

نمونش توی گوگل قدیمتر ها که سرچ میکردی غم یه سری اشعار غمگین پیدا میشد ، الان اما همش تیکه اندازی یا به اصطلاح رپ دیسلاو.. یافت میشه! یادمه منه دهه ی شصتی تا سالها فرق غم و عشق رو نمیدونستم ، یعنی اینقدر این دو تا رو با هم عجین میدیدم ، الان عشق ها چی شدن؟ الان ادب و حیا و محبتمون هم عجیب غریب شده!

قدیما ارزونی بود صفا بود ، ادب بود ، عشق بود...

الان با وجود گرونی ها و فشارهای اقتصادی طرف دو تا سرویس چینی جهیزیه میخره برا دخترش تا نکنه دخترش پیش فلانی کم بیاره و سرش بالا باشه

مهریه باید بالای سیصد باشه تا ارزش دختر حفظ بشه

خودمم زورم نرسیده ها اما مینویسم تا به یادگار بمونه ، مخالف بودم و هستم اما...

گفتم که عجیبیم! منم یکی از همین مردمم، عجیبم!

تازه! یه نمازمونم قضا نمیشه!

دعای فرجم میخونیییییییم!

قرآن خونیم!!!

اینکه چرا به هیچ خدایی ایمان نداریم، واسم عجیبه!

این چه دین و ایمانیه ما داریم؟

هعی! عجیب نیستیم خدایی؟

همدیگرو عزیزم صدا میکنیم اما به وقتش ته خودخواهی و بیوفایی هستیم!

یا الله و یا مهدی میگیم اما گناه میکنیم!

توی اوج بی معرفتی هام یه لبخند مومنانه ای هم به لب داریم که انگار عابد تر از ما نیست!

ناشکری نیستا اما خدایا این چه وضعشه؟

ما که ثابت کردیم شل و ولیم توی دینداری!

تو چرا محکمتر نمیزنی پس کله ی ما؟

مگه بنا نیس دستمونو بگیری؟

مگه اینهمه تفسیر قرآن گوش دادن ما قرار نیست به درد بخوره؟

چرا اطرافمو نگاه میکنم هیچکسو نمیشه به مقدسات قسم داد!!!

آدما همه چیز براشون شکل عادی به خودش گرفته

فساد، ظلم، دزدی از بیت المال!!!

نسل عجیبی هستیم عجیب...

خودت بیا هدایتمون کن، لطفا! خواهش میکنم..

گفتی ادعونی استجب لکم! بخوانید مرا تا اجابت کنم...

ملت شاهد باشید من خوندم.. یا رب... یا رب... یا رب.

حول حالنا الی احسن الحال.



      
<   <<   6   7   8   9   10   >>   >


پیامهای عمومی ارسال شده

+ بیا چشام به این دره بدون تو نمیگذره شبایی که خرابه حالم...



+ دلتنگ یک زیارت مقبولم یا حتی یک برف مثل قدیم ها یک باران طولانی پس آمدم ای شاه پناهم بدهی تو تا باز شود هر گره کور خلاصه مانند دل من دل دریاچه ی قم هم از دوری مشهد زده هی شور خلاصه...



+ رفقا سلام... من در میانه ی مسیری هستم که دوازده سال قبل شروع کردم... وحیدم آن زمان حدود بیست سالم بود الان حدود سی سال... باورم نمیشه همون وبلاگ نویس نوجوانی هستم که از دوران مدرسه راهنمایی مینوشت.. وقتی نوشتن همه ی زندگیم بود.. یادش بخیر... کسانی که اقلیم رهایی هنوز یادشونه سلااااااااااام...




[Designed By Ashoora.ir    مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ ]