به نام زیبایش سلام
سال 95 هم تا ساعتی دیگر تمام میشود...
مژده ی بهار را به ما داده اند و باز انتظار ...
میگذرد سالها و حافظ بهتر از زبان من میگوید:

 


بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت

و اندر آن برگ و نوا خوش ناله‌های زار داشت

گفتمش در عین وصل این ناله و فریاد چیست

گفت ما را جلوه معشوق در این کار داشت

یار اگر ننشست با ما نیست جای اعتراض

پادشاهی کامران بود از گدایی عار داشت

در نمی‌گیرد نیاز و ناز ما با حسن دوست

خرم آن کز نازنینان بخت برخوردار داشت

خیز تا بر کلک آن نقاش جان افشان کنیم

کاین همه نقش عجب در گردش پرگار داشت

گر مرید راه عشقی فکر بدنامی مکن

شیخ صنعان خرقه رهن خانه خمار داشت

وقت آن شیرین قلندر خوش که در اطوار سیر

ذکر تسبیح ملک در حلقه زنار داشت

چشم حافظ زیر بام قصر آن حوری سرشت

شیوه جنات تجری تحتها الانهار داشت


ناصر الدین شاه چندین بار این غزل را خواند و مفهوم آنرا نیافت پس نامه ای به وصال فرستاد تا بلکه مفهوم آنرا از او جویا شود . وقتی پیک به وصال رسید برادرپش دارفانی را وداع گفته بود بعدا جواب شعر را چنین داد:
صاحبا در حالتی کین بنده را غم یار داشت
یادم آمد کز سئوالی آن جناب اظهار داشت
در خطوط شعر حافظ گرچه پرسیدی زمن
بلبلی برک و کلی خوشرنک در منقار داشت
فکرها بسیارکردم هیچ مفهومم نشد
چونکه شعرش در میان راز نهان بسیار داشت
نیمه شب غواص گشتم در حروف ابجدی
تا ببینم در میات آیا چه در در بار داشت
بلیلی برگ و گلی شد 356
با علی و با حسین و با حسن معیار داشت
برگ گل سبز است دارد آن نشانی از حسن
جونکه در وقت شهادت سبزی رخسار داشت
رنگ گل سرخ دارد آن نشانی از حسین
جونکه در وقت شهادت سرخی گلنار داشت
بلبلی باشد علی کز حسرت زین برگ و گل
دائما آه و فغان و ناله بسیار داشت.
اللهم عجل لولیک الفرج، همین.. سال خوبی براتون آرزومندم. یا علی