براى تو کافى است که راه و رسم زندگى پیامبر اسلام صلّى اللّه علیه و آله و سلّم را اطاعت نمایى، تا راهنمایى خوبى براى تو در شناخت بدى ‏ها و عیب‏ هاى دنیا و رسوایى ‏ها و زشتى‏ هاى آن باشد، چه اینکه دنیا از هر سو بر پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم باز داشته و براى غیر او گسترانده شد، از پستان دنیا شیر نخورد، و از زیوره اى آن فاصله گرفت. اگر مى ‏خواهى دومى را، موسى علیه السّلام و زندگى او را تعریف کنم، آنجا که مى‏ گوید: «پروردگارا هر چه به من از نیکى عطا کنى نیازمندم» به خدا سوگند، موسى علیه السّلام جز قرص نانى که گرسنگى را بر طرف سازد چیز دیگرى نخواست، زیرا موسى علیه السّلام از سبزیجات زمین مى‏ خورد، تا آنجا که بر اثر لاغرى و آب شدن گوشت بدن، سبزى گیاه از پشت پرده‏ ى شکم او آشکار بود. و اگر مى‏ خواهى: سومى را، حضرت داوود علیه السّلام‏ صاحب نى‏ هاى نوازنده، و خواننده بهشتیان را الگوى خویش سازى، که با هنر دستان خود از لیف خرما زنبیل مى‏ بافت، و از همنشینان خود مى‏ پرسید چه کسى از شما این زنبیل را مى‏ فروشد و با بهاى آن به خوردن نان جوى قناعت مى‏ کرد. و اگر خواهى از عیسى بن مریم علیه السّلام بگویم، که سنگ را بالش خود قرار مى‏ داد، لباس پشمى خشن به تن مى ‏کرد، و نان خشک مى ‏خورد، نان خورش او گرسنگى، و چراغش در شب ماه، و پناهگاه زمستان او شرق و غرب زمین بود، میوه و گل او سبزیجاتى بود که زمین براى چهارپایان مى ‏رویاند، زنى نداشت که او را فریفته خود سازد، فرزندى نداشت تا او را غمگین سازد، مالى نداشت تا او را سرگرم کند، و آز و طمعى نداشت تا او را خوار و ذلیل نماید، مرکب سوارى او دو پایش، و خدمتگزار وى، دستهایش بود.