به نام زیبایش سلام
ابن روز و شبها که دچار بیماری ناشناخته ای که خستگی را فقط به ارمغان آورده شدم تن خسته و پاهای رنجور خویش را به زور عشق حسین به مجالس عزاداری میبرم ،
شب سوم محرم توفیق حضور در مجلس خیابان دانشگاه را داشتم و میهمان یکی از زائران حسین ع بودم شب جمعه بود و دعای کمیل و زیارت عاشورا خوانده شد...
شب چهارم را مسجد خاتم الانبیا شهرک گلستان بودم و امام جمعه ی شهرک هم حضور داشتند مراسم رسمی و خوبی بود...
شب پنجم محرم را سرگردان بین هیئت بوشهری های شهرک گلستان و مسجد الغدیر و تکیه ی ابتدای شهرک استقلال بودم بوشهری ها که زیاد آن شب چنگی به دل نزد... مسجد الغدیر هم که زود تمام شد و ماند برای شب ششم، پس رفتیم تکیه ی سینه زنان عشاق حسینی و ماندگار شدیم ، سبک آن بیشتر عوامانه است...