مباد سفره ی رنگینتان کپک بزند
خلاف میل شما چرخکی فلک بزند

به پاسبان محل بسپرید، نگذارد
گرسنه ای سر این کوچه نیلبک بزند

شما به صحت ایمان خویش شک نکنید
درخت دین جماعت اگر شتک بزند

شما به سایه باغات خویش خوش باشید
اگر هنوز گلویی دم از فدک بزند

رها کنید علی را که مثل هر شب خویش
به زخم کهنه و «نان جو»اش نمک بزند

امیر قافله، گیرم که عزم جنگ کند
نشسته اند سواران، که را محک بزند؟

محمدمهدی سیار