به نام زیبایش سلام
پس از مدتها دوست دارم بنویسم..
از چه؟ یا از که؟
از سیاست؟ از اقتصاد؟ از عشق؟
یا از واژه هایی که این روزها شدیدا دستخوش تغییرات شده اند
نه ؛ از خودم مینویسم
از یک باستانشناس کم طاقت
یا از یک ... نمیدانم
برای مردمی که اهل تدبر و خواندن و نوشتن نیستند نوشتن چه فایده ای دارد؟
این مردمی که موفق شده اند بی تفاوتی هایشان را درونم نهادینه سازی کنند
یا این جامعه ای که بدقولی اصل اول در روابطش است؟
یا بنویسم از حقوق بگیران و مفت خورانی که مازراتی و بنز سوارند؟
یا از آنان که روزی و ساعتی حتی و شاید دقیقه ای به حال این روزهای مردمی با دستهای خالی نیندیشیده اند!
خودم نمیدانم از چه بنویسم ، وقتی بی سر و سامان باشی بلاتکلیفی در زندگیت حرف اول را میزند
تو میدانی زندگی کردن این روزها چقدر سخت است!
حق الناس این روزها راحتتر بر گردنم می افتد و مثل قدیم ها دیگر سنگینی ندارد!
ساز زندگی خیلی ها این روزها ناکوک است جز ساز گرانی که علی برکت الله ، حسابی کوک است!
پیشتر ها نقد سیاسی آرامم میکرد اما این روزگار بی شرف چه چرخها که نمیزند!
عجالتا از ادامه ی این بحث بی نتیجه صرف نظر میکنم اما فقط یک سوال!
چهل سال از رفتن شاه گذشت!!!
چهل سال است آنچه صدها سال محال بود ممکن شده!!!
چهل سال است حکومت اسلامی ما دوام آورده!!!
یاد مرحوم آیت الله خمینی بخیر که همیشه میگفتند: امریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند!!!
امام عزیز روحت شاد ؛ خودی ها خیلی غلطها کردند...
یک نیست یقه ی خودی ها را بگیرد؟ بس نیست غارت بیت المال...
اللّهُمَّ اجْعَلْ عَواقِبَ امُورِنا خَیْراً
والسلام. درد دلی بود مختصر. یا علی. بهمن97